اسکات هارولد و ساتوررو موری در تحلیلی که در وب‌سایت اندیشکده رند منتشر شد، نوشتند: هیچ کشوری به اندازه تایوان به صورت مستقیم در معرض این تهدیدها قرار ندارد. همان‌طور که فیلیپ دیویدسون، فرمانده وقت فرماندهی هند و اقیانوس آرام در ماه مارس در برابر کمیته نیروهای مسلح مجلس سنای آمریکا شهادت داد، ممکن است تهدید برای تایوان «در شش سال آینده اتفاق بیفتد»، دو هفته بعد، جان آکویلین، جانشین او نیز شهادت داد که «این مشکل بسیار نزدیک‌تر از چیزی است که اکثر ما فکرش را می‌کنیم.»

یاسوهیده ناکایاما، معاون وزیر دفاع ژاپن به جهان هشدار داده است که از تهدید چین برای تایوان آگاه باشند، درحالی‌که کیشی نوبو، وزیر دفاع ژاپن نیز اعلام کرده است که «صلح و ثبات تایوان به‌طور مستقیم با ژاپن ارتباط دارد».

همان‌طور که سفر کریس داد، سناتور سابق و ریچارد آرمیتاژ و جیمز اشتاینبرگ، معاونان سابق وزیر امور خارجه آمریکا به دستور جو بایدن به تایپه نشان داد، آمریکا در کنار تایوان ایستاده است؛ اگر چین بخواهد علیه همسایه خود به‌زور متوسل شود، آمریکا تقریباً به‌طورقطع به آن پاسخ خواهد داد. همان‌طور که اخیراً آسو تارو، معاون نخست‌وزیر ژاپن بیان کرد، ژاپن حتماً در دفاع از تایوان به متحد خود ملحق خواهد شد.

در این راستا کارشناسان آمریکایی از متحدان خود خواسته‌اند تا برای احتمال جنگ با چین آماده شوند، این گامی است که آن‌ها در رزمایش‌های اخیر خود برداشته‌اند. برنامه‌ریزی دفاعی متحدان می‌تواند این موضوع را در نظر بگیرد که ژاپن چگونه باید بازدارندگی را تقویت کند و در صورت لزوم با دستیابی به قابلیت‌های موشکی دوربرد، توانایی خود را در دفاع مشترک افزایش دهد.

ممکن است آمریکا و ژاپن در موقعیتی نباشند که تصمیم بگیرند آیا به تجاوز چین به تایوان پاسخ بدهند یا خیر؛ احتمال دارد آن‌ها از ابتدا خواه‌ناخواه به درون این کشمکش کشیده شوند. ممکن است شی جین پینگ در صورت حمله چین به تایوان دستور حمله به شبکه‌های سایبری و فضایی آمریکا، نیروهای آمریکایی در ژاپن و گوام و همچنین نیروهای دفاعی و تأسیسات ژاپن را با این هدف صادر کند که ابتدا متحدان را از جنگ خارج کند و سپس قبل از اینکه آن‌ها بتوانند احیا شوند و واکنش نشان دهند، اقدام کند. علاوه بر این ممکن است برنامه‌ریزان دفاعی آمریکا و ژاپن نه‌تنها در موردحمله چین به تایوان، بلکه در مورد احتمال حمله هم‌زمان به جزایر سنکاکو که می‌تواند باعث اختلاف متحدان بر سر اولویت‌های متفاوت شود، فکر کنند.

نیروهای آمریکایی و نیروهای دفاعی ژاپن حتی اگر به دنبال دفاع از خود در برابر حملات بعدی ارتش آزادی‌بخش خلق چین باشند، باید راه‌هایی برای مقابله و شکست مؤثر نیروهای ارتش چین در تایوان و سنکاکو پیدا کنند. این امر مستلزم آن است که متحدان به زیرساخت ارتش چین که برای انجام عملیات مشترک ضروری است، حمله کنند؛ این چیزی است که ارتش چین از آن به‌عنوان «رویارویی سیستم‌ها و جنگ تخریب سیستم» یاد می‌کند.

ممکن است نیروهای آمریکایی و نیروهای دفاعی ژاپن برای نجات یافتن از حمله ارتش چین به حداکثر رساندن قابلیت بقا و همچنین افزایش درجه مرگبار بودن از طریق تقویت هر دو پدافند غیرعامل و عامل، تحکیم پایگاه‌های نظامی، تأسیسات و همچنین بهبود دفاع هوایی و موشکی یکپارچه نیاز داشته باشند. بااین‌حال اگر متحدان خودشان را به جلوگیری از حملات چین بدون آنکه به دنبال تلافی حمله باشند، محدود کنند احتمالاً متوجه خواهند شد که ارتش چین به‌سادگی بر دفاع آن‌ها غلبه می‌کند. آمریکا و ژاپن برای مقابله با این امر می‌توانند رویکردی را در نظر بگیرند که شامل حملاتی علیه شبکه‌های اعمال قدرت‌ چین به‌گونه‌ای باشد که توانایی‌های نظامی چین را تا حدی تضعیف کند که حمله به تایوان یا سنکاکو را غیرقابل‌توجیه سازد. ازآنجاکه هیچ تضمینی وجود ندارد که آمریکا و ژاپن بتوانند اولین حمله فلج‌کننده موردنظر چین علیه پایگاه‌های آمریکا و ژاپن را شناسایی یا مختل کنند یا آن را با شکست روبرو سازند، به حداکثر رساندن ظرفیت حمله تلافی‌جویانه می‌تواند برای حفظ بازدارندگی بسیار مهم باشد.

ممکن است چنین رویکردی نیازمند جدی گرفتن پیشنهاد‌های متخصصان ژاپنی برای دستیابی به یک مخزن قابل‌توجه از موشک‌های دوربرد متعارف باشد. قابلیت‌های ضد حمله که ممکن است ژاپن اکتساب آن‌ها را به‌صورت مرحله‌بندی شده در نظر بگیرد، می‌تواند شامل موشک‌های کروز تام‌هاوک با برد بیش از 1000 کیلومتر و سپس موشک‌های بالستیک میان برد با برد بیش از 2000 کیلومتر و سرانجام تسلیحات مافوق صوت با بردهای مشابه باشد. احتمالاً ژاپن می‌خواهد برنامه‌های فعلی خود برای توسعه و خرید موشک‌های کروز دوربرد ضد کشتی را از طریق ارتقاء موشک Type-12 با برد بالقوه 1000 کیلومتر ادامه دهد. ممکن است چنین تدارکاتی بر توسعه قابلیت‌های ضد حمله‌ای متمرکز باشد که می‌تواند به اهداف زمینی ثابت نظامی مانند پایگاه‌های ارتش چین، بنادر و سیستم‌های مختلف حیاتی که از عملیات تهاجمی قدرت افکن چین پشتیبانی می‌کند، اصابت کند.

ممکن است چنین قابلیت‌های جدیدی به بازنگری در نقش‌ها، مأموریت‌ها و قابلیت‌های سنتی ژاپن و آمریکا در چارچوب اتحاد متمرکز باشد. بااین‌حال، این امر نباید تعجب‌آور باشد. اتحادهایی که نجات می‌یابند در پاسخ به فشارهای رقابتی ناشی از رقبای قدرت بزرگ تکامل می‌یابند. درنهایت، اعتبار پاسخ‌های آمریکا و ژاپن به حمله چین به تایوان ممکن است تا حدی به چگونگی واکنش دو کشور از طریق توسعه و استقرار نیروهایی بستگی داشته باشد که می‌توانند هزینه‌های غیرقابل‌پذیرشی را به چین در صورتی تحمیل کنند که بخواهد علیه متحدان، شرکا، منافع و ارزش‌های آن‌ها به‌زور متوسل شود.