وب سایت بنیاد آمریکایی هریتیج (The Heritage Foundation‎) در یادداشتی نوشت: انتظار می‌رود یک دولت ائتلافی، که احتمالاً شامل حزب سبزها هم باشد، روی کار بیاید. در نتیجه، دولتی شکل خواهد گرفت که یک توافق شکننده با ترکیبی از اولویت‌های  ناهمگون داخلی و خارجی بر آن حاکم می‌شود.

در این شرایط، طرح جو بایدن برای واگذاری مسئولیت ثبات اروپا به برلین و پاریس، متحمل نظارت دقیقی خواهد شد. چرا که احتمال دارد همکاری واشنگتن و برلین بسیار مشکل‌تر شود. حتی ممکن است حفظ یکپارچگی بین کشورهای فراآتلانتیک در دوران رقابت بین قدرت‌های بزرگ، بیش از آنچه که تصور می‌شود، نیاز به تلاش و همکاری داشته باشد.

برلین در زمان صدارت مرکل سعی کرد راهی برای اتخاذ یک سیاست واقع‌گرایانه بیابد که در نتیجه آن، دخالت‌های کینه‌توزانه چین را به چالش بکشد. اگرچه آلمان بزرگ‌ترین شریک تجاری پکن نیز هست. مرکل، حامی اصلی توافق جامع سرمایه گذاری چین-اتحادیه اروپا است که معامله ای بحث‌برانگیز محسوب شده و با مخالفت ایالات متحده و بسیاری از کشورها در اروپا همراه بود.

مرکل با وجود نگرانی‌های امنیتی گسترده ای که مقامات آمریکا مطرح می‌کنند، نسبت به فناوری جی 5 چین با ملایمت برخورد کرده است. دولت آلمان در دسامبر گذشته، لایحه‌ای را طرح کرد که بر اساس آن لازم است تا مطمئن شوند شرکت‌های مجری ساخت شبکه‌های جی 5، از این تجهیزات برای جاسوسی و اقدامات تروریستی استفاده نخواهند کرد. به رغم اینکه چینی‌ها این لایحه را بسیار نامطلوب دانستند، اما با این وجود، دولت مرکل خواستار تصویب قانونی شد که براساس آن به دولت آلمان این قدرت را بدهد که از فعالیت شرکت‌های غیرقابل اعتماد ارائه کننده تکنولوژی جی 5 جلوگیری به عمل آورد.

در عین حال،کاسکو غول حمل و نقل دریایی چین، به مذاکره با دو شرکت ترابری دریایی آلمان پرداخت تا امتیاز بهره برداری یکی از پایانه‌های باربری در بندر هامبورگ را در دست بگیرد، اقدامی که ظاهراً با تصویب دولت آلمان انجام شده است. این امر موجب مشاجراتی در محافل سیاسی – اقتصادی آلمان شد. با همه این احوال، صدر اعظم در آخرین نشست گروه هفت، به شکلی محتاطانه به مخالفت خود با موضع سختگیرانه چین ادامه داد.

رویکرد مرکل برای ایجاد تعادل، به چین محدود نشد. صدراعظم، شدیدا از همکاری برای تکمیل خط لوله نورد استریم 2 با روسیه حمایت کرد و نسبت به شریک‌شدن در تولید واکسن اسپوتینگ وی علاقه نشان داد. او همچنین، اخیراً از برقراری «تماس مستقیم» بین اتحاد بین اروپا و روسیه حمایت کرد، درخواستی که از سوی چند کشور اروپایی رد شد.

حتی در داخل حزبِ خودِ مرکل نیز اختلاف نظر وجود دارد. این امر در طول رقابت برای انتخابات رهبر جدید حزب، مشخص بود. فردریش مرز، از اعضای سابق پارلمان اروپا، که از حامیان سرسخت ناتو بود، خواستار تقویت روابط بین کشورهای فراآتلانتیک شد و رویکرد سخت‌گیرانه‌تری نسبت به چین اتخاذ کرد. او در دور اول از رقابت سه‌جانبه برای ریاست حزب، بیشترین رأی را کسب کرد اما در دور دوم رأی‌گیری، در رقابتی تنگاتنگ شکست خورد.

به نظر می‌رسد آرمین لاشت، برنده نهایی رقابت درون حزبی که به عنوان نامزد صدر اعظمی آینده انتخاب شد، سعی دارد از مدل رهبری مرکل پیروی ‌کند. او اخیراً به فایننشال تایمز گفت: «من از استراتژی دولت مرکل در قبال چین حمایت می‌کنم. ما باید در مورد نگرانی‌های خود (حقوق بشر) با چین صحبت کنیم، اما نیازی نیست که سیاست خود را در قبال چین تغییر دهیم». او همچنین عنوان کرد که از رویکرد ملایم‌تر با روسیه حمایت می‌کند.

در عین حال، حزب سوسیال دموکرات نیز نسبت به چین رفتار ملایمی دارد. اولاف شولتس نامزد پست صدراعظمی این حزب، معاون فعلی صدر اعظم و وزیر دارایی است. او در حوزه اقتصاد دیجیتال، به همکاری با پکن علاقمند است. اخیراً هایکو ماس، از دیگر اعضای مهم حزب سوسیال دموکرات، و وزیر امور خارجه فعلی آلمان، گفت: «ما در اتحادیه اروپا، چین را همزمان به عنوان شریک، حریف و رقیب سیستماتیک تعریف می‌کنیم». او اضافه کرد: «ما نیازمند کانال‌های ارتباطی قوی و پایدار با پکن هستیم. جدا شدن از یکدیگر، روش نادرستی برای ادامه مسیر است».

در این میان، تعدادی از احزاب مخالف نیز، نظر متفاوتی دارند. آنالنا باربوک کاندیدای حزب سبزها برای پست صدر اعظمی، خواستار فشار بیشتر بر روسیه شده و با ساخت خط لوله نورد استریم 2 مخالفت کرده است. او منتقد سرسخت پکن نیز می‌باشد.

در حال حاضر، پیامدهای ژئوپلیتیکی انتخابات فدرال در سپتامبر 2021، نامشخص است. دو سناریوی احتمالی عبارتند از، یک، تشکیل یک ائتلاف بزرگ متشکل از حزب دموکرات مسیحی، سبزها و حزب سوسیال دموکرات و دوم ائتلافی بزرگ متشکل از حزب دموکرات مسیحی، سبزها و حزب دموکرات آزاد.

در سناریوی دوم ممکن است تغییراتی در سیاست خارجی آلمان، به ویژه در قبال چین و روسیه ایجاد شود که در نتیجه آن، روابط برلین با واشنگتن دچار دوگانگی خواهد شد.

احتمالاً، هر دو دولت در یک موضوع با هم توافق دارند تا آمریکا را به میز مذاکره با ایران برگردانند. اگرچه بسیاری در پشت پرده‌، قبول دارند که معامله با ایران در نهایت، نمی‌تواند این کشور را مهار کند. اما می‌تواند فرصتی برای انتخاب گزینه‌های بهتر برای مقابله با ایران فراهم کند، اگرچه احتمال آن بسیار بعید بوده و جامعه فراآتلانتیک توسط چین، روسیه و ایران تحت فشار قرار خواهند گرفت.

در مجموع، بایدن علاوه بر چالش ایران از اتحاد فراآتلانتیک ناامید خواهد شد، چرا که در بهترین حالت، رهبری آینده آلمان سیاستی دوپهلو خواهد داشت. درحالیکه واشنگتن انتظار دارد متحدان غربی اش با نفوذ پکن مقابله کرده و برای پاسخگویی به تحرکات تنش زای مسکو آماده باشند.

با توجه به آینده پیش‌رو، واشنگتن نمی‌تواند چندان به برلین اعتماد کند. در نتیجه، دولت بایدن باید بیشتر زمان خود را صرف اتحاد فراآتلانتیک کند، که در این صورت، خطر شکست از پکن، مسکو و تهران در سایر حوزه‌ها دوچندان خواهد شد.