وب‌سایت موسسه مطالعات راهبردی و بین‌الملل آمریکا (CSIS) در یادداشتی نوشت: توانمندی‌های چین برای رقابت با آمریکا نه‌تنها در همه سطوح نظامی و غیرنظامی افزایش قابل‌توجهی یافته است، بلکه این کشور اهداف گسترده‌ای را نیز برای برتری راهبردی تعیین کرده است، اگرچه چنین اهدافی همچنان مبهم هستند و آمریکایی‌ها اطلاعات و تحلیل‌های قابل‌اطمینانی درباره آن‌ها ندارند. بااین‌وجود، باید در همه برآوردها و داده‌ها پنج هشدار اصلی را موردتوجه قرار داد:

نخست، چین بر بهره‌گیری یکپارچه از قدرت‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی خود تأکید دارد و از این ظرفیت‌ها برای دستیابی به اهداف، البته بدون جنگ با قدرت‌های بزرگ مانند آمریکا، استفاده می‌کند. اگرچه آمریکا و سایر کشورهای غربی به‌طور فزاینده‌ای تلاش کرده‌اند با استفاده از اقداماتی مانند تحریم‌ها به تحرکات چین پاسخ دهند، اما ازآنجایی‌که سیستم‌های سیاسی و اقتصادی آن‌ها تماماً در اختیار دولت‌ها نیست، عمده تلاش‌های آمریکا و غرب بر پویایی و تقویت حوزه‌های نظامی متمرکز است. این در حالی است که رقابت‌های اقتصادی و فناوری با چین باید در اولویت قرار بگیرد.

دوم، ماهیت جنگ‌ها از منظر جنگ‌های نامنظم و کلاسیک، به‌سرعت در حال تغییر است. درگیری‌ها در حوزه سایبر، فضا، استفاده از هوش مصنوعی و بازیگران غیردولتی، تنها برخی از این تغییرات موجود است. این تغییرات که به‌آسانی قابل ردیابی و تحلیل نیستند، در حال حاضر توانایی تأثیرگذاری، ایجاد رعب و وحشت، بازدارندگی و موفقیت نسبی چین را در عرصه رقابت‌های جهانی شکل داده‌اند؛ بنابراین احتمال تغییرات گسترده‌تر در رقابت‌های نظامی در دهه‌های آتی نیز وجود دارد، چنانکه اکنون هیچ‌کس نمی‌تواند به شکل قابل‌اعتمادی آن‌ها پیش‌بینی و ارزیابی کند.

سوم، راهبرد اصلی آمریکا بر رقابت نظامی با چین در اقیانوس آرام به‌ویژه در دریای جنوبی چین، تایوان و مقابله با فشارهای فزاینده چین بر کره جنوبی و ژاپن متمرکز است که البته این راهبرد به دلیل تقویت قدرت نظامی چین در این مناطق، کاملاً موجه است. بااین‌حال، این تمرکز باعث شده است که ایالات‌متحده اهمیت توانایی چین در استفاده از قدرت اقتصادی خود برای نفوذ در سراسر جهان، توانایی فزاینده آن برای فشار بر آسیای مرکزی و کشورهای اقیانوس هند و پیوندهای فزاینده آن با روسیه را نادیده بگیرد. آمریکا تاکنون بر بهبود توانایی خود برای نبرد در یک جنگ بزرگ علیه چین متمرکزشده است – پیشرفت‌هایی که اگرچه ضروری است اما جایگزینی برای رقابت‌های غیرنظامی نخواهد بود.

چهارم، برای اینکه بتوان دقیقاً پیش‌بینی کرد چین به‌مرورزمان نیروها و پدافندهای هسته‌ای و متعارف خود را چگونه بهبود می‌بخشد، هنوز خیلی زود است. اکنون به نظر می‌رسد چین توانایی بسیار پیشرفته‌تری برای تمرکز بر جنگ‌های معمولی در سطح صحنه‌های کوچک و منطقه‌ای را داشته باشد. چین به‌عنوان یک رقیب مستقیم برای آمریکا و به‌عنوان یک قدرت نظامی و اقتصادی به‌مراتب قدرتمندتر از روسیه، نه‌تنها در حال بازتعریف قدرت هسته‌ای خود است، بلکه در حال ایجاد جهانی است که در آن نه‌تنها خطر جنگ هسته‌ای بین قدرت‌های بزرگ تشدید خواهد شد، بلکه مؤلفه‌های کنونی حفظ توازن هسته‌ای ازجمله بازدارندگی و کنترل تسلیحات نیز تضعیف خواهند شد.

پنجم، اطمینان به آمارهای بین‌المللی همواره چالش‌برانگیز بوده است، از همین رو نباید آمار و اطلاعات منتشرشده درباره چین در حوزه‌های مختلف سیاسی، نظامی و اقتصادی مبنای تصمیم‌گیری درباره این کشور قرار گیرد، همچنان که بسیاری از ظرفیت‌های چین در حوزه‌های مختلف در مناطق دوردست جهان در این آمارها محاسبه نشده‌اند.