وب‌سایت شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) در یادداشتی نوشت: رئیس‌جمهور شی جین پینگ، یک ماه پس‌ازآن که مسیر زمینی ابتکار کمربند و جاده را در قزاقستان راه‌اندازی کرد، در اکتبر 2013 نیز تصمیم گرفت مسیر دریایی آن را در اندونزی، بزرگ‌ترین کشور آسیای جنوب شرقی، معرفی کند.

آسیای جنوب شرقی منطقه‌ای است که «کمربند اقتصادی راه ابریشم» و «راه ابریشم دریایی» در آن با هم تلاقی پیدا می‌کنند. در آسیای جنوب شرقی که یکی از شش کریدور اقتصادی ابتکار کمربند و جاده است، اقیانوس‌های هند و آرام به هم متصل می‌شوند و تقاطع خطوط دریایی اصلی برای ارتباطات، تجارت و حمل‌ونقل انرژی و سایر منابع حیاتی در آن قرار گرفته است.

همان‌طور که دیوید شامبو، استاد دانشگاه جرج واشنگتن در سال 2020 در کتابی تحت عنوان جایی که قدرت‌های بزرگ ملاقات می‌کنند بیان کرده است، آسیای جنوب شرقی ازنظر استراتژیک برای چین و آمریکا دارای اهمیت است؛ بنابراین، آسیای جنوب شرقی «گلوگاه استراتژیک» چین است و برای برتری‌جویی این کشور به‌عنوان یک قدرت جهانی بسیار مهم است.

 

ابتکار کمربند و جاده

چین برای کاهش خطرات و به حداکثر رساندن منافع خود در چندین حوزه، به تأمین مالی و ساخت زنجیره‌ای از بندرها، خطوط لوله، بزرگراه‌ها، راه‌آهن سریع‌السیر، پل‌های زمینی، پارک‌های صنعتی و مراکز ارتباط دیجیتال در آسیای جنوب شرقی و سایر مناطق جهان پرداخته کرده است. درحالی‌که برخی از این تلاش‌ها مقدم بر راه‌اندازی ابتکار کمربند و جاده بودند، اما از سال 2013 سرعت بیشتری گرفته‌اند. این پروژه‌های زیرساختی سخت و نرم، شبکه‌ای گسترده را در نقشه ابتکار کمربند و جاده تشکیل می‌دهند، منافع را به هم پیوند می‌دهند و وابستگی متقابل میان پکن و سایر پایتخت‌ها را تثبیت می‌کنند. موضوعی که نشان می‌دهد در این قرن پرحادثه همه راه‌ها به نحوی به پکن منتهی می‌شوند.

گذشته از جغرافیا، عوامل اساسی دیگری نیز وجود دارد که نشان‌دهنده اهمیت آسیای جنوب شرقی برای ابتکار کمربند و جاده چین و منافع گسترده آن است. این موارد عبارت‌اند از؛ ضرورت ایجاد تقاضای خارجی برای شرکت‌های چینی و اصلاح ظرفیت مازاد داخلی در برخی از صنایع چینی در پی بحران مالی جهانی 2008-2009، خنثی کردن محاصره منطقه‌ای چین به رهبری آمریکا که نمونه بارز آن سیاست چرخش به آسیا و استراتژی آزاد و باز هند و اقیانوس آرام (FOIP) در دوره اوباما است و همچنین کاهش شکاف‌های داخلی در حوزه توسعه اجتماعی بین مناطق غربی و شرقی چین، تأمین منابع پایدار و منابع انرژی و مدیریت تنش‌های داخلی پس از اصلاحات ده‌ها ساله و ایجاد گشایش‌های سیاسی.

هر یک از این ضروریات برای قانون اساسی و آینده سیاسی حزب کمونیست چین (CCP) حیاتی هستند. با متزلزل شدن روابط چین – آمریکا و ناپایدارتر شدن روابط چین با قدرت‌های رده دوم (سایر اعضای کواد و سایر شرکای اقیانوس هند- آرام، ازجمله کشورهای اروپایی)، آسیای جنوب شرقی برای چین اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. درحالی‌که پکن تمایل فزاینده‌ای بر استفاده از تهدید نظامی و ارعاب سیاسی برای محافظت ازآنچه منافع مطلق خود در دریای چین جنوبی و سایر جبهه‌ها نشان می‌دهد، ابتکار کمربند و جاده و سایر ابزارهای همکاری و ترغیب، به‌ویژه برای جبران اثرات سوء اقدامات قهری چین و بهینه‌سازی منافع گسترده‌تر آن، درحالی‌که به دنبال اعتبار و قدرت فزاینده است، از اهمیت بیشتری برخوردار می‌شوند.

این اقدامات به‌ظاهر متناقض احتمالاً ادامه خواهند داشت، زیرا پکن در پاسخ به فشارهای فزاینده سیاست واشنگتن نسبت به چین، استراتژی دوگانه خود را که هم‌افزایی بین بازارهای داخلی و بین‌المللی را توسعه می‌دهد، به حداکثر می‌رساند. در دوران رئیس‌جمهور بایدن، واشنگتن مصمم است با احیای اتحاد و مشارکت نظامی خود در آسیا و اروپا رهبری جهانی ایالات‌متحده را بازسازی کند، درحالی‌که با کشورهای همفکر برای به عقب راندن چین در مورد مسائل امنیتی، فناوری، اتصال زیرساخت‌ها، توسعه، زنجیره‌های تأمین و حقوق بشر و دیگر موارد همکاری می‌کند.

درحالی‌که رقابت قدرت‌های بزرگ در صفحات شطرنج سیاست (به ترتیب حوزه‌های امنیتی و غیرنظامی) شدت می‌یابد، به‌طوری‌که فشارها را افزایش داده و فضای کمی برای مانور و محافظت از بقا برای کشورهای کوچک‌تر فراهم می‌کند، چین می‌تواند از طریق ابتکار کمربند و جاده این کشورها را بیش‌ازپیش به خود وابسته کند.