ماموکا تسرتلی و جیمز جی کارافانو در تحلیلی که در وب‌سایت اندیشکده آمریکایی هریتیج منتشر شد، نوشتند: آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا اخیراً در سفرش به اوکراین به ولادیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین گفت که «ما باقدرت در کنار شما ایستاده‌ایم. شرکای ما نیز همین‌طور هستند. وقتی در ناتو به سر می‌بردم نیز همین را شنیدم. ما امیدواریم که روسیه از اقدامات بی‌پروا و تهاجمی دست بردارد.»

اما این حرف‌ها چقدر اهمیت دارد؟ پوتین یک مشکل محسوب می‌شود. او به اقدامات اهمیت می‌دهد نه به کلمات. مسئله واقعی این است: آمریکا قصد دارد چه اقدامی انجام دهد؟

مسکو در تاریخ 22 آوریل خروج نیروهایش از کریمه را اعلام کرد. اما در واقعیت، فقط بخش کوچکی از سربازان روس کریمه را ترک کردند. کریمه همچنان یک پایگاه نظامی مهم برای مسکو است. اکثریت این سربازان و بخش عمده تجهیزاتی که روسیه در بهار سال جاری میلادی به کریمه و مرزهای شرقی اوکراین منتقل کرده بود، همان‌جا باقی‌مانده است و این یک تهدید دائمی به تهاجم محسوب می‌شود.

اوکراین برای افزایش توانایی‌های دفاعی خود به کمک غرب نیاز دارد. بر اساس گزارش پولیتیکو، کی‌یف تمایل دارد که واشنگتن جنگ‌افزارهای بیشتری به این کشور بفروشد. دمیترو کولبا، وزیر امور خارجه اوکراین ماه گذشته به رویترز گفت که این امر شامل فن‌آوری ضد تک‌تیرانداز، پدافندهای دفاع هوایی و تجهیزات مقابله با توان روسیه برای مختل کردن شبکه مخابراتی اوکراین است. آموزش دفاع زمینی نیز در اولویت قرار دارد.

مذاکرات درباره کوتاه کردن مسیر عضویت اوکراین در ناتو در حال انجام است. رئیس‌جمهور لهستان در کنفرانس خبری مشترک با زلنسکی گفته بود: « قرار است تا در نشست ناتو در ماه ژوئن، در خصوص یک نقشه راه برای گام‌هایی که اوکراین باید برای پیوستن به ناتو بردارد، مذاکره شود. اما متأسفانه اعضای مهم غربی ناتو، فرانسه و آلمان، در این رویکرد سهیم نیستند. به نظر نمی‌رسد که آمریکا نیز قصد داشته باشد بر این مسئله پافشاری کند.

اما حتی اگر قرار باشد آمریکا دیگر اعضای ناتو را برای اعطای یک برنامه اقدام عضویت (MAP) به اوکراین تحت‌فشار بگذارد، معنای واقعی امنیت نظامی این بیانیه تحت شرایط کنونی و فشار روسیه چه خواهد بود؟ وقتی هیچ تعهدی برای دفاع از این کشورها داده نشود، چه چیزی مانع از یک تهاجم نظامی دیگر از جانب روسیه خواهد شد؟

هر چیزی به‌جز عضویت کامل گرجستان و اوکراین در ناتو به همراه اجرای فوری دفاع از این کشورها، فقط باعث تحریک روسیه به اقدامات تهاجمی‌تر علیه آن‌ها خواهد شد. بدون عضویت کامل هرگونه بیانیه ناتو یا حتی ارتقای جایگاه در مسیر عضویت، هیچ‌گونه معنای امنیت واقعی برای این کشورها نخواهد داشت.

حقیقت ناخوشانید این است که در این مرحله، هیچ انتظار واقعی در خصوص تصمیمی جدی برای تضمین امنیت اوکراین و گرجستان تحت چتر ناتو یا تحت یک معاهده دوجانبه با آمریکا وجود ندارد.

اوکراین و نیز برخی کشورهای اروپای شرقی، از مدت‌ها قبل بیم آن را داشته‌اند که در بازآرایی بزرگ‌تر ژئوپلیتیک میان روسیه و غرب به برگ چانه‌زنی تبدیل شوند. این امر حکایت از آن دارد که بعد از سفر بلینکن، وزیر امور خارجه اوکراین به‌صورت علنی گفت که به او اطمینان داده‌شده است هیچ تصمیمی میان پوتین و بایدن بدون در نظر گرفتن منافع اوکراین اتخاذ نخواهد شد.

اصل مطلب این است که آمریکا و متحدان اروپایی هم‌فکر این کشور باید در اسرع وقت، هر اقدامی را که برایشان مقدور است انجام دهند تا اوکراین را به یک جام زهر برای پوتین تبدیل کنند.

ما باید اطلاعات درباره تقویت نیروی نظامی روسیه را با اوکراین به اشتراک بگذاریم. همچنین باید تصاویر ماهواره‌ای از تقویت نیروی نظامی روسیه را در اختیار عموم قرار دهیم.

آمریکا باید تا اندازه زیادی حضور دریایی خود را در دریای بالکان افزایش دهد. اگرچه حضور نظامی آمریکا در دریای سیاه بعد از حمله روسیه به اوکراین در سال 2014 افزایش زیادی داشت اما این حضور از آن زمان به بعد کاهش‌یافته است. این کار یک اشتباه بود. به‌علاوه ما باید به اوکراین برای بهبود توانایی‌هایی دریایی این کشور کمک کنیم.

آمریکا باید فشار در رابطه با نورد استریم 2 را افزایش دهد. اما مهم‌تر از همه این‌که آمریکا باید با اوکراین و گرجستان به‌عنوان اعضای دوفاکتوی ناتو برخورد کند. این امر باید خیلی زود به ارائه کمک با آموزش، سازگاری نظامی و مانورهای مشترک، فروش سلاح (با محدودیت‌های کمتر) و تمهیدات امنیت سایبری تبدیل شود.

اما آمریکا و غرب، در کل، باید به‌وضوح مشخص کنند که هرگونه تهاجم دیگر علیه اوکراین یا همسایگان مستقلش با تحریم‌های فوری که برای از کار انداختن توان مالی و عملیاتی طراحی‌شده‌اند، روبرو خواهد شد.

این کار باعث خواهد که پوتین بهای واقعی تهاجمش را بپردازد. این اقدامی است که باید بلافاصله پس‌ازآن که روسیه تغییر شکل مرزهای اوکراین و گرجستان را آغاز کرد، انجام می‌شد.

اگرچه مسئولیت آینده اوکراین همچنان بر عهده اوکراین است اما غرب نباید در انجام کاری که می‌تواند برای حمایت از اوکراین انجام دهد، تردید کند.