وب‌سایت اندیشکده بروکینگز در یادداشتی نوشت: طبق این توافق، اسرائیل و مراکش در آینده نزدیک بخشی از روابط دیپلماتیک را از سر خواهند گرفت، پروازهای مستقیم برقرار خواهند کرد و به افزایش همکاری اقتصادی و فنّاورانه خواهند پرداخت. بااین‌حال، مراکش متعهد به باز کردن سفارت در اسرائیل نشده (بلکه، همانند قبل از سال 2002، دفاتر رابط باز می‌کند) و روابط دیپلماتیک کامل برقرار نمی‌کند. یک روز پس‌ازاین اعلامیه ترامپ، دولت وی درخواستی برای فروش بالقوه یک میلیارد دلار تسلیحات به مراکش، به کنگره ارسال کرد، شبیه اقدامی که دولت آمریکا پس از عادی‌سازی روابط امارات با اسرائیل اتخاذ کرده بود.

اگرچه این توافق تاریخی، با توجه به موضع سابق مراکش در این موضوع، شهروندان مراکش و منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را شگفت‌زده کرده است، اما برای رژیم این کشور گامی راهبردی محسوب می‌شود. سیاست خارجی مراکش، دیدگاه دولت منتخب نیست بلکه نظر پادشاه است. رباط برای پیشبرد منافع امنیتی و سیاسی خود به دنبال بهره‌برداری از روزهای پایانی ترامپ در کاخ سفید بوده است. در طرف دیگر نیز دولت ترامپ می‌خواهد مشروعیت و اهمیت طرح صلح خود را افزایش دهد و برای این کار زمان زیادی ندارد؛ بنابراین، رژیم مراکش در راهبرد سیاسی کلی خود برای دست‌یابی به مشروعیت بین‌المللی حق حاکمیت خویش بر صحرای غربی، این فرصت نادر را مغتنم شمرده است.

عادی‌سازی جزئی روابط باعث خشم برخی از همسایگان مراکش شده و احتمالاً بسیاری از شهروندان این کشور را عصبانی خواهد کرد. بر اساس شاخص افکار اعراب در سال 2020-2019، 88 درصد از مراکشی‌های شرکت‌کننده در نظرسنجی اظهار کرده‌اند که مخالف به رسمیت شناخته شدن رسمی اسرائیل هستند و 70 درصد آن‌ها آرمان فلسطین را دغدغه همه اعراب قلمداد کرده‌اند. اگرچه این ناخرسندی بلافاصله به اعتراضات تبدیل نخواهد شد اما دیدگاه شهروندان نسبت به رژیم را مخدوش کرده و روابط دولت-جامعه را در بلندمدت تغییر خواهد داد.

 

موضع منطقه‌ای و بین‌المللی در قبال مناقشه صحرای غربی

بعید است که تصمیم آمریکا برای به رسمیت شناختن ادعای مراکش بر صحرای غربی و عادی‌سازی جزئی روابط مراکش و اسرائیل، تغییری در موضع اتحادیه اروپا و سازمان ملل در این مناقشه ایجاد کند. بااین‌حال، این امر برای فرانسه به‌عنوان نزدیک‌ترین متحد مراکش در اتحادیه اروپا، کمی فرق می‌کند. با توجه به روابط نزدیک بین رهبران فرانسه و رژیم مراکش، فرانسه در عین حمایت رسمی از راه‌حل‌های مورد ارائه سازمان ملل، هرگز در مقابل مراکش قرار نخواهد گرفت.

در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، الجزایر و ایران از این تصمیم رژیم مراکش انتقاد کرده‌اند و احتمالاً دیگر کشورهایی که روابطشان با اسرائیل تیره است (نظیر لبنان، سوریه و عراق) نیز از آن انتقاد خواهند کرد؛ اما این کشورها متحد مراکش نیستند بلکه روابط با کشورهای حوزه خلیج [فارس] برای مراکش در اولویت بوده و از آن‌ها حمایت مالی و سیاسی دریافت می‌کند.

 

تأثیر داخلی

در داخل، پیروزی در صحرای غربی در اظهارات رژیم پررنگ‌تر شده و اطلاعات چندانی در مورد توافق با اسرائیل بیان نمی‌شود. درواقع پادشاهی مراکش خود را به‌عنوان میانجی بین اسرائیل و فلسطین جلوه می‌دهد. اظهارات دولتی تأکید می‌کند که مراکش صرفاً به ازسرگیری پروازها، دفاتر رابط و نه روابط دیپلماتیک با اسرائیل خواهد پرداخت.

بلافاصله پس از اعلامیه ترامپ، کابینه سلطنتی مراکش طی اطلاعیه‌ای از تماس تلفنی بین محمود عباس، رئیس فلسطین و ملک محمد ششم (پادشاه مراکش) خبر داد. هدف از این تماس تلفنی و بحث‌ها پیرامون آن این بود که نشان دهند مسئله فلسطین برای رژیم مراکش همچنان حائز اهمیت است و روابط بین این دو همچنان قوی است.

فعالان سیاسی داخلی مراکش در مسئله عادی‌سازی روابط با اسرائیل اختلاف‌نظر دارند. برخی آن را رسمیت بخشیدن به ارتباطات موجود و تاریخی قلمداد می‌کنند. برخی دیگر آن را غیرضروری تلقی کرده و معتقدند که ادعای مراکش بر صحرای غربی مشروع بوده و نیازمند موافقت آمریکا یا عادی‌سازی روابط با اسرائیل نیست. غالب مردم عامه پیرو دیدگاه دوم هستند.

بااین‌حال، هنوز سرنوشت این توافق ترامپ در دولت بایدن معلوم نیست، اگر این توافق مورد تائید دولت بایدن قرار گیرد، رژیم مراکش می‌تواند از عادی‌سازی جزئی روابط با اسرائیل برای پیشبرد منافع خود در عرصه بین‌المللی بهره‌برداری کند.