پاول پیلار در یادداشتی که وب‌سایت اندیشکده کوئینسی آمریکا آن را منتشر کرد؛ نوشت: بااین‌حال، برخی صاحب‌نظران در آمریکا، ازجمله بعضی طرفداران رئیس‌جمهور بایدن، معتقدند که دولت بایدن باید از سیل تحریم‌های دولت ترامپ علیه ایران به‌عنوان اهرمی برای فشار بر ایران و دست‌یابی به توافقی بهتر از برجام بهره‌برداری کند. این پیشنهاد برخاسته از این دیدگاه است که در طول چهار سال اخیر «دنیا عوض شده» و بایدن نباید به دنبال بازسازی چیزی باشد که اوباما ایجاد کرد و ترامپ نابود ساخت.

این دیدگاه چندان غیرمنطقی نیست. در سیاست‌های شکست‌خورده هم می‌توان مؤلفه‌های مفیدی یافت. نباید هر چیزی را به‌صرف اینکه ترامپ آن را انجام داده، رد کرد. چنین کاری درواقع نسخه‌ای جدید از رفتار مخرب ترامپ خواهد بود که با اقدامات رئیس‌جمهور قبلی صرفاً بدین خاطر مخالفت می‌کرد که رئیس‌جمهور قبلی آن را انجام داده بود.

بااین‌وجود، پیشنهادها در خصوص تحریم‌های ایران و استفاده از آن‌ها به‌عنوان یک اهرم، به‌طورکلی برخلاف شیوه پیشبرد نفوذ بین‌المللی و شرایط خاص ایران است.

 

الزامات اهرم

کارکرد اهرم در روابط بین‌المللی همانند سایر موقعیت‌ها مستلزم آن است که رفتار مشروطی با طرف مقابل برقرار باشد. این برخورد باید به رفتار کشور مقابل بستگی داشته باشد. رفتار مطلوب محق جایزه یا حداقل، لغو مجازات است؛ رفتار نامطلوب را هم باید با برخورد گزنده مجازات کرد.

مجازات کشور مقابل، بدون توجه به رفتار آن، اهرمی ایجاد نمی‌کند بلکه اهرم را از بین می‌برد. این همان چیزی است که دولت ترامپ به‌واسطه پشت پا زدن به تعهدات خود در برجام و قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل، انجام داد درحالی‌که ایران به تعهدات خود کاملاً پایبند بود. ایران به مدت یک سال پس از خروج دولت ترامپ از برجام همچنان به این توافق پایبند بود اما گروه ترامپ صرفاً به مجازات می‌افزود و جنگ اقتصادی تمام‌عیاری راه انداخت.

وقتی رهبران ایران می‌دیدند که هر کاری انجام می‌دهند، کشورشان مجازات می‌شود، انگیزه آن‌ها برای پایبندی به برجام و رفتار مطلوب از بین رفت. آن‌ها به دنبال راهی برای مقابله با فشار دولت ترامپ بودند و طی یک سال و نیم گذشته، هر کاری ایران انجام داده، در پاسخ به سیاست‌های ترامپ بوده است. رهبران ایران تصور می‌کردند که هدف اصلی مایک پمپئو و دیگر افراد شکل‌دهنده‌ی سیاست‌های دولت ترامپ، تغییر رژیم ایران است. تغییر رژیم بزرگ‌ترین قاتل رفتار مطلوب است. چرا باید مطابق با میل کسی رفتار کرد که هدفش از بین بردن شماست؟

هر دو طرف معادله اهرم حائز اهمیت یکسان است. احتمال برخورد تند در پاسخ به رفتار نامطلوب منطقی است اما انتظار می‌رود که رفتار مطلوب هم با برخورد مطلوب مواجه شود. در حال حاضر نقص منطقی معادله در طرف آمریکاست. اگر دولت بایدن جنگ اقتصادی ترامپ را ادامه دهد و ایران را برای توافقی دیگر تحت‌فشار بگذارد، رهبران ایران تفاوتی در دولت وی با دولت ترامپ نخواهند یافت.

 

حفظ توافق

رهبران ایران نشان داده‌اند که در زمان مناسب و با شرایط مناسب خواهان گفتگو و مذاکره در مورد مسائل خارج از موضوعات برجام و قطعنامه 2231 هستند اما مذاکره مجدد در مورد برجام را قاطعانه رد می‌کنند. این موضع ایران قابل‌درک است زیرا تکرار یک معامله، بی‌معناست. اگر ایران هم برای افزایش امتیازات اقتصادی یا کاهش محدودیت‌های برنامه هسته‌ای خود خواستار مذاکره مجدد در مورد برجام شود، طرف‌های مقابل بلافاصله این درخواست را رد خواهد کرد. برجام محصول مذاکرات طولانی و دشوار بوده است. در این مذاکرات معلوم شد که باوجود دو محدودیت هیچ توافقی حاصل نخواهد شد. نخست اینکه اگر یک‌طرف دستور کار مذاکرات را با گلایه‌های خود از طرف مقابل پر کند. دوم اینکه آمریکا بر اصرار اولیه خود پا بفشارد که ایران هیچ اورانیومی غنی‌سازی نکند.

پیشنهاد فعلی در مورد تلاش دولت بایدن برای بهره‌برداری از تحریم‌های ترامپ، صرفا نسخه تازه‌ای از ایده‌ای است که در تاریخ چهل ساله جمهوری اسلامی ایران در آمریکا به گوش رسیده است یعنی، با اعمال فشار مضاعف، حاکمان ایران در برابر هر آنچه امریکا بخواهد سر تسلیم فرود خواهند آورد. این ایده در طول این چهار دهه موثر نبوده و به وضوح در چهار سال بعدی هم موثر نخواهد بود.

برای مذاکره با ایران در آینده فضای وسیعی وجود خواهد داشت با این شرط که آمریکا به دو واقعیت پی ببرد؛ یکی این که دستاورد بیشتر مستلزم واگذاری بیشتر است، به‌ویژه تضمین هرچه بیشتر امتیازات اقتصادی که ایران از برجام انتظار داشت اما (حتی در دوره اوباما) بدان نرسید. دیگر این که توافق در برخی مسائل، نظیر محدودیت موشکی، تنها زمانی امکان‌پذیر است که اساس منطقه‌ای داشته و تنها شامل ایران نشود.

بااین‌حال، ورود به این میدان وسیع مذاکرات در درجه اول مستلزم آن است که آمریکا به‌جای تلاش برای بهره‌برداری از سیاست‌های شکست‌خورده قبلی، به توافق‌های سابق خود پایبند باشد.