وب‌سایت شورای آتلانتیک آمریکا در یادداشتی نوشت: استدلال مشابهی نیز درباره عربستان و ایران وجود دارد. بسیاری از تحلیل‌گران ادعا می‌کنند «جنگ سرد» بین دو کشور ناشی از اختلافات مذهبی است. آن‌ها معتقدند عربستان و ایران برای رهبری جهان اسلام با یکدیگر رقابت می‌کنند؛ اما این ادعا این مبالغه‌ای بیش نیست، زیرا هر یک از این کشورها اصولاً از جوامع سنی و شیعی خود حمایت می‌کنند. علاوه بر این، به‌رغم وجود اختلافات میان وهابیت و تشیع، اختلافات مذهبی دو کشور در مقایسه با اختلافات سیاسی و اقتصادی و رقابت آن‌ها برای افزایش نفوذ منطقه‌ای، دارای اهمیت کمتری است. سردی روابط ریاض و تهران به دلیل ترجیحات مذهبی به‌اندازه تلاش دو کشور برای استقلال ملی، برتری و نفوذ در منطقه نبوده است.

برخلاف کلیشه‌های رایج، ریاض و تهران دارای منافع مشترک زیادی هستند. هر دو کشور، با توجه به اهمیت بازار نفت برای اقتصادشان به دنبال ثبات قیمت نفت هستند. حدود 79.4 درصد ذخایر نفت جهان در کشورهای عضو اوپک قرار دارد و خاورمیانه با دارا بودن 65.4 درصد دارای بیشترین سهم است. عربستان سعودی و ایران 35.5 درصد از ذخایر اوپک را در اختیاردارند. این دو کشور از زمان تشکیل اوپک در سال 1960 چندین بار برای تنظیم میزان عرضه و تعیین قیمت نفت خام همکاری کرده‌اند. کنترل قیمت‌ها تضمین‌کننده درآمد ثابت نفت برای همه کشورهای تولیدکننده نفت است و پیش‌بینی‌پذیری را برای برنامه‌ریزان اقتصادی در ایران و عربستان فراهم می‌کند.

ریاض و تهران برای افزایش نفوذ منطقه‌ای در حال رقابت با یکدیگر هستند، این رقابت پس از حمله سال 2003 ایالات‌متحده به عراق که باعث برکناری دولت صدام حسین شد شروع شده است. ریاض و تهران روابط خود را با گروه‌ها و کشورهای وفادار به خود تقویت کردند. مبارزه برای دستیابی به قدرت منطقه‌ای برای هر دو کشور بسیار پرهزینه بوده و باعث نوسانات گسترده‌ای در قیمت نفت شده است؛ بنابراین ایجاد منطقه‌ای باثبات بدون وجود تنش و درگیری نظامی دومین حوزه منافع مشترک بین ریاض و تهران است.

حوزه سوم منافع مشترک دو کشور، مسئله اسرائیل و فلسطین است. علی‌رغم گزارش‌ها مبنی بر همکاری اطلاعاتی عربستان سعودی و اسرائیل، ریاض و تهران هنوز مسئله فلسطین را مهم دانسته و نگران کنترل رژیم صهیونیستی بر اماکن مقدس مسلمانان و توسعه‌طلبی این رژیم در کرانه باختری و همچنین توانمندی‌های تسلیحات هسته‌ای اعلام‌نشده اسرائیل هستند. عربستان سعودی از امارات و بحرین در عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی پیروی نکرده است.

چهارمین حوزه منافع مشترک ریاض و تهران روابط نزدیک آن‌ها با اتحادیه اروپا است، چراکه روابط با اتحادیه مشکلات کمتری نسبت به روابط با آمریکا، روسیه و چین برای آن‌ها دارد. روابط عادی بین عربستان و ایران موجب ایجاد روابط نزدیک‌تر با اتحادیه اروپا برای هر دو کشور خواهد بود.

با توجه به اینکه ایالات‌متحده در حال خارج کردن نیروهای خود از منطقه است، اعتماد ریاض به ایالات‌متحده به‌عنوان یک متحد دفاعی در حال کاهش است.

ایران و عربستان سعودی پیش‌تر توانسته‌اند اختلافات خود را کنار بگذارند.

امنیت و رفاه خاورمیانه به دو کشور عربستان سعودی و ایران بستگی دارد. اگر ریاض و تهران بر منافع مشترک خود تمرکز کنند، کشورهای همسایه به‌سرعت از این الگو پیروی خواهند کرد. بهبود روابط عربستان سعودی و ایران به خاموش شدن شعله‌های آتش در منطقه و پیرامون آن کمک می‌کند. روابط بهتر میان ریاض و تهران نه‌تنها برای خاورمیانه بلکه برای شمال و شرق آفریقا منافعی به همراه خواهد داشت و به کشورهای مسلمان این امکان را می‌دهد که بر کاهش فقر و تعصبات مذهبی، تروریسم و ایجاد اصلاحات دموکراتیک تمرکز کنند.

دولت فعلی جو بایدن می‌تواند نقش مهم‌تری در ایجاد روابط صلح‌آمیز بین عربستان سعودی و ایران نسبت به تلاش‌های ناکارآمد ترامپ برای ایجاد یک ائتلاف منطقه‌ای علیه ایران داشته باشد.