جیم شی در مطلبی که وب‌سایت اندیشکده بلژیکی دوستان اروپا آن را منتشر کرد؛ نوشت: بایدن اظهار کرده است آمریکا به توافق اقلیمی پاریس و سازمان بهداشت جهانی باز خواهد گشت. وی همچنین اشاره کرده است که اگر ایران به توافق هسته‌ای کاملاً پایبند باشد آمریکا نیز ممکن است به این توافق بازگردد. علاوه بر این، وی قصد دارد ممنوعیت سفر مسلمانان به آمریکا را لغو کند، با مهاجران غیرقانونی، انسانی رفتار کند و تغییرات اقلیمی و حقوق بشر را در صدر دستور کار سیاست خارجی خود قرار دهد. کارشناسان امنیت ملی تیم موقت بایدن اظهار کرده‌اند که دولت آتی به تجدیدنظر در تصمیم ترامپ برای خروج همه نیروهای آمریکا از افغانستان و عراق و همچنین خروج 12 هزار نیرو از آلمان خواهد پرداخت.

تعهد بایدن به ناتو مشهور است. در دهه 1990، وی بحث سنا در مورد گسترش ناتو را رهبری می‌کرد و از اولین طرفداران مداخله ناتو در بوسنی بود. وی ناتو را «ائتلافی مقدس» توصیف کرده و متحدان اروپایی را «امید اول» قلمداد کرده است. این الفاظ نغمه‌ای در گوش متحدان آمریکا و بازتابی از سازگاری سیاست خارجی واشنگتن است.

در نظرسنجی هفته اخیر از اولویت‌های سیاست خارجی بایدن، 77 درصد گفته‌اند که بازسازی روابط با متحدان باید در اولویت اول باشد و تنها 20 درصد، مقابله با چین را پیشنهاد داده‌اند.

بااین‌حال، حتی باوجود یک دولت دموکرات در کاخ سفید، دل‌مشغولی کشورهای اروپایی در سال‌های آتی این خواهد بود که آیا آمریکا قادر به بازسازی دموکراسی و جامعه خود خواهد بود یا افول آن شتاب خواهد گرفت. اولین اولویت بایدن مقابله با همه‌گیری کووید-19 است که در آمریکا و اروپا در حال گسترش است. در کنار این، وی باید اقتصاد لرزان و بازار شغل را احیا کند و با اختلافات نژادی که مرگ جرج فلوید و حوادث متعدد دیگر به آن دامن زده‌اند، مقابله کند. بااین‌حال، این دستور کار داخلی برای آینده نظم لیبرال بین‌المللی نیز مهم است زیرا اگر آمریکا نتواند خود را بازیابد قادر به نجات باقی جهان نخواهد بود. آمریکا هنگامی مهم‌ترین رقیب در برابر دیدگاه اقتدارگرایانه چین خواهد بود که به پیشبرد دموکراسی، اقتصاد بازار آزاد و موفقیت‌آمیز و جامعه آزاد پرداخته و فرصت برابر برای همه شهروندان خویش فراهم سازد. کمک اروپا به آمریکا برای دست‌یابی به این اهداف، درواقع کمک به خود اروپایی‌ها نیز هست. بااین‌حال، اروپا در برخی چالش‌های سیاست خارجی آمریکا منافع ویژه‌ای دارد.

تجارت و توقف جنگ تجاری بین آمریکا و اروپا چالش نخست محسوب می‌شود. شاید بایدن بتواند در خصوص زمینه‌های ارزش‌های مشترک، بین دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه همکاری ایجاد کند. تقسیم هزینه‌ها حوزه دیگری است که موضوع موردعلاقه ترامپ در گفتگو با متحدان آمریکا بوده است درحالی‌که همه اعضای ناتو در دوره اوباما در مورد هزینه حداقل 20 درصد از تولید ناخالص داخلی در حوزه دفاعی توافق کرده و آن را تعهد کرده بودند. بایدن باید مواظب باشد که کشورهای اروپایی از لحن نرم وی سوءبرداشت نکرده و در دست‌یابی به این هدف تا سال 2024 سستی به خرج ندهند.

ارزش‌ها چالش سوم به شمار می‌رود. بایدن احتمالاً در قبال روسیه شدت عمل خواهد داشت و به حمایت از دموکراسی‌های نوظهور در مجاورت روسیه، نظیر اوکراین و گرجستان، خواهد بود. اگرچه ترامپ غالباً از پوتین تقدیر می‌کرد اما بسیاری از جمهوری‌خواهان منتقد شدید روسیه بوده‌اند؛ بنابراین، بایدن احتمالاً خواهد توانست در این خصوص به همکاری دوحزبی دست یابد. این هماهنگی در برابر روسیه مورد استقبال کشورهای شرق اروپا خواهد بود که نارضایتی از روسیه در آنجا شدت گرفته است اما سایر کشورهای اروپایی هم می‌خواهند در کنار آمریکا در برابر رفتارهای تهاجمی روسیه و فعالیت‌های جنگ هیبریدی این کشور همکاری عملی داشته باشند.

درنهایت، چین نیز مسئله دیگری برای بایدن است. علیرغم تبلیغات ترامپ و انتقاد وی از رویکرد نرم بایدن در برابر چین، دموکرات‌ها هم به‌اندازه جمهوری‌خواهان نگران ابعاد منفی ظهور چین هستند. واشنگتن چین را رقیبی نامتقارن قلمداد می‌کند که راهبرد امنیت ملی بلندمدت جامعی را می‌طلبد. بایدن بیش از ترامپ معتقد است که آمریکا در صورت اتخاذ موضع هماهنگ با متحدان خویش، هم در آسیا و هم در اروپا، از شانس موفقیت بیشتری (نسبت به اقدام به‌تنهایی) برخوردار خواهد بود.

اروپا برای ارائه ایده‌های خود نباید تا آغاز دولت بایدن منتظر بماند بلکه باید هم‌اکنون ایده‌های خود را به تیم موقت بایدن انتقال دهد. دیدار آمریکا-اتحادیه اروپا برای دستور کار تکمیلی، به همراه دیدار مقامات ناتو و اتحادیه اروپا برای بررسی متقابل، می‌تواند به دنبال نشست ناتو برگزار شود. از سوی دیگر، استقلال راهبردی اروپا و توانایی ایستادن روی پای خود در ژئوپلیتیک جهان باید با انرژی هرچه بیشتر دنبال شود و در حد حرف باقی نماند.