میشل دوکلو، سفیر پیشین فرانسه در تحلیلی که اندیشکده مونتنی منتشر کرد، نوشت: انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باید به‌عنوان فرصتی برای اروپایی‌ها جهت «به دست گرفتن سرنوشت خود» در نظر گرفته شود، این اصطلاحی است که آنگلا مرکل در تاریخ ۲۸ مه ‌۲۰۱۷ پس از اجلاس گروه ۷ به کار برد.

درصورتی‌که رئیس‌جمهور کنونی آمریکا دوباره در تاریخ سوم نوامبر برگزیده شود، بیش از قبل احساس خواهد کرد که راهبرد جنگ تجاری با اروپا و تضعیف اتحادیه اروپا و احتمالاً ناتو مشروعیت دارد. اگر بایدن برنده شود سناریو دست‌کم در ظاهر، بسیار متفاوت خواهد بود. نخستین دغدغه بین‌المللی او ترمیم پیمان‌های سنتی ایالات‌متحده خواهد بود.

ورود بایدن به کاخ سفید با استقبال اتحادیه اروپا مواجه خواهد شد، زیرا دولت او دوباره به توافقنامه اقلیمی پاریس، سازمان بهداشت جهانی و در شرایطی خاص به توافق هسته‌ای با ایران باز خواهد گشت.

اما هیچ تضمینی وجود ندارد که این ماه‌عسل پایدار بماند. باید به یاد داشت که در دوره اوباما نیز نوعی بی‌تفاوتی دولت آمریکا را در قبال منافع اروپا شاهد بودیم.

علاوه بر این فارغ از آنکه چه کسی در انتخابات سوم نوامبر پیروز شود، ایالات‌متحده اکنون نگاه خود را به چین و به‌طورکلی به آسیا دوخته است و کمتر به اروپا و خاورمیانه علاقه نشان می‌دهد. تحرکات در جهت حمایت‌گرایی داخلی اکنون به دیدگاه مشترک میان همه اقشار سیاسی آمریکایی تبدیل‌شده است. اشتیاق برای محدودسازی تعهدات نظامی خارجی نیز به موضوعی مورد اجماع سیاسی در واشنگتن تبدیل‌شده است.

درواقع هر اتفاقی سوم نوامبر بیفتد، اروپا باید اهمیت خود را برای ایالات‌متحده و نقش‌آفرینی‌اش را در امور جهانی نمایان سازد. نیاز است که اروپا در این خصوص فعالانه عمل کند.

پیشنهاد ما این است که پس از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، اروپا پیشنهاد راهبردی مشترکی را در قبال آمریکا طراحی کند، در صورت انتخاب شدن دوباره ترامپ، این اقدام، دفاعی و درصورت پیروزی دموکرات‌ها، اقدامی مثبت خواهد بود.

این راهبرد مشترک نشان‌دهنده آن است که زمان تدوین دستور کار گسترده‌تر در خصوص گفتگوی فراآتلانتیکی فرا رسیده است. تاکنون گفتگو به‌صورت انحصاری به ناتو و امور دفاعی اختصاص داشت. بااین‌حال موضوعات متعدد دیگری وجود دارد که باید بین اروپا و ایالات‌متحده مطرح و بررسی شود که ازجمله آن‌ها می‌توان به چین، تغییرات اقلیمی و تنوع زیستی، حکمرانی اینترنت، اقتصاد داده‌ها و اصلاح سازمان تجارت جهانی اشاره کرد.

پیشنهاد راهبردی اروپایی در خصوص این موضوعات باید موجب بهره‌برداری گسترده از امکان همکاری با ایالات‌متحده باشد. این‌ها اساساً موضوعات ژئو اکونومیکی هستند که باید موردبررسی قرار گیرند.

در خصوص بحران‌های ژئوپلیتیک هم به نفع هر دو طرف است که سه کشور اروپایی در دوران گذار در واشنگتن در خصوص موضوع هسته‌ای ایران وارد عمل شوند تا شرایط بهینه برای بازگشت آمریکا به مذاکرات ایجاد شود. شاید رویکرد جدید به روسیه نیز ارزش بحث میان دو سوی آتلانتیک را داشته باشد.