جانا پاگلرین در یادداشتی که وب سایت شورای روابط خارجی اروپا آن را منتشر کرد؛ نوشت: به نظر می‌رسد، مقامات برلین هنوز پیامدهای استراتژیک اظهارات خود را درک نکرده‌اند. احتمالا آلمان‌ها انتظارات اشتباه یا بیش از حد از دولت بایدن دارند و به اندازه کافی برای واقعیت‌های جدید فراآتلانتیک آماده نیستند.

با این وجود، اکثر تصمیم‌گیرندگان سیاست خارجی در برلین امیدوارند که جو بایدن اهمیت ویژه‌ای برای اتحاد فراآتلانتیک قائل باشد. همچنانکه جو بایدن، ناتو را به عنوان یک سازمان تجاری یا یک باشگاه گلف نمی‌داند بلکه به عقیده او، ناتو ستون اصلی امنیت مشترک فراآتلانتیکی است. بایدن در طول دوره زندگی حرفه‌ای خود نیز، طرفدار سرسخت اتحاد بوده و بارها بر اعتبار ضمانت‌های امنیتی ایالات متحده برای اروپا تأکید کرده است.

وی در جریان مبارزات انتخاباتی نیز تأکید کرده است طرفدار جدی همکاری با متحدان و شرکا است و می‌خواهد آمریکا را به مرکز همکاری‌های چند جانبه بازگرداند. اروپایی‌ها می‌توانند انتظار داشته باشند که بایدن به دنبال توافق هسته‌ای مجدد با ایران و تمدید پیمان استارت جدید با روسیه است. او به تغییرات اقلیمی ایجاد شده توسط بشر معتقد است و احتمالاً دوباره به توافق‌نامه پاریس برمی‌گردد. مهمتر از همه، بایدن اروپایی‌ها را در رقابت ژئوپلیتیک با چین و روسیه متحدان خود می‌داند، نه مخالفانی که می‌خواهند آمریکایی‌ها را تکه تکه کنند.

 

مشارکت بیشتر در امنیت فراآتلانتیک

آلمان که چهار سال در کانون توجه رئیس جمهور دونالد ترامپ قرار داشت، احتمالاً همچنان شریک آمریکا خواهد ماند. بسیاری از پست‌های اصلی در دولت بایدن توسط دوستان قدیمی که قبلاً در زمان باراک اوباما با برلین همکاری نزدیک داشته‌اند، پر خواهد شد. آلمان‌ها نباید فکر کنند که افزایش حداقلی در بودجه‌های دفاعی و ایجاد تغییرات جزئی و ابراز تمایل بر مشارکت در امنیت فراآتلانتیک برای آن‌ها کافی است.

دولت بایدن از متحدان اروپایی خود بیش از گذشته تقاضای کمک خواهد کرد. مخصوصاً از برلین این انتظار را خواهد داشت که در امنیت اروپا و فراآتلانتیک کمک بیشتری کند. تنها هواداران ترامپ نیستند که معتقدند آلمان در طی سالیان گذشته، پایین‌تر از جایگاه خود قرار داشته و متناسب با وزن اقتصادی و سیاسی قدرتمند‌ترین کشور در اروپا عمل نکرده است. در آینده، بحث امنیت در فراآتلانتیک به تقسیم هزینه‌های ناتو محدود نخواهد شد، بلکه بار مسئولیت منتقل می‌شود.

 

تمرکز کمتر بایدن بر مشکلات داخلی اروپا

دولت بایدن با چالش‌های سیاسی داخلی زیادی مواجه خواهد بود و این چالش‌ها، وقت و انرژی کمی برای او جهت مقابله با مشکلات اروپا خواهد گذاشت. بحران کرونا و پیامدهای اقتصادی آن، همچنین تنش‌های اجتماعی موجود در آمریکا، نیازمند توجه بیشتر رئیس جمهور است. برای بایدن، سیاست خارجی از داخل شروع می‌شود. بنابراین، سیاست‌های وی براساس منافع ملی آمریکا دنبال خواهد شد.

با معطوف شدن توجه نظامی آمریکا به آسیا، اروپا باید نقش بیشتری در بازدارندگی متعارف ناتو در برابر روسیه ایفا کند. اگرچه بایدن از تصمیم ترامپ برای عقب نشینی نیروهای آمریکایی از آلمان انتقاد کرده است، اما هنوز مشخص نیست بایدن کدام بخش از نیروها را به مناطق قبلی باز می‌گرداند. ایالات متحده انتظار دارد متحدان اروپایی، از عملیات‌های آمریکا در آسیا حمایت کنند.

 

کاهش حضور نظامی آمریکا در مناطق پیرامونی اروپا

اروپایی‌ها باید به این واقعیت عادت کنند که آمریکا در همسایگی اروپا حضور کمتری خواهد داشت. بنابراین اروپا باید آماده انجام عملیات مدیریت بحران در همسایگی خود باشد. این مسئله می‌تواند به ویژه برای آلمان‌ها مشکلات اساسی ایجاد کند.

در حال حاضر، چیز زیادی از برنامه‌های بلند پروازانه برای پیشبرد برنامه دفاعی اروپا در چهارچوب اتحادیه اروپا باقی نمانده است. با اینکه بین سال‌های 2016 تا 2018 پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در برنامه‌های دفاعی اتحادیه اروپا شکل گرفت، ولی این پیشرفت هم‌اکنون متوقف شده است. اورزولا فن‌در‌لاین، رئیس کمیسیون اروپا در سخنرانی اخیر خود هیچ اشاره‌ای به وضعیت دفاعی این اتحادیه نکرد. علاوه بر این، هر مأموریت مشترک سیاست‎های امنیتی و دفاعی، اعم از نظامی یا غیرنظامی، نیاز به اجماع نظر دارد. ضمن آنکه تعداد مأموریت‌های نظامی اروپا در سال‌های اخیر نیز کاهش یافته است.

امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه با فرض «مرگ مغزی» ناتو، فعالانه به دنبال رهبری ماموریت‌های خارج از اتحادیه اروپا و ناتو مانند ماموریت در تنگه هرمز یا عملیات در تاکوبای مالی بوده است. این در حالی است که ارتش آلمان (بوندس وهر) فقط می‌تواند در مأموریت‌های نیروهای مسلح در خارج از منطقه پیمان ناتو در چارچوب یک سیستم امنیت جمعی و پس از تأیید پارلمان مرکزی آلمان فدرال شرکت کند. به دلایل قانون اساسی، آلمان برای مشارکت در عملیات‌های خارج از منطقه که فقط توسط یک یا چند دولت انجام می‌شود، محدودیت دارد. در یک سناریوی واقع بینانه ممکن است گروه E3 یعنی فرانسه، آلمان و انگلستان از نظر سیاسی در مواقع ضروری برای عملیات نظامی مدیریت بحران در اطراف اروپا متحد شوند، اما در عمل، فرانسه ممکن است چارچوب ناتو و انگلستان چارچوب اتحادیه اروپا را رد کند. حتی اگر این دو کشور یک مداخله نظامی مشترک را آغاز کنند، اما آلمان نخواهد توانست. چرا که آلمان‌ها معروفند به اینکه همیشه موافق هستند ولی هیچ وقت مشارکت نمی‌کنند.

به دلیل این واقعیت‌هاست که اروپا و بیش از همه آلمان باید فارغ از اینکه چه کسی در انتخابات ایالات متحده در 3 نوامبر پیروز خواهد شد، زودتر از خواب بیدار شوند. در صورت انتخاب بایدن، فضای کافی برای ابتکار عمل‌های اروپا برای بهبود روابط فراآتلانتیکی و تقویت ناتو وجود خواهد داشت. چیزی که آمریکایی‌ها به آن نیاز ندارند متحدانی است که برای کارهای بزرگ به آن‌ها تکیه کنند.