جفری ویلتمن و پیتون کناف در یادداشتی که وب‌سایت اندیشکده بروکینگز آمریکا آن را منتشر کرد؛ نوشت: متأسفانه بسیاری از علاقه‌مندان به عادی‌سازی روابط میان اسرائیل و سودان به شکننده بودن روند انتقال نظام سیاسی در خارطوم و خطرات ناشی از عادی‌سازی زودهنگام این روابط برای آمریکا، اسرائیل و امارات توجه ندارند.

امروز هیچ‌کس مایل به تکرار توافقنامه صلح اسرائیل – لبنان در سال 1983 نیست؛ در آن زمان دولت لبنان که مشروعیت مردمی نداشت آن توافقنامه را امضاء کرد، درحالی‌که توافقنامه مزبور حتی یک سال هم دوام نیاورد.

پنج ماه پس از برکناری رئیس‌جمهور عمر البشیر در سال 2019 توافق‌نامه‌ای درباره ایجاد یک دولت انتقالی بین حکومت‌نظامی و رهبران جنبش اعتراضی علیه عمرالبشیر منعقد شد.

علی‌رغم وجود فساد گسترده در رژیم عمر البشیر، اما جامعه مدنی سودان ازجمله اتحادیه‌های کارگری و انجمن‌های حرفه‌ای، فعالیت‌های زیادی در این کشور داشته‌اند. به نحویکه حضور نیروهای سازمان‌یافته کمونیست‌ها، بعثی‌ها، نیروهای سکولار لیبرال و طیف وسیعی از گروه‌های اسلام‌گرا، فضای متنوع سیاسی در این کشور ایجاد کرده است؛ بنابراین دولت انتقالی سودان باید مانع تجزیه کشور و شروع جنگ داخلی شده و راهی به‌سوی دموکراسی باشد که آرزوی بسیاری از جوانان سودانی است.

در همین حال، تصور مردم سودان این است که حمایت عربستان و امارات از شورای نظامی حاکم بر کشورشان اقدامی علیه جامعه مدنی و مردم‌سالاری در این کشور به شمار می‌رود؛ به نحویکه این حمایت موجب خشم مردم سودان شده است.

پس از گذشت یک سال از دوره حکومت انتقالی در سودان، بحران‌های امنیتی و اقتصادی در این کشور نیز تشدید شده است. چنانکه میلیون‌ها نفر آواره شده و نیمی از سودانی‌ها از فقدان امنیت غذایی به‌شدت رنج می‌برند. نارضایتی عمومی از شورای انتقالی افزایش‌یافته و اختلاف حتی میان نظامیان سودانی تشدید شده است. علی‌رغم تعهداتی که جامعه جهانی به حمایت از سودان دارد، اما منابع متناسب با این فرصت تاریخی برای انتقال نظام سیاسی تأمین نشده است؛ بنابراین، برای هر اقدامی در راستای عادی‌سازی با اسرائیل قبل از هر چیز باید این مسائل را زیر نظر داشته باشد در غیر این صورت احتمال شکست در انتقال نظام سیاسی و همچنین از بین رفتن یکپارچگی دولت وجود دارد.

از سوی دیگر اعلامیه قانون اساسی سودان درباره اختیارات شورای نظامی، کابینه و مجلس این کشور ابهام دارد و معلوم نیست که چه کسی مسئول سیاست خارجی سودان است. در همین چارچوب حمدوک نخست‌وزیر سودان اخیراً اعلام کرد: «دولت کنونی این کشور اختیار تصمیم‌گیری درباره امر مهمی مانند عادی‌سازی روابط با اسرائیل را ندارد.»

درحالی‌که انقلاب سودان برای تشکیل یک حکومت مستقل و اعمال‌نظر عمومی در فرایند حکومت‌داری انجام‌شده است، اما اینک رابطه با اسرائیل به یک موضوع بحث‌برانگیز برای انقلاب این کشور تبدیل‌شده است. ملاقات ماه ژانویه عبدالفتاح برهان، رهبر شورای حکومتی سودان با نخست‌وزیر اسرائیل در اوگاندا نیز امواج تکان‌دهنده‌ای را به سراسر سودان، نه‌فقط در میان اسلام‌گرایان بلکه در میان بسیاری از نیروهای لیبرال و سکولار پیشتاز انقلاب که به پلورالیسم معتقد هستند، ارسال کرد.

وزیران دولت انتقالی کنونی سودان معتقدند برای توافق عادی‌سازی روابط با اسرائیل اختیار و مشروعیت ندارند بنابراین حتی اگر این توافقنامه را امضا کنند چنین توافقنامه‌ای تداوم ندارد و صرفاً دولت یا پارلمانی منتخب مردم اختیار چنین اقدامی را خواهد داشت. گزارش‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد که قرار است آمریکا سودان را از لیست حامیان تروریسم خارج سازد و در قبال عادی‌سازی با اسرائیل چندین میلیارد دلار به سودان کمک نماید. بااین‌حال، اگر عادی‌سازی به‌عنوان دلیلی برای وخیم‌تر شدن اوضاع اقتصادی و انسانی سودان تلقی شود، باعث دوقطبی شدن جامعه سودان خواهد شد، نخست‌وزیر را در مقابل نیروهای مخالف اصلاحات قرار خواهد داد و بازیگران منطقه‌ای مانند اسرائیل و امارات متحده را به‌عنوان دشمنان اصلی سودان معرفی خواهد کرد؛ بنابراین برای برداشتن هرگامی به سمت عادی‌سازی احتمالی روابط میان سودان و اسرائیل باید به اوضاع و شرایط کنونی سودان توجه کرد، زیرا درغیراین صورت روند حرکت به سمت دموکراسی و حتی وحدت ملی کشور سودان دچار شکاف و ازهم‌گسیختگی می‌شود.