گزیده‌‎ای از این مطالب برای کمک به غنای مطالعاتی نخبگان و علاقه‌مندان به موضوعات راهبردی بین‌المللی در پی از نظرتان می‌گذرد. رصد و ارائه چکیده‌ای از این مطالب به‌منزله تائید دیدگاه نویسندگان یا این اندیشکده‌ها نیست.

 

موسسه مطالعات استراتژیک روسیه

علایق و مشکلات چین در بالکان

ایوتا فرولووا، پژوهشگر موسسه مطالعات استراتژیک روسیه

در سال‌های اخیر، شبه جزیره بالکان به یکی از اولویت‌های پروژه بزرگ چین تبدیل شده است. چین به‌طور محسوسی همکاری اقتصادی با کشورهای شبه جزیره بالکان را افزایش داده است. پکن در حال افزایش تجارت دوجانبه با آن‌ها، ارائه وام‌های متعدد و مشارکت در احداث زیرساخت‌ها در این منطقه است. حضور چین در بالکان پس از رسمی شدن همکاری با کشورهای اروپای مرکزی و شرقی به عنوان یک گروه منطقه ای واحد در چارچوب «1 + 16» در سال 2012، شکل گرفت. این قالب ابتکار عمل به معنای افزایش تعامل پکن با 11 کشور از اعضای اتحادیه اروپا و پنج کشور بالکان در زمینه سرمایه‌گذاری، حمل‌ونقل، دارایی، علوم، آموزش و فرهنگ است. راه‌اندازی رسمی این ساز و کار در اولین اجلاس سران کشورهای فوق در ورشو در سال 2012 انجام شد. در آن اجلاس، چین رویکرد خود را برای همکاری دوستانه با کشورهای اروپای مرکزی و شرقی و همچنین ابتکار عمل جامع خود جهت تقویت روابط با 16 کشور کشورهای اروپای مرکزی را ارائه داد. اقدامات پیشنهادی شامل: ایجاد خط اعتباری ویژه به مبلغ 10 میلیارد دلار برای تأمین اعتبار پروژه‌های زیربنایی، توسعه فن آوری‌های پیشرفته و اقتصاد سبز، تأسیس صندوق همکاری سرمایه ​گذاری، ارائه بورس تحصیلی دانشجویی به کشورهای اروپایی برای تحصیل در چین، تقویت ارتباطات و هماهنگی‌های متقابل در زمینه گردشگری، آموزش و فرهنگ بود.

 

چالش‌های ژئوپلیتیک در اجرای کریدورهای حمل و نقل بین‌المللی در آسیای جنوبی

کارینا کوکاریوا، محقق ارشد در موسسه مطالعات استراتژیک روسیه

روندهای کنونی توسعه جهانی و منطقه‌ای، نقش آسیای جنوبی را در تجدید ساختار روابط بین‌الملل مدرن به‌طور قابل توجهی افزایش داده است. رشد اقتصادی و افزایش قدرت نظامی هند، چین و کشورهای جنوب آسیا به همراه گسترش و متنوع سازی روابط آن‌ها با سایر کشورها و مناطق جهان باعث شده که آسیای جنوبی و حوزه اقیانوس هند در دوران تحول حوزه‌های نفوذ و انتقال به یک نظم جهانی چند مرکزی، در کانون توجه قرار گیرد. این روند به روشی کاملاً متناقض در حال توسعه است؛ زیرا مهم‌ترین کشورهای حاضر در این روند یعنی دهلی نو و پکن، به دنبال تعیین سودمندترین موقعیت‌ها برای خود هستند. از یک سو چین با ابتکار یک کمربند ـ یک جاده و طراحی جاده ابریشم دریایی قصد دارد مسیری جدید برای انتقال بیش از 90 درصد از محموله‌های کانتینری خود به اروپا ایجاد کند. از سوی دیگر، هند افزایش فعالیت چین در منطقه و پروژه بزرگ یک کمربند ـ یک جاده را چالشی مستقیم علیه منافع و نفوذ خود در آسیای جنوبی تلقی می‌کند. در این زمینه، دولت هند بر اجرای ابتکارات خود متمرکز است و از حمایت قدرت‌های خارج از منطقه همچون ایالات متحده آمریکا و ژاپن برای مهار چین استفاده می‌کند. در این کشاکش، کریدورهای حمل و نقل بین‌المللی نقش مهمی در رقابت برای دستیابی به موقعیت‌های برتر در منطقه دارند؛ زیرا این پروژه‌های زیربنایی، کشورهایی همچون چین و هند را در موقعیتی قرار می‌دهد که می‌توانند به‌طور قابل توجهی نفوذ اقتصادی، نظامی، سیاسی و اطلاعاتی خود را افزایش دهند تا از پیشرفت منافع ژئوپلیتیک خویش مطمئن شوند.

 

مجله «چشم انداز جدید شرقی»

خاورمیانه در برنامه‌های جدید آمریکا و نقش نخست وزیر عراق

ویکتور میخین، عضو آکادمی علوم طبیعی روسیه

در پایان ماه اوت، سومین اجلاس سازوکار همکاری سه جانبه بین مصر، اردن و عراق در امان، پایتخت اردن برگزار شد. اولین اجلاس در ماه مارس گذشته در قاهره و دومین نشست در نیویورک در جریان جلسه عادی مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر 2019 برگزار شد. در دو نشست قبلی، عادل عبدالمهدی، نخست‌وزیر سابق عراق، نماینده این کشور بود، اما این بار مصطفی الکاظمی، نخست‌وزیر جدید این کشور را نمایندگی می‌کرد. وی اخیرا میهمان دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا بود. سفر وی به عنوان بخشی از گفتگوی استراتژیک بین عراق و ایالات متحده، موفقیت آمیز عنوان شد. ظاهراً در مذاکرات میان ترامپ و کاظمی، واشنگتن برنامه خود را برای آینده خاورمیانه اعلام کرده، اما با توجه به آنکه ایالات متحده خود را در بین مردم عرب کاملاً بی اعتبار حس می‌کند، تصمیم گرفته که اجرای برنامه‌های خود در منطقه را به عراق بسپارد. پس از این دیدار، نخست‌وزیر عراق در مصاحبه ای با واشنگتن پست، ایجاد «خاورمیانه جدید» یا «شرق جدید» را در شام که شامل مصر هم است، پیشنهاد داد. وی توضیح داد که ایده همکاری فعالانه برای ایجاد ثبات در کل خاورمیانه و یافتن یک راه حل سیاسی برای درگیری‌های موجود در منطقه است.

 

موسسه کارنگی مسکو

چگونه پرونده ناوالنی روابط روسیه و آلمان را تغییر داد

دیمیتری ترنین، رئیس موسسه کارنگی مسکو

برلین صفحه روابط دوستانه، قابل اعتماد و طولانی مدت با مسکو را که توسط گورباچف ​​آغاز شد، می‌بندد. مسکو نیز این صفحه را ورق می‌زند. به این ترتیب، اوضاع ساده‌تر و در عین حال پر خطرتر می‌شود: روسیه دیگر از اروپا انتظار چندانی ندارد و بنابراین، در نظر گرفتن عقاید یا منافع طرف مقابل غیرضروری می‌شود. پرونده مسمومیت الکسی ناوالنی، نقطه عطفی در روابط روسیه و آلمان بود. در واقع، جزئیات پرونده که هنوز هم تا حد زیادی مشخص نیست، دیگر اهمیت چندانی ندارد؛ زیرا در برلین در سپتامبر 2020، مهمترین تصمیم در مورد سیاست خارجی آلمان گرفته شد: آلمان دیگر هیچ سیاست خاصی را در قبال روسیه دنبال نخواهد کرد. آلمان دیگر سعی نخواهد کرد انگیزه‌های طرف مقابل را درک کند یا برای درک متقابل و حفظ تعامل، تلاش کند. برلین دیگر به عنوان واسطه میان روسیه و غرب عمل نخواهد کرد تلاش نمی‌کند دلایل روابط گرم با روسیه را برای متحدان خود توجیه کند. نقش ویژه‌ای که جمهوری فدرال آلمان و آنگلا مرکل، صدراعظم آن در سال‌های اخیر بازی کرده‌اند، دیگر مربوط به گذشته است. اکنون آلمان در ارتباط با روسیه همانند سایر کشورها در اروپای غربی برخورد می‌کند.

 

شورای روسی امور بین‌الملل

سازمان ملل در 75 سالگی؛ زمانی برای اصلاحات

آندری کورتونوف، مدیر کل شورای روسی امور بین‌الملل

امسال سازمان ملل هفتاد و پنجمین سالگرد تولد خود را جشن می‌گیرد. قاعدتا سن این سازمان باید احترام خاصی برای همه داشته باشد. به خصوص که سلف اولیه سازمان ملل یعنی اتحادیه ملل از همان ابتدای زندگی کوتاه خود با بسیاری از بیماری‌های مادرزادی روبرو بود و در نتیجه فقط دو دهه دوام آورد. اگر چه شایستگی‌های بی‌چون و چرای سازمان ملل بارها مورد تأکید قرار گرفته، اما آیا امروز می‌توان ادعا کرد که هر سال سازمان ملل متحد جوان‌تر می‌شود؟ برنامه‌هایش بلندپروازانه‌تر می‌شوند؟ آیا سازمان همگام با زمان پیش می‌رود و انعطاف پذیری، نوآوری و خلاقیت لازم را از خود نشان می‌دهد؟ بسیاری از علاقه‌مندان به اصلاحات سازمان ملل بدنبال نوعی راه حل نهادی و جهانی برای همه مشکلات این سازمان هستند. برخی پیشنهاد می‌کنند که ترکیب شورای امنیت با توازن قوا در جهان که طی هفتاد و پنج سال گذشته تغییر کرده، باید مطابقت بیشتری داشته باشد. برخی دیگر مایلند حق وتو اعضای دائمی شورای امنیت را محدود یا حتی لغو کنند. برخی دیگر خواستار اختیارات و خودمختاری بیشتر دبیرخانه سازمان ملل یا آژانس‌های تخصصی آن هستند. گروهی نیز بر توزیع مجدد حوزه‌های مسئولیت بین شورای امنیت و مجمع عمومی تأکید دارند و خواهان افزایش نقش مجمع هستند.