وب‌سایت موسسه روابط بین‌الملل کلینگندال هلند در یادداشتی نوشت: بااین‌حال، در سال‌های بعدی امیدها به آشتی بین روسیه و آمریکا از بین رفت و روابط متقابل به‌تدریج و به‌طور فزاینده رو به وخامت گذاشت. در حال حاضر، پس از تقریباً چهار سال ریاست جمهوری ترامپ، احتمال باز تنظیم این روابط ضعیف شده است. اگرچه احساس مسکو نسبت به ترامپ و انتخاب مجدد وی هنوز هم تاحدی مثبت است.

تنش‌های عمیق در روابط آمریکا – روسیه با رئیس‌جمهور ترامپ آغاز نشده است، اما واقعیت این است که دولت ترامپ باعث تشدید رقابت‌ها و مواضع خصمانه بین دو کشور شده و امید مسکو به روابط سازنده با آمریکا به یاس تبدیل شده است.

در سال 2016، نگرش روسیه به ترامپ غیرمعمول بود. این حمایت روسیه از ترامپ چند دلیل داشت، نخست آنکه، ترامپ همواره از گفتگو با مسکو طرفداری می‌کرد. دوم آنکه، ترامپ با تداوم سیاست مداخله جویی آمریکا که همواره نگرانی‌های زیادی برای روسیه داشته است، مخالفت می‌کرد. رقابت ترامپ با هیلاری کلینتون نیز حائز اهمیت بود، زیرا همسر وی باعث تحقیر روسیه در دهه 1990 شده بود. همچنین، هیلاری کلینتون به‌عنوان وزیر امور خارجه اوباما، طرفدار سرسخت اقدام هجومی و شدت عمل آمریکا علیه روسیه بود.

هنگامی‌که ترامپ وارد کاخ سفید شد، روابط آمریکا – روسیه به دلایلی به کمترین حد خود پس از جنگ سرد سقوط کرده بود. اولاً تصمیم ولادیمیر پوتین در اواخر 2011 به شرکت در رقابت ریاست جمهوری موجب ناامیدی واشنگتن شده بود، زیرا کاخ سفید به رقیب وی یعنی دیمیتری مدودوف امید بسته بود. ثانیاً جنگ اوکراین (از سال 2014) باعث تشدید رویارویی آمریکا – روسیه شده و بیش از هر چیز موجب افزایش دشمنی‌ها شده بود. به‌نحوی‌که در سال 2016، روابط متقابل این دو کشور به کمترین حد ممکن رسیده بود. ازنظر روسیه، روابط با آمریکا دیگر جایی برای بدتر شدن نداشته و فقط می‌توانست بهتر شود و بنابراین، انتخاب ترامپ هم به‌عنوان فرصتی برای بهبودی این روابط قلمداد می‌شد؛ اما این خیالی باطل بود؛ زیرا چیزی نگذشت که معلوم شد انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا صرفاً باعث تشدید بدگمانی‌ها و افزایش تنش‌ها شد که عمدتاً از اتهام رسانه‌های آمریکا مبنی بر دخالت روسیه در انتخابات آمریکا ناشی می‌شد. بلافاصله، روابط متقابل بیش‌ازپیش سقوط کرده و روابط آمریکا – روسیه به گروگانی برای صحنه سیاسی واشنگتن تبدیل شد به‌طوری‌که حزب دموکرات رسانه‌ها را برای انتشار اتهامات مربوط به‌احتمال «توطئه» ترامپ و روسیه بسیج کرد تا به اهداف داخلی خود دست یابد.

درنتیجه، کانال‌های ارتباطات دوجانبه سریعاً تضعیف و حتی از دوره اوباما نیز بدتر شد. سفارت روسیه در واشنگتن نیز دیگر نتوانست به عملکرد عادی خود بپردازد، زیرا حتی ارتباطات عادی و استاندارد با دیپلمات‌های آمریکا نیز مشکل‌ساز می‌شد و آن‌ها قادر به فعالیت عادی خود نبودند. این فضای مسموم، تعامل مردم با مردم را نیز بیش از دشوار ساخت و کمپین‌های دروغ‌پراکنی بر آتش بی‌اعتمادی و کینه‌توزی فزاینده سیاسی دامن زد. از سوی دیگر، کنگره نیز با وضع تحریم‌هایی علیه تجارت روسیه، مزید بر علت خصومت‌ها شده و چشم‌انداز بلندمدت صلح و آشتی را تخریب کرد.

با گسترش شکاف بین آمریکا و روسیه، کرملین حزب دموکرات (و نه ترامپ) را مقصر این سقوط روابط قلمداد می‌کرد. تا مارس 2019، سیاست‌های سخت ترامپ در قبال روسیه را می‌توان با تهدید قریب‌الوقوع ناشی از تحقیقات مولر در مورد اتهام «توطئه» رئیس‌جمهور ترامپ با روسیه توجیه کرد؛ اما پس از انتشار گزارش مولر و تبرئه رئیس‌جمهور، نگرش وی به روسیه چندان بهبود نیافت.

از زمان اولین گفتگوی تلفنی بین پوتین و ترامپ (27 ژانویه 2017)، روسیه به تقویت گفتگوها در مورد مسائل هسته‌ای متمرکزشده است. در مارس 2018، پوتین از تجهیزات فوق‌العاده سریع نوظهور روسیه خبر داد با این امید که واشنگتن قدرت نظامی روسیه را جدی گرفته و ترامپ را به میز مذاکره کنترل تسلیحات سوق دهد؛ اما این اقدامات روسیه صرفاً ترامپ را متقاعد ساخت تا خود را از محدودیت‌های تعهدات کنترل تسلیحات خلاص کند. درنتیجه، واشنگتن توافق «آسمان‌های باز» و «تسلیحات هسته‌ای میان برد» را کنار گذاشت. فروپاشی این پیمان‌های کنترل تسلیحات، توازن نظامی بین روسیه و آمریکا را به هم زده و به سوءتفاهم‌های خطرناک دامن خواهد زد.

اکنون دستور کار متقابل آمریکا – روسیه به‌طور قابل‌توجهی کاهش یافته و به گفتگو در مورد افغانستان و کره شمالی و تماس مقامات نظامی دو کشور در سوریه محدودشده است. البته واشنگتن در مورد فعالیت تروریست‌ها در روسیه نیز اطلاعات ارزشمندی در اختیار می‌گذارد؛ اما این دستاوردهای ناچیز قادر به تغییر وضعیت بدگمانی و خصومت طرفین نیست.

نتیجه واضح و نگران‌کننده است، روابط خصمانه مسکو و واشنگتن دیگر عادی است و به مرحله‌ای رسیده است که هر دو طرف «اذعان» می‌کنند که در حال حاضر تقابل بر روابط آن‌ها حاکم است.