وب سایت اندیشکده انگلیسی راسی در تحلیلی نوشت: در مقابل، گزارش رسانه‌های آلمان در مورد انگلیس به‌طور فزاینده‌ای مسموم شده است. رسانه‌های آلمان از انگلیس کشور ضعیفی ترسیم می‌کنند که رهبری آن فاسد و بی‌کفایت، نهادهای دموکراتیک آن متزلزل و اقتصاد آن در آستانه فروپاشی است و جمعیت آن نیز برای رأی به تندروها دستکاری شده است.

البته این سوءتفاهم‌ها ریشه در تصمیم انگلیس به خروج از اتحادیه اروپا دارد. در آلمان، اروپا یک مذهب است که رد آن به معنای ارتداد است. چنین تصوری در گفتمان سیاسی آلمان وجود ندارد که دستورات بروکسل برای کشوری با هزار سال استقلال و تاریخ طولانی ثبات دموکراتیک، اساساً ممکن است مشکل‌آفرین باشد.

شخصیت نخست‌وزیر انگلیس نیز عامل مشکل‌ساز مضاعفی است. شوخ‌طبعی در سیاست آلمان چندان جایی نداشته بلکه ثبات سبک و جدیت اظهارات بر آن حاکم است. بااین‌حال، سیاستمداران آلمان واقع‌گرا بوده و می‌دانند که دولت فعلی انگلیس از اکثریت برخوردار بوده و حداقل تا 2024 در قدرت باقی خواهد ماند. انگلیس برای آلمان یک کشوری بزرگ در مجاورت آن، بازاری مهم برای کالاهای آن، یک شریک امنیتی مهم در ناتو و یک بازیگر متوسط جهانی است که در شورای امنیت سازمان ملل دارای کرسی دائمی بوده و دارای شبکه‌های مختلفی در دنیای انگلیسی‌زبان است. شاید ازنظر آلمان، انگلیس همسایه‌ای ترسوست اما نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

 

آلمان خواهان چه نوع رابطه‌ای با انگلیس است؟

احتمالاً خود آلمان هم هنوز نمی‌داند. تأمل در مورد چگونگی توافق آتی با انگلیس چیزی نیست که طبقه روشنفکر آلمان فعلاً روی آن تمرکز کند و سیاستمداران آلمان نیز آن‌قدر گرفتار مشکلات کرونا ویروس و اجرای صندوق احیای اقتصادی اتحادیه اروپا هستند که فرصتی برای فکر کردن به چیزهای دیگر ندارند. بااین‌حال، آلمان ریاست شش‌ماهه اتحادیه اروپا را در اختیار داشته و نتیجه مذاکرات توافق انگلیس- اتحادیه اروپا یکی از موضوعاتی است که در این دوره مطرح خواهد شد.

اگرچه دولت آلمان به موفقیت این مذاکرات بی‌تفاوت نبوده و خواهان یک توافق است، اما اهمیت این موضوع برای آلمان به‌اندازه اهمیت آن برای انگلیس نیست. اولویت آلمان به‌عنوان رئیس شورا، حفظ وحدت اتحادیه اروپا و انسجام بازار واحد است. همانند یک رئیس خوب، آلمان به دنبال یک توافق در داخل شورا خواهد بود؛ اما آلمان در مسائل کلیدی نظیر کمک‌های دولتی و شرایط برابر، سخت‌ترین وجدی‌ترین موضع را اتخاذ خواهد کرد.

نگرانی آلمان از این دو موضوع، قدیمی و واقعی است. آلمان هر گز رقابت در سیاست‌های اجتماعی، زیست‌محیطی یا مالیاتی را نپذیرفته و پیوسته به دنبال تحمیل استانداردهای (تا جای ممکن) نزدیک به استانداردهای خود بر دیگر کشورهای اتحادیه اروپا بوده است. ازاین‌رو، آلمان به اتحادیه اروپای پس از خروج انگلیس، نگرش دوگانه‌ای دارد. آلمان ازیک‌طرف به دنبال بازاری برای فروش کالاهای خویش است و از طرف دیگر، می‌خواهد که خروج از اتحادیه اروپا برای انگلیس هزینه اقتصادی داشته باشد.

 

آینده روابط

آینده روابط اقتصادی انگلیس با آلمان به شرایط توافق تجاری انگلیس با اتحادیه اروپا بستگی دارد. بااین‌وجود، در سایر حوزه‌ها احتمالاً فضایی برای تمهیدات دوجانبه فرصت هایی وجود خواهد داشت که همکاری فرهنگی و آموزشی، کمک متقابل در مبارزه با جرم و جنایت و تروریسم و تمهیدات متقابل مراقبت‌های بهداشتی نمونه‌هایی از این قبیل است.

در حوزه دفاع و سیاست خارجی، محاسبات متفاوت خواهد بود. دولت انگلیس در این حوزه‌ها تمایلی به روابط قراردادی با اتحادیه اروپا ندارد؛ بنابراین، هر نوع همکاری با آلمان لزوماً در چهارچوب ناتو یا به‌صورت دوجانبه یا سه‌جانبه با فرانسه خواهد بود. این امر مشکلی اساسی نخواهد داشت. علیرغم خروج انگلیس از اتحادیه اروپا، آلمان هنوز هم به تجربه دیپلماتیکی انگلیس و کیفیت نیروهای مسلح آن احترام می‌گذارد. ازاین‌رو، دولت آلمان در این حوزه‌ها احتمالاً به دنبال حفظ روابط سازنده خود با انگلیس خواهد بود. آلمان علیرغم اظهار تعهد به سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا، عملاً ترجیح می‌دهد که ازلحاظ بین‌المللی به‌عنوان کشوری مستقل عمل کند.

مذاکرات هسته‌ای با ایران با مشارکت انگلیس، فرانسه و آلمان و همچنین اتحادیه اروپا، به‌عنوان نمونه‌ای از چگونگی عملکرد بین‌المللی آتی انگلیس ذکر می‌شود. مسلماً چنین روشی در موارد خاص می‌تواند جذاب باشد اما معلوم نیست که فرانسه و آلمان همواره با انگلیس همراه باشند. موفقیت بین‌المللی انگلیس در گرو اقتصاد بالنده آن خواهد بود و این واقعیتی است که آلمان نیز از آن آگاه است.