توماس رایت در مطلبی که اندیشکده بروکینگز آمریکا آن را منتشر ساخت، نوشت: مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا یک سخنرانی فراواقع‌گرایی را در کتابخانه و موزه ریچارد نیکسون درباره ریاست جمهوری ترامپ تحت عنوان چین کمونیست و آینده جهان آزاد ارائه کرد.

وزیر امور خارجه آمریکا در سخنرانی خود ادعا کرد که 50 سال سیاست تعامل با چین شکست‌خورده و از جوامع آزاد خواست تا در برابر پکن مقاومت کنند. وی همچنین گفت امیدهای غرب برای ادغام چین در نظم بین‌المللی لیبرال بربادرفته است و جهان آزاد باید محور سیاست خارجی آمریکا باشد.

متأسفانه پمپئو درگیر کتمان حقایق و ابهام‌آفرینی است. درحالی‌که به دنبال نتایج برد – برد است، اما سخنانش با اقداماتش در تضاد است. وی می‌گوید آمریکا جهان آزاد را سازمان‌دهی خواهد کرد، درحالی‌که واشنگتن جهان آزاد را تضعیف ساخته و از آن فاصله می‌گیرد.

پمپئو به رئیس‌جمهوری ابر-وفاداری دارد که ذره‌ای برای دمکراسی، مخالفان، آزادی یا شفافیت ارزش قائل نیست. سابقه ترامپ در این موضوعات کاملاً مشخص است. وی در 18 ژوئن 2019، تلفنی با رئیس‌جمهور چین صحبت کرد و گفت که سیاست فشار بر هنگ‌کنگ را محکوم نمی‌کند. ترامپ در 1 اوت 2019، به مطبوعات گفت که ناآرامی هنگ‌کنگ موضوعی بین چین و هنگ‌کنگ است، چراکه بخشی از خاک چین است و باید خودشان به این مسئله رسیدگی کنند و نیازی به نصیحت ندارند.

کشمکش ایدئولوژیکی بین چین و جوامع آزاد وجود دارد، اما جانبداری ترامپ در این کشمکش اشتباه است. حزب کمونیست چین خواهان نظام بین‌المللی تابع است، جاییکه کشورهای کوچک‌تر به قدرت‌های بزرگ‌تر احترام بگذارند، نه نظم بین‌المللی قانون محور که کشورهای کوچک‌تر از حقوق برابر برخوردار هستند. چین همچنین قائل به جایگاهی برای حقوق جهانی یا هنجارهای جهانی لیبرال نیست و اصول بازار آزاد را برای پی‌‎جویی سیاست اقتصادی مرکانتیلیستی خود نادیده می‌گیرد. ترامپ نیز چنین روشی را دنبال می‌کند. ترامپ هرگز صحبت از شرایط رقابت بین دمکراسی و اقتدارگرایی نمی‌کند. وی به‌ندرت از حکومت‌های اقتدارگرا به‌واسطه عملکرد نامناسبشان در زمینه حقوق بشر انتقاد می‌کند. ترامپ و پمپئو به دنبال ترمیم مناسبات با بن سلمان پس از قتل وحشیانه خاشقچی بودند. ترامپ از دولت یکه‌سالار ویکتور اوربان در مجارستان حمایت کرد که نهادهای دمکراتیک کشورش را نابود ساخت.

به‌علاوه، ترامپ و پمپئو فاصله‌گذاری اجتماعی را به دکترین دیپلماتیک تبدیل کرده‌اند. موضوع دخالت روسیه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هرگز در دستور کار نشست سران ناتو قرار نگرفته است. دولت ترامپ درخواست‌های اروپا برای کار مشترک با چین را به‌کرات رد کرده است. به‌علاوه، ترامپ متحدان سنتی خود را رقبای اقتصادی قلمداد می‌کند و اگر اقتصاد این کشورها خوب عمل نکند به نفع خود می‌داند. با چنین تفکری، انگیزه برای همکاری جهت رفع چالش‌های مشترک وجود نخواهد داشت.

دولت آمریکا در رقابت با چین موضوع ایدئولوژی را مطرح می‌سازد. پمپئو در سخنرانی یادشده تصویری از رهبر چین به‌عنوان شخصیتی مارکسیست لنینیستی به تصویر کشیده که به دنبال هژمونی چین کمونیست برجهان است. آمریکایی‌ها موضوع ایدئولوژی را در محور رقابت چین – آمریکا قرار داده‌اند.

آمریکا و چین هر یک الگوهای اجتماعی و حکمرانی متفاوتی را ارائه می‌کنند و هر یک دیگری را تهدید می‌نماید. پکن بر این باور است که آزادی مطبوعات، اینترنت، رسانه اجتماعی، سازمان‌های مردم‌نهاد، وابستگی اقتصادی متقابل و برنامه‌های مبادله به‌طور بالقوه حکومت این کشور را تضعیف می‌سازد. از سوی دیگر بسیاری از آمریکایی‌ها این روند را تأثیر جانبی مثبت تعامل قلمداد می‌کنند.

هر یک از دو کشور آمریکا و چین نمی‌توانند دیگری را بدون مصالحه بر سر اساس سیستم خود بپذیرند و  محکوم‌به رقابت با یکدیگر هستند.

درحالی‌که پمپئو از مردم چین تمجید می‌کند، کارگران و دانشجویان چینی در آمریکا را افرادی غیرعادی برمی‌شمرد. وی در این خصوص گفت: «ما می‌دانیم که همه دانشجویان و کارگران چینی که برای کسب دانش و درآمد به آمریکا آمده‌اند افراد عادی نیستند. بسیاری از آن‌ها باهدف سرقت مالکیت معنوی ما در اینجا حضور دارند».

متحدان ما در ناتو آن‌گونه که لازم بود در قضیه هنگ‌کنگ ایستادگی نکرده‌اند و این نگرانی را داشتند که حمایت از اعتراض‌های هنگ‌کنگ دسترسی آن‌ها به بازار چین را محدود خواهد ساخت. چنین ترسی منجر به شکست و ناکامی تاریخی خواهد شد.

جوامع آزاد دچار مشکل شده‌اند. جهان در چهار سال گذشته به‌واسطه نیروهای ضد لیبرال در درون دمکراسی‌های غربی کمتر آزاد بوده است. بسیاری از دمکراسی‌ها با چالش‌های بنیادی، ازجمله نابرابری، بی‌عدالتی نژادی و فناوری‌های جدید همچون هوش مصنوعی مواجه شده‌اند.

دفاع از جهان آزاد را باید با اعاده حاکمیت قانون و دمکراسی در داخل آغاز کرد. دولت ترامپ به‌جای انجام این کار، تنش‌ها در درون جهان آزاد را بیشتر کرده است. ترامپ گفت که نتایج انتخابات ریاست جمهوری را نخواهد پذیرفت، چراکه در رأی‌گیری پستی تقلب خواهد شد. به‌علاوه، وی برخلاف نظر فرمانداران نیرو به شهرهای مختلف برای مقابله با اعتراض‌های مردمی اعزام کرده است.

چنانچه دولت جدیدی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پیروز شود، این فرصت را دارد که جهان آزاد را محور استراتژی خود قرار دهد. به‌علاوه، فرصت جدیدی برای همکاری با جوامع آزاد برای نوسازی نظام حکمرانی ما فراهم خواهد شد. البته تحقق این امر مستلزم تغییرات اساسی در داخل است.

رقابت با چین بخش مهمی از استراتژی جهان آزاد است. البته رقابت با چین فقط یک بخش از استراتژی را تشکیل می‌دهد و همه هدف آن نیست. عده‌ای از تحلیلگران نگران‌اند که طرح جهان آزاد موجب شکل‌گیری جنگ سرد با چین شده و جهان را به دو بخش تقسیم خواهد کرد.