جاناتان فولتون در یادداشتی که وب‌سایت شورای آتلانتیک آمریکا آن را منتشر کرد؛ نوشت: در خصوص مذاکرات مربوط به این شراکت، باید به چند نکته توجه داشت. نخست آنکه، این شراکت موضوع تازه‌ای نیست. چین و ایران طی دیدار شی جین پینگ از تهران در سال 2016، از شراکت جامع راهبردی خبر داده بودند، بنابراین توافق بین این دو کشور پاسخی به کارزار «فشار حداکثری» دولت ترامپ نبوده و ربطی به تیرگی روابط چین-آمریکا نیز ندارد.

ظاهراً قرار است چین 280 میلیارد دلار در بخش‌های نفت، گاز و پتروشیمی ایران و 120 میلیارد دیگر برای ارتقای زیرساخت‌های تولید و حمل‌ونقل سرمایه‌گذاری کند که البته تحقق این رقم کمی دشوار خواهد بود. به‌ویژه آن‌که سرمایه‌گذاری خارجی چین پس از سال 2016 به خاطر حذف شرکت‌های چینی با مالکیت دولتی از معاملات بزرگ بین‌المللی، رو به کاهش نهاده است. ضمن آنکه بازگشت تحریم‌ها نیز مسلماً به روابط تجاری این دو کشور آسیب زده است. درعین‌حال خلأ یک نهاد مالی مستقل برای پشتیبانی جریان سرمایه از چین به اقتصاد ایران، با این حجم عظیم سرمایه‌گذاری هم باید رفع شود.

اما نکته مهم دیگر این است که اگرچه در این توافق بر همکاری‌های نظامی و امنیتی تأکید خواهد شد، اما موارد مندرج در آن برای آمریکا و متحدان آن در خلیج [فارس] تهدید خاصی محسوب نمی‌شود. همکاری‌های دوجانبه موردبحث (رزمایش مشترک و همکاری اطلاعاتی) از قبل نیز در جریان بوده است. تمرکز بر مقابله با تروریسم، قاچاق و جرائم فراملی، کشور خاصی را هدف قرار نداده و دغدغه‌های مشترک بین‌المللی به شمار می‌روند. این مفاد در مورد همکاری دوجانبه، حداقل در کوتاه‌مدت تهدیدی برای ثبات خلیج [فارس] نخواهد بود.

از همه مهم‌تر اینکه، ایران در این نوع شراکت با چین تنها نیست. عربستان و امارات هم دارای توافق مشارکت راهبردی با چین بوده و پارامترهای این توافق‌ها درکمیته‌های مشترک متشکل از مقامات رسمی در حال مذاکره است. چراکه چین به‌رغم سودمندی مشارکت با ایران می‌خواهد رویکرد متوازن خود در خلیج [فارس] را ادامه دهد. همچنان که اخیراً هم‌زمان با انتشار خبر توافق ایران – چین، نهمین دیدار وزرای انجمن همکاری کشورهای عربی- چین در 6 ژوئیه در اردن، هرچند به‌صورت مجازی، برگزار شد. این دیدار اگرچه دستاورد مهمی نداشت، اما در آن سه سند به امضا رسید: تفاهم همکاری در مورد کووید-19، برنامه اجرایی انجمن از 2020 تا 2022 و اعلامیه امان که «بیانگر تمایل چین و کشورهای عربی برای تعمیق روابط» است. به گفته یک مقام محلی، همکاری چین- ایران نیز در این دیدار موردبحث و بررسی قرار گرفت، هرچند که در اعلامیه آن ذکر نشد.

پس‌ازاین دیدار، کنفرانسی به میزبانی آکادمی علوم اجتماعی چین و دانشگاه شارجه امارات در 11 ژوئیه با تمرکز بر همکاری چین- خاورمیانه و بحران کرونا ویروس برگزار شد. اهمیت این رویداد ازآن‌روست که نشان می‌دهد چین در خاورمیانه توپ‌های زیادی برای بازی دارد. چین در سراسر این منطقه دارای منافع زیادی بوده و با بسیاری از کشورهای منطقه همچون ایران شراکت کامل دارد که ناشی از دهه‌ها تعامل دیپلماتیکی و حجم عظیم تجارت و سرمایه‌گذاری با این کشورها است.

و درنهایت، اگرچه شکی نیست که چین و ایران در قبال یکدیگر و در پیشبرد شراکت جامع راهبردی خود جدی هستند، اما سودمندی این شراکت برای تهران به قیمت دیگر شرکای چین در خلیج [فارس] تمام نخواهد شد بلکه چین در این منطقه رویکردی متعادل بر اساس منافع، در دستور کار قرار خواهد داد.