آنتونی کوردزمن در یادداشتی که وب سایت مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (آمریکا) آن را منتشر کرد؛ نوشت: نیویورک تایمز در اوایل ژوئیه از این توافق خبر داد. گزارش‌های مختلف حاکی از آن است که این توافق، برای چین مشارکت راهبردی جدیدی با ایران ایجاد کرده، این دو کشور را به شرکای راهبردی تبدیل می‌کند و می‌تواند مقدمه‌ای برای چالش موقعیت آمریکا در قبال چین در منطقه خلیج [فارس] و اقیانوس هند محسوب شود.

اگرچه این گزارش‌ها ممکن است اغراق آمیز باشد اما طبق آنها، این توافق احتمالا شامل روابط نظامی مهمی باشد که شامل فروش عمده تسلیحات به ایران و سرمایه‌گذاری حدود 400 میلیارد دلاری چین طی 25 سال در ایران بوده و به نقش عمده چین در نوسازی بنادر، شبکه 5 جی، مخابرات و راه آهن ایران منجر خواهد شد. در عوض، ایران طی 25 سال آتی، نفت و گاز را با تخفیف احتمالی به چین عرضه خواهد کرد. همچنین، چین قادر به ساخت طرح جاده وکمربند در بخش ایران خواهد بود و می‌تواند به توسعه مناطق آزاد تجاری در ماکو در شمال ایران، آبادان نزدیک عراق و جزیره قشم کمک کند.

همچنین گزارش‌ها نشان می‌دهد که این توافق به انجام رزمایش‌ها و آموزش نظامی مشترک، تحقیق و توسعه تسلیحاتی و اشتراک گذاری اطلاعات منجر خواهد شد که ظاهرا برای مبارزه با موادمخدر، تروریسم، قاچاق انسان و جرایم بین مرزی متمرکز است، اما در عمل توانایی ایران برای مقابله با آمریکا را تقویت خواهد کرد.

اعتبار این گزارش‌ها هنگامی بیش‌تر می‌شود که آنها را در بستر تلاش چین برای گسترش موقعیت راهبردی خود در خلیج [فارس] بررسی کنیم. از زمان جنگ ایران و عراق، چین به دنبال گسترش حضور خود در این منطقه بوده و به تدریج، حضور سیاسی و فعالیت‌های خود را افزایش داده است. چین به دنبال تضمین واردات انرژی از خلیج [فارس] و رقابت با آمریکا و هند بوده و در انتظار روزی بوده است تا در خلیج [فارس] و اقیانوس هند نیز همانند آسیا و اقیانوسیه به قدرتی واقعی تبدیل شود. این کشور تلاش کرده است تا حضور نظامی و اقتصادی خود را گسترش داده و برای فروش سلاح تلاش زیادی کرده است، هرچند که تا به حال به جز فروش موشک‌های سطح به سطح به عربستان و مقدار نامعلومی از فن آوری موشکی به ایران، موفقیت چندانی نداشته است.

با این وجود، سرمایه‌گذاری چین در خاورمیانه هنوز محدود بوده و الگوی تجاری آن به خاطر تحریم‌های آمریکا علیه ایران نوسان زیادی داشته است، اما علاوه بر دلایل اقتصادی، اقدامات چین در این منطقه با دلایل راهبردی روشنی نیز برای رقابت با نفوذ و قدرت آمریکا در این منطقه همراه است. مقابله با هند نیز یکی دیگر از منافع اصلی چین در این منطقه بشمار می‌رود. وابستگی چین به واردات نفت خام از خلیج [فارس] دلیل اصلی افزایش تدریجی حضور این کشور در اقیانوس هند است تا به تضمین امنیت مسیر تجاری دریایی و جریان نفت از خلیج [فارس] کمک کند.

گرایش به سمت ایران، تحول عمده‌ای برای چین محسوب می‌شود. همچنانکه ممکن است تنش فزاینده بین چین و آمریکا دلیل نزدیکی چین به ایران باشد. این تنش‌ها شامل رویارویی فزاینده چین با آمریکا در تجارت، تایوان و دریای چین جنوبی است، اما این تنش‌ها تا جایی افزایش یافته که موضع نظامی چین و آمریکا در کل منطقه از دریای چین جنوبی گرفته تا تنگه مالاکا و از اقیانوس هند تا خلیج [فارس] را به صحنه رقابت تبدیل کرده است. راهبرد جدید آمریکا چین و روسیه را مهم‌ترین تهدید بالقوه برای آمریکا قلمداد کرده و چین اخیرا در مخالفت با تمدید تحریم تسلیحاتی ایران به روسیه پیوسته است.

این تحولات احتمالا اقدام چین در امضای توافق با ایران را توجیه می‌کند. مخصوصا، چین احساس می‌کند که این توافق، کشورهای عرب حوزه خلیج [فارس] (که به‌طور فزاینده‌ای نگران عدم تمایل آمریکا به حضور در منطقه هستند) را وادار می‌سازد تا به جای خصومت با پکن به دوستی با آن سوق یابند. ظاهرا چین می‌تواند در برابر آمریکا با کارت ایران بازی کرده و ایران را در تقابل با آمریکا به پکن نزدیک سازد. حتی اگر گزارش توافق چین و ایران نادرست باشد، بازهم آمریکا با رقابت فزاینده راهبردی با چین در خلیج [فارس] و دیگرمناطق مواجه است. همچنین، آمریکا دیگر نمی‌تواند روی متحدان راهبردی خود در منطقه خلیج [فارس] حساب کند، مگر اینکه به حضور در این منطقه در کنار متحدان خود تمایل بیشتری نشان دهد.