پیت کلرک در یادداشتی که وب‌سایت موسسه روابط بین‌الملل کلینگندال هلند آن را منتشر کرد؛ نوشت: اکنون پنجاه سال از کنترل تسلیحات هسته‌ای راهبردی می‌گذرد. قرار بود اولین گفتگوهای کاهش تسلیحات راهبردی (سالت) بین آمریکا و اتحاد شوروی در پاییز 1968 آغاز شود، اما به خاطر حمله روس‌ها به «پراگ» در اوت 1968، مذاکرات واقعی «سالت» در آوریل 1970 آغاز شد.

در نیم‌قرن گذشته، آمریکا و شوروی (و بعدها روسیه) وقت و انرژی زیادی صرف انعقاد پیمان‌هایی کرده‌اند که سامانه‌های تسلیحاتی هسته‌ای را محدود و در آینده کاهش داده است. برخی از این پیمان‌ها به دلایل سیاسی به مرحله اجرا نرسیدند. با حمله شوروی به افغانستان در سال 1979، «سالت 2» در واشنگتن بایگانی شد. پیمان «استارت 2» نیز پس از خروج آمریکا از «پیمان موشک‌های ضد بالستیک» در سال 2002، به همین سرنوشت دچار شد و روسیه اعلام کرد که دیگر به استارت 2 متعهد نیست. پیشینه این پیمان، یعنی پیمان «استارت» در دهه هشتاد در زمان ریاست جمهوری ریگان و بوش به ثمر رسید و برای اولین بار بازرسی از سایت‌های محلی را ممکن ساخت.

 

استارت نو

گفته می‌شود که «استارت نو» ازنظر محتوا بر «استارت» و «پیمان 2002 مسکو» استوار است. پیمان مسکو تنها چند صفحه بوده و اساساً مقرر کرده بود که هر دو طرف در ترکیب و ساختار قدرت هسته‌ای خود آزاد هستند، اما باید تعداد کل سلاح‌های هسته‌ای راهبردی آن‌ها به 1700 تا 2200 محدود باشد؛ بنابراین، جزئیات مفاد استارت نو برگرفته از استارت بوده و انعطاف‌پذیری آن نیز از پیمان مسکو سرچشمه گرفته است.

در پیمان استارت، سقف جداگانه‌ای برای موشک‌های بالستیک قاره‌پیمای «سنگین» مورد موافقت قرار گرفت، درحالی‌که استارت نو فاقد چنین سقفی است. ماده 5 پیمان استارت محدودیت‌های نوسازی سامانه‌های هسته‌ای را به‌تفصیل بیان می‌کند، اما ماده‌ای معادل آن در استارت نو وجود ندارد. می‌توان گفت که آزادی عمل بیشتر طرفین، بیانگر «ماهیت پساجنگ سرد» استارت نو است. مهم‌ترین دستاورد استارت نو این است که این پیمان سقف موشک‌های بالستیک قاره‌پیما (ICBM) و موشک‌های بالستیک زیردریایی پرتاب (SLBM) و لانچرها و همچنین بمب‌افکن‌های بزرگ و سرجنگی‌های مربوط به آن‌ها را کاهش داد. 5 فوریه 2018، دوره هفت‌ساله کاهش زرادخانه هسته‌ای برای هر دو طرف به پایان رسید. طرفین خاطرنشان کردند که به محدودیت‌های پیش‌بینی‌شده در پیمات استارت نو دست‌یافته و این محدودیت‌ها را رعایت خواهند کرد.

 

رویکردهای جدید؟

بازرسان استارت نو معتقدند که این پیمان بسیار مؤثر بود. استارت نو برای دوره ده‌ساله تا 4 فوریه 2021 منعقدشده است. ماده 14 این پیمان فرصتی در اختیار گذاشته است تا طرفین بتوانند اجرای این پیمان را برای پنج سال دیگر تمدید کنند. با توجه به فقدان مذاکرات برای توافق در مورد پیمان جدید، تمدید استارت نو برای پنج سال دیگر بهترین گزینه محسوب می‌شود، اما این گزینه هم قطعی نیست.

روسیه از انعقاد پیمان استارت نو خوشحال شد اما وقتی اوباما پیشنهاد تمدید این پیمان را مطرح کرد، روسیه ظاهراً با تمدید آن مشکل داشت. اکنون با انتخاب دونالد ترامپ ورق برگشته و دولت وی به پیشنهاد پوتین برای تمدید این پیمان ترتیب اثر نمی‌دهد. عدم تمایل دولت آمریکا به پیشنهاد پوتین برای تمدید استارت نو را می‌توان به سه عامل رفتار روسیه در پیمان سلاح‌های هسته‌ای میان برد (آی ان اف)، نگرانی آمریکا از سلاح‌های هسته‌ای غیر راهبردی و چین نسبت داد.

سال گذشته، ترامپ به مقامات واشنگتن دستور داده تا چارچوبی برای کنترل تسلیحات با روسیه و چین تدوین کنند؛ اما چین معتقد است که زرادخانه هسته‌ای این کشور در مقایسه با آمریکا و روسیه ناچیز است.

تمدید استارت نو برای دولت آمریکا و روسیه آسان است، زیرا چنین امکانی هنگام انعقاد این پیمان در سال 2011 پیش‌بینی‌شده است؛ اما مذاکرات برای پیمانی جدید قبل از پایان دولت فعلی آمریکا ممکن نیست، زیرا فرصتی برای این کار باقی نمانده و در صورت تمایل دولت بعدی به مذاکرات، فرایند آن زمان زیادی خواهد برد.

مسکو نگران دفاع موشکی و سلاح‌های متعارف دقیق دوربرد آمریکاست. بااین‌حال، در واشنگتن، سنا این حوزه‌ها را از مذاکرات آتی ممنوع کرده و با توجه به جنگ اوکراین، جنگ سوریه، مداخلات سایبری و رفتار روسیه در سوءقصد به جان اسکریپال، با روسیه همدلی نداشته و به کنترل تسلیحات علاقه‌مند نیست.

علاوه بر این، مذاکره برای پیمانی جدید در حالی باید صورت گیرد که هر دو طرف تلاش‌های عظیمی برای نوسازی همه تسلیحات سه‌گانه هسته‌ای انجام داده‌اند. فعالیت‌های نوسازی روسیه به مدت دو دهه در جریان بوده و برنامه‌های آمریکا نیز در موضع هسته‌ای دولت ترامپ ترسیم‌شده است.

 

مسابقه تسلیحاتی جدید؟

استارت نو و پیمان‌های قبل از آن نقطه عطفی در مهار مسابقه تسلیحات هسته‌ای بشمار می‌روند به‌طوری‌که «شتاب دیوانه‌وار» توسعه زرادخانه‌های هسته‌ای دهه پنجاه و شصت را متوقف کردند. همچنین، پیمان منع آزمایش [تسلیحات هسته‌ای] 1963 و پیمان جامع منع آزمایش 1996، اگرچه به‌طور کامل اجرایی نشدند، اما تا حدی به کاهش مسابقه تسلیحات هسته‌ای کمک کردند. ازاین‌رو، مسابقه تسلیحاتی به معنای افزایش زرادخانه‌های هسته‌ای، دور از انتظار است. قبلاً نیز در دوره‌هایی طرفین بدون وجود یک پیمان، به محدودیت‌های موردتوافق پایبند مانده‌اند. درهرحال، هر نوع پیمان جدید باید این امر را مدنظر قرار دهد که پیشرفت‌های فنّاورانه در دهه اخیر ثبات راهبردی را کاهش داده است.