اندیشکده چتم هاوس در گزارشی با عنوان «درک خطر و ریسک‌پذیری در سیاست خارجی و امنیت ملی امارات» به تشریح جاه‌طلبی‌های ابوظبی برای ایفای یک نقش کلیدی در شکل‌دهی به ساختارهای سیاسی و حکمرانی در منطقه و حفظ مسیرهای تجاری در همسایگی پهناورش به‌عنوان یک‌قطب اقتصادی مرتبط با شرق آفریقا و جنوب آسیا می‌پردازد.

چکیده این گزارش که به قلم پیتر سالزبری، تحلیلگر ارشد گروه بین‌المللی بحران در وب سایت اندیشکده چتم هاوس منتشرشده، به این شرح است:

1. امارات در دهه گذشته از سیاست خارجی محافظه‌کارانه و متمرکز بر بقای این کشور فاصله گرفته و به‌عنوان یک بازیگر بانفوذ در سیاست‌های منطقه‌ای ظاهر شده است.

2. به‌طورمعمول در غرب، سیاست خارجی و امنیت ملی امارات بر مبنای اقداماتی خاص نظیر حمایت امارات از خلیفه حفتر در لیبی یا حمایتش از جدایی‌طلبان و دیگر گروه‌ها در یمن یا نقش این کشور در بحران قطر در سال 2017، تحلیل می‌شود که ظاهراً به یک راهبرد کلی یا مجموعه‌ای از ابتکارات اشاره دارد. سیاست‌های امارات به‌ندرت بر مبنای تحقیقات جامع درباره فعالیت‌هایش در کشورهای واقع در همسایگی این کشور موردمطالعه قرار گرفته است.

3. این گزارش که به‌عنوان بخشی از پروژه چتم هاوس برای پاسخ به این شکاف در تحلیل سیاست خارجی و امنیت ملی امارات تهیه و نوشته‌شده است، به تشریح جاه‌طلبی‌های ابوظبی برای ایفای نقشی کلیدی در شکل‌دهی به ساختارهای سیاسی و حکمرانی در سراسر منطقه هماهنگ با مدل خودش و نیز ایفای نقش در حفظ مسیرهای تجاری در همسایگی پهناورش به‌عنوانیک‌قطب اقتصادی مرتبط با شرق آفریقا و جنوب آسیا می‌پردازد.

4. «مدل امارت» شفافیت اقتصادی، حکمرانی قدرتمند و ارائه خدمات و یک محیط اجتماعی نسبتاً سکولار و لیبرال (برای منطقه) را همراه با یک نظام سیاسی بسته که حول محور یک دولت امنیتی مستحکم شکل‌گرفته در هم می‌آمیزد. طرد هرگونه ایدئولوژی سیاسی یا مذهبی که ممکن است برتری دولت و رهبرانش را به چالش بکشد نیز از اهمیت برخوردار است.

5. مقامات امارات استنباط می‌کنند که ایدئولوژی‌های اسلام‌گرایی سیاسی فراملی که ایران و اخوان‌المسلمین و حامیانش ازجمله قطر و ترکیه ترویج داده‌اند، تهدیدی موجودیتی برای رویکرد سکولار این کشور در قبال دولت و ثبات قدرت‌های فعلی منطقه است و به‌عنوان محرکی برای رادیکالیسم منطقه‌ای عمل می‌کند. درهرصورت ابوظبی در برخورد با اخوان‌المسلمین جسورتر بوده و در رویکردش در قبال ایران محتاطانه‌تر برخورد کرده است.

6. ابوظبی، بزرگ‌ترین و ثروتمندترین شیخ‌نشین امارات، بیش‌ازپیش مسیر حرکت امارات در داخل و خارج را تعیین می‌کند. تحول در «مدل امارات» عمدتاً به محمد بن زاید، ولیعهد و حاکم ابوظبی مرتبط است.

7. درحالی‌که زاید و محفل درونی مورد اعتمادش جهان‌بینی مشترکی دارند اما ضرورتاً با یک نقشه راهبردی عمل نمی‌کنند. اغلب یک گروه بسیار کوچک گزینه‌های سیاسی را که تاکتیکی و واکنشی است، انتخاب می‌کند و این نوع تصمیم‌گیری‌ها می‌تواند به بروز واکنش نامعقول و فرصت‌های ازدست‌رفته منجر شود.

8. سیاست‌گذاران غربی تمایل دارند مبهوت لیبرالیسم مفروض امارات و توانایی و تسلط مقامات اماراتی در صحبت کردن به زبان آن‌ها باشند؛ اما غربی‌ها باید با تمامی وجوه «مدل امارات» آشنا شوند و متوجه این واقعیت باشند ابوظبی انتظار دارد به شکلی برابر با آن رفتار شود.