استوارت ام. پاتریک در مطلبی که شورای روابط خارجی آمریکا آن را منتشر ساخت، نوشت: چه زمانی فاجعه جهانی ناشی از همه‌گیری ویروس کرونا موجب احیای همکاری بین‌المللی نه بی‌نظمی و چنددستگی خواهد شد؟ چه زمانی یک بحران به نقطه عطف در مناسبات بین‌المللی تبدیل خواهد شد؟

این سؤالات بزرگی در دوره همه‌گیری ویروس کرونا است، بحرانی که از سال 1945 بزرگ‌ترین شوک به سیاست و اقتصاد جهان وارد ساخته است. درحالی‌که تاریخ پاسخ قطعی به این سؤالات ندارد، جواب را باید از پیش‌شرط‌هایی همچون تفکر جدید جهانی، رهبری مسئولانه و توزیع مناسب قدرت جهت احیای همکاری بین‌المللی گرفت.

در پاسخ به جنگ جهانی دوم و بی‌نظمی اقتصادی بعدازآن بود که برنامه‌هایی برای برقراری نظام بین‌المللی باز و قانون‌محور در دوره پساجنگ تدوین شد. بنیان‌های سیاسی و اقتصادی برای این نظم لیبرال و همکاری‌محور در اجلاس‌های زمان جنگ در دامبرتون اکس در واشنگتن، در برتون وودز و نیوهمپشایر پایه‌گذاری شد.

در کنفرانسی که در نیوهمپشایر برگزار شد طرح‌هایی برای تشکیل سازمان ملل متحد به‌عنوان نهاد جهانی جهت گسترش صلح و امنیت ارائه گردید. متعاقباً طرح تشکیل سازمان ملل متحد توسط 50 کشور در سانفرانسیسکو در 26 ژوئن 1945 تصویب شد. در اجلاس برتون وودز دو نهاد چندجانبه یعنی صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی برای گسترش ثبات مالی، بهبودی اقتصادی زمان جنگ و توسعه بین‌المللی تأسیس شدند.

تمامی بلیه‌های جهانی دارای راه‌حل مناسبی نبودند. کشتار زیاد در جریان همه‌گیری ویروس کرونا جنگ جهانی نیست، اما خسارت آن سنگین و روبه افزایش است. ویروس کرونا تاکنون بیش از 12 میلیون نفر را در سطح جهان آلوده ساخته و جان بیش از 500 هزار نفر را گرفته است. پیش‌بینی می‌شود افراد بیشتری به این ویروس آلوده‌شده و قربانیان دیگری نیز خواهد داشت. سقوط اقتصادی ناشی از این بیماری فاجعه‌آمیز بوده است.

صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرد تولید ناخالص جهانی در سال 2020 حدود 9/4 درصد کاهش خواهد داشت و 95 درصد از کشورهای جهان با کاهش درآمد سرانه مواجه شده و بهبودی اقتصادی کُند و نوسانی خواهد بود. چشم‌انداز تجارت تیره است. در 22 ژوئن 2020، سازمان تجارت جهانی برآورد نمود که تجارت کالاهای جهانی حدود 5/18 درصد در سال جاری کاهش خواهد داشت.

پیش‌بینی می‌شود به‌موازات توقف زنجیره پیچیده عرضه جهانی، رهبران سیاسی با افزایش فشارها برای دست کشیدن از جهانی‌شدن و خودکفایی مواجه شوند. این امر به‌طور خاص در مورد 2 تریلیون تجارت سالیانه تجهیزات پزشکی صدق می‌کند که معادل 5 درصد از تجارت کالا است.

رابرت لایتیزر، نماینده امور تجاری آمریکا وابستگی این کشور به منابع خارجی در بخش تجهیزات پزشکی را آسیب‌پذیری راهبردی می‌شمارد. از زمان آغاز همه‌گیری ویروس کرونا تعداد زیادی از دولت‌ها تعرفه‌ها و سهمیه‌هایی بر واردات و ممنوعیت صادرات تجهیزات حیاتی وضع کرده‌اند.

با توجه به روندهای فعلی، چشم‌انداز برای احیای همکاری بین‌المللی تیره است. البته بحران همراه با فرصت است. تاریخ نشان می‌دهد که احیا و تجدید چندجانبه‌گرایی به مؤلفه‌هایی همچون ایده‌های جدید، رهبری مسئولانه و توزیع منابع قدرت جهانی نیاز دارد.

بی‌نظمی جهانی فعلی می‌تواند به رد گسترده ملی‌گرایی افراطی، حمایت‌گرایی و پوپولیسم منجر شود، چنانچه این مؤلفه‌ها کوته‌بینانه و مضر قلمداد شوند همان‌طوری که در دهه 1930 این‌گونه قلمداد می‌شدند.

حامیان تجدید چندجانبه‌گرایی باید آشکارا تبیین کنند که مدل جدید و بهبودیافته همکاری چگونه باشد. آن‌ها همچنین باید توضیح دهند که چگونه مدل پیشنهادی تنش‌ها بین قدرت‌های بزرگ را کاهش داده و سعادتمندی و رفاه جهانی به همراه خواهد آورد.

فراتر از ایده‌های جدید جسورانه، احیای چندجانبه‌گرایی مستلزم رهبری مسئولانه، به‌ویژه از ناحیه قدرت‌های بزرگ است. نظم بین‌المللی پساجنگ جهانی دوم صرفاً کارکرد قدرت آمریکا نبود. نظم جهانی همکاری‌محور باید بر پایه توانایی‌ها و ظرفیت‌ها همه کشورهای جهان احیا شود.

با توجه به توزیع قدرت در گستره جهانی، ظهور کشورهای مختلف و وجود کنشگران غیردولتی به‌عنوان بخش لاینفک مناسبات بین‌المللی، رسیدگی به چالش‌هایی همچون تغییرات آب و هوایی و همه‌گیری ویروس کرونا مستلزم الگو جدیدی از همکاری جهانی است.

چالش پیش‌روی ریاست جمهوری احتمالی بایدن گسترش همبستگی نیروها از طریق گردهم جمع ساختن کشورها و کنشگران غیردولتی برای تقویت جهان آزاد و همکاری محور است. یک گام اصلی در این زمینه برای بایدن استفاده از وزن آمریکا جهت تقویت اتحاد برای چندجانبه‌گرایی به‌عنوان طرح پیشنهادی فرانسه و آلمان است.