موسسه سیاست راهبردی استرالیا (آسپی استراتژیست) در یادداشتی نوشت: چین تابه‌حال تلاش کرده است تا فراتر از این تقسیم‌بندی عمل کرده و با هر دو طرف این گسل تعامل داشته باشد. بااین‌حال، چین در مناطق شمالی با احساسات ضدآمریکایی در سطح دولتی و فعالان غیردولتی شریک بوده و می‌تواند رقابت با آمریکا را به قیمت بی‌ثباتی منطقه پیش برد.

خطوط رقابت در خلیج‌فارس در مقایسه با دیگر بخش‌های خاورمیانه واضح‌تر است. در حال حاضر، رقابت‌های فرهنگی، قومی، فرقه‌ای و تاریخی بین اعراب و ایرانیان به‌واسطه گسلی جدید اوج گرفته است که اخیراً روسیه و آمریکا نیز بدان دامن زده‌اند.

ائتلاف به رهبری سعودی، با پشتیبانی آمریکا و حمایت اسرائیل، در منطقه جنوب سلطه داشته و در برابر قدرت‌نمایی ایران قرار گرفته است. محور ایران – روسیه نیز در منطقه شمالی سلطه متقابلی داشته و مسکو و تهران، با حمایت نیروهای حزب‌الله لبنان تحت حمایت ایران، نظام بشار اسد در سوریه را نجات داده‌اند. در این منطقه، نفوذ ایران از بغداد تا بیروت گسترده شده است.

چین نیز در این تحولات منطقه‌ای بی‌تفاوت نبوده است. چین با ایجاد دوستی همه‌جانبه با روسیه، در هر دو منطقه شمالی و جنوبی خلیج‌فارس برای دست‌یابی به دو هدف فعالیت کرده است. یکی از اهداف چین تأمین نیازهای خود با تضمین نفت و گسترش روابط تجاری با همه کشورهای این منطقه است. هدف دیگر آن، ایجاد روابط راهبردی با فعالانی در این منطقه است که دشمن آمریکا محسوب می‌شوند.

چین به یک شریک راهبردی و اقتصادی راهبردی بلامنازع ایران تبدیل‌شده است. طی دهه اخیر، شرکت‌های چینی بیش از 5 میلیارد دلار برای ارتقای پالایشگاه‌های ایران و زیرساخت‌های نفتی این کشور سرمایه‌گذاری کرده، به توسعه راه‌های ایران پرداخته، سیستم مترو تهران (که اساساً توسط چینی‌ها ساخته‌شده است) را به‌روزرسانی کرده و مجتمع پتروشیمی مهران در غرب ایران را توسعه داده است.

همچنین، چین برای طرح‌های مختلف از راه‌آهن گرفته تا بیمارستان، کمک‌های مالی و فنی تأمین کرده است. در سال 2018، شرکت دولتی سرمایه‌گذاری چینی، گروه CTIC، یک خط اعتباری 10 میلیارد دلاری برقرار کرده و بانک توسعه چین نیز پرداخت 15 میلیارد دیگر را وعده داده است.

در دیدارشی جین پینگ، رئیس‌جمهور چین، از ایران در ژانویه 2016، رئیس‌جمهور حسن روحانی اعلام کرد که «چین و ایران برای ایجاد روابط اقتصادی به ارزش 600 میلیارد دلار برنامه‌ریزی کرده‌اند». حجم تجارت بین طرفین از سالانه 1.6 میلیارد دلار در دهه 1980 به 15 میلیارد دلار در سال 2007 و حدود 45 میلیارد دلار در سال 15-2014 رسیده است (این حجم در سال 2018 به 33 میلیارد دلار رسید).

در حال حاضر، چین، پس از امارت، دومین شریک تجاری بزرگ ایران به شمار می‌رود و علیرغم تحریم‌های آمریکا علیه ایران، چین هنوز هم 9 درصد از نفت خود را از ایران وارد می‌کند. همچنین، رابطه با ایران در طرح جاده و کمربند در راستای نفوذ جهانی پکن و منافع چین است.

از سال 1986، چین پس از روسیه، تأمین‌کننده عمده تسلیحات به ایران بوده است. چین سلاح‌هایی نظیر موشک‌های ضد کشتی کرم ابریشم HY-2 را تأمین کرده و در برنامه موشکی ایران به‌ویژه در تأمین کمک‌های طراحی و فن‌آوری، نقش مهمی ایفا کرده است. در نوامبر 2016 چین و ایران یک توافق دفاعی و همکاری نظامی و ضد-تروریستی امضاء کرده‌اند.

اگرچه پکن از تأمین کمک‌های نظامی به ایران و روسیه در سوریه خودداری کرده است، اما از عملیات این کشورها در سوریه به‌شدت حمایت کرده و به همراه روسیه، قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل علیه سوریه و ایران را وتو کرده است.

با تداوم جنگ سرد چین-آمریکا و خصومت‌های ایران-آمریکا و درصورتی‌که دونالد ترامپ بار دیگر انتخاب شود، پکن احتمالاً مشارکت راهبردی خود در منطقه شمال خلیج‌فارس را گسترش خواهد داد. البته این بدین معنا نیست که چین روابط اقتصادی خود با کشورهای عرب خلیج‌فارس را به خطر خواهد انداخت، بلکه درواقع پکن سطح همکاری اطلاعاتی و فنی خود با اسرائیل را نیز حفظ می‌کند. اگر ترامپ شی جین پینگ را تحت‌فشار بگذارد، پکن با مشارکت نیروهای همسو در خلیج فارس، فضای زیادی برای عمل متقابل در اختیار خواهد داشت.

تشدید رقابت چین-آمریکا در خلیج‌فارس صرفاً باعث تعمیق خطرناک گسل ژئوپلیتیکی در منطقه‌ای خواهد شد که ازلحاظ راهبردی و اقتصادی حائز اهمیت بوده اما بسیار ناامن و بی‌ثبات است. تحت رهبری ترامپ، تقابل آمریکا و ایران همچنان ادامه داشته و خطر انفجار خلیج‌فارس، دیگر نیازی به محرک دیگر نخواهد داشت.