کریم سالم در یادداشتی برای موسسه امور بین‌الملل استرالیا نوشت: تصمیم ناگهانی دونالد ترامپ برای خروج آمریکا از معاهده آسمان‌های باز در بحبوحه وخامت رو به رشد فضای امنیتی در جهان، به‌وضوح ضربه‌ای دیگر به چارچوب امنیت بین‌الملل در دوران پساجنگ سرد بود. این معاهده که مذاکرات مربوط به آن در پایان جنگ سرد انجام گرفت و در سال 2002 به اجرا درآمد، یکی از اساسی‌ترین تلاش‌های بین‌المللی برای ایجاد شفافیت در رابطه با نیروها و فعالیت‌های نظامی میان روسیه و غرب باهدف تقویت ثبات و کاهش خطر درگیری میان آن‌ها بود.

معاهده آسمان‌های باز سومین جزء سازنده ساختارهای بین‌المللی کنترل تسلیحاتی است که دونالد ترامپ از زمان ورود به کاخ سفید در سال 2017 برای خروج از آن‌ها تلاش کرده است. رئیس‌جمهور آمریکا از معاهده نیروهای هسته‌ای میان‌برد و برنامه جامع اقدام مشترک درباره برنامه هسته‌ای ایران (برجام) خارج شده است. این اقدامات قصد ترامپ برای از بین بردن کنترل تسلیحات به‌عنوان یک ابزار سیاست امنیت ملی آمریکا و نیز تمایلش به طرد متحدان اروپایی واشنگتن در ناتو را به نمایش گذاشت. بر اساس مفاد این توافق خروج رسمی از معاهده آسمان‌های باز در شش ماه آینده صورت خواهد گرفت.

این معاهده مهم کنترل تسلیحاتی با مجاز کردن پروازهای نظارتی هوایی بر فراز حریم هوایی 34 دولت عضو، به حفظ صلح در دوران پساجنگ سرد کمک کرده است. 30 دولت اروپایی امضاکننده این معاهده به‌طور خاص از این پیمان که نظارت‌ بر تحرکات نظامی روسیه را بدون نیاز به ماهواره‌های جاسوسی یا تجهیزات های‌تک برای‌شان ممکن ساخته است، نفع برده‌اند. درواقع، معاهده آسمان‌های باز به اعضا اجازه می‌دهد در طول پروازهای نظارتی از تأسیسات، ساخت‌وسازها و تحرکات سربازان عکس‌برداری کنند.

معاهده آسمان‌های باز برای کشورهای اروپایی کوچک‌تر اهمیت بسیاری دارد، به‌ویژه برای دولت‌های حوزه دریای بالتیک که با روسیه مرز زمینی دارند و برای آن‌ها همکاری با نیروی نظامی آمریکا در هماهنگی پروازهای نظارتی و تعیین میزان تهدید امنیتی روسیه برای این منطقه ارزشمند بوده است. در تاریخ 19 و 20 فوریه، ناظران آمریکا، استونی و لیتوانی یک پرواز بر فراز تأسیسات نظامی روسیه در منطقه نظامی غربی انجام دادند. آمریکا در این پرواز نظارتی نقش رهبر را داشت و امکان جمع‌آوری اطلاعات در رابطه با فعالیت‌ها و نیروهای نظامی روسیه را فراهم کرد.

بااین‌حال آمریکا شکایت‌های صحیحی در خصوص پایبندی روسیه به این پیمان دارد. دولت ترامپ به‌درستی گفته است که روسیه تعهداتش در قبال این معاهده را به‌ویژه با جلوگیری از پروازهای نظارتی آمریکا در طول مرز این کشور با مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی که تحت اشغال روسیه هستند و بر فراز کالینینگراد نقض کرده است. این کار باعث مخالفت با این معاهده به‌ویژه از جانب حزب سیاسی دونالد ترامپ شد.

البته باید گفته شود که آمریکا هم محدودیت‌هایی را برای پروازهای روسی به‌ویژه در هاوایی اعمال کرد. درعین‌حال این دو قدرت هسته‌ای، هر دو ماهواره‌های تصویربردار فعالی دارند که قابلیت آن‌ها برابر یا بیشتر از چیزی است که در معاهده آسمان‌های باز مجاز است.

به نظر می‌رسد تلاش‌های واضح روسیه برای زیرپاگذاشتن تعهداتش تحت این معاهده توانست با موفقیت بر رئیس‌جمهور آمریکا برای اتخاذ تصمیم درباره خروج از این معاهده تأثیر بگذارد. از منظر روسیه، خروج آمریکا از این معاهده تقصیر را از نا پایبندی مسکو منحرف و به گردن واشنگتن میندازد. درواقع متحدان اروپایی واشنگتن در ناتو ازجمله فرانسه و آلمان به‌وضوح از این تصمیم ترامپ ابراز تأسف کرده‌اند.

روابط آمریکا و اروپا اساس سیاست خارجی آمریکا در چند نسل گذشته بوده است. ترامپ به دنبال آن بوده که این تعهد مربوط به دوران بعد از جنگ جهانی دوم را با تضعیف این رابطه خاص از بین ببرد. اقدامات ترامپ ازجمله انتقاد از متحدان اروپایی برای کم‌خرج کردن در حوزه دفاع، متهم کردن آلمان به «اسیر روسیه» بودن و درگیری با امانوئل مکرون در خصوص تعداد داعشی‌های اروپایی و اخیراً هم تلاش برای به چنگ آوردن تجهیزات پزشکی متحدان اروپایی به هر قیمتی، روابط دیپلماتیک آمریکا با متحدان نزدیکش را ضعیف کرده است.

تصمیم غلط برای خروج از معاهده آسمان‌های باز فقط مهمات جدیدی را در اختیار گروه‌های سیاسی اروپا دوست می‌گذارد تا حضور نظامی آمریکا در اروپا را به چالش بکشند. رهبر سوسیال‌دموکرات‌های آلمان اخیراً خواستار پایان دادن به حضور تسلیحات هسته‌ای آمریکا در آلمان شده است.

فرسودگی معاهدات جهانی کنترل تسلیحات نیازمند هماهنگ شدن اروپا با این چالش‌های جدید است. باید به این موضوع توجه داشت که خروج آمریکا از این معاهده احتمالاً به خروج روسیه از آن نیز منجر خواهد شد. مسکو از این‌که عضو این پیمان است احساس ضرر می‌کند و بیم دارد که پروازهای اروپایی بر حریم هوایی این کشور منافع راهبردی نظامی‌اش را به خطر بیندازد.

حفاظت از محیط امنیتی اروپا در برابر یک روسیه تجدیدنظرطلب مستلزم آن است که قدرت‌های اروپایی مخارج دفاعی و همکاری‌شان را حفظ کنند. در سال 2019، مخارج دفاعی در این قاره 4.2 درصد بود. درحالی‌که دولت‌های اروپایی در پاسخ به وقفه فعالیت‌های اقتصادی در دوران قرنطینه کرونایی درصدد اجرای محرک‌های مالی در اقتصاد و نظام بهداشتی خود هستند، این نگرانی وجود دارد که بودجه‌های دفاع ملی تحت تأثیر این اقدامات قرار گیرد. کمیسیون اروپایی با پیشنهاد 8 میلیارد یورویی برای بودجه دفاعی اروپا در برنامه‌ای هفت‌ساله که اجرای آن از سال 2021 آغاز می‌شود، به این مشکل بالقوه پاسخ داده است. یکپارچگی دفاعی عمیق‌تر اروپا امروز بیش از هر زمان دیگری برای تقویت توانایی اروپا در اقدام و دفاع از اهمیت برخوردار است.