آرون دیوید میلر و ریچارد سولوسکی در مطلبی که بنیاد کارنگی آن را منتشر ساخت، نوشتند: در سال 1951 فیلمی علمی – تخیلی با عنوان «روزی که جهان ایستاد» در سینماها به نمایش در آمد که در این فیلم یک فرازمینی در شکل و شمایل انسانی همراه با یک ربات غول‌پیکر به سیاره زمین آمد تا ضرب‌الاجلی را به زمینیان بدین مفهوم بدهد: «شیوه‌های خصمانه‌‌تان را تغییر دهید وگرنه نابود می‌شوید». فیلم با این سکانس پایان می‌یابد که رهبران جهان در اندیشه انتخاب گزینه هستند.

جالب خواهد بود چنانچه همانند تهدید حمله بیگانه و فرازمینی تصور شود کرونا ویروس بی‌رحم که جدی‌ترین تهدید علیه بهداشت عمومی در یک قرن اخیر است رهبران جهان را سر عقل خواهد آورد و منجر به رقابت کمتر و هماهنگی بیشتر بین آن‌ها خواهد شد، اما تحقق چنین امری بسیار بعید است.

الگوی اولیه روابط بین‌الملل بعید است تغییر بهتری داشته باشد. همه‌گیری ویروس کرونا جهان را متحول نخواهد ساخت، بلکه روندهای پیشین را که بیشتر رقابت‌محور و کمتر جهانی‌بوده و در آن قدرت‌های بزرگ و کوچک بیشتر از اینکه با هم همکاری کنند با یکدیگر برخورد دارند، تشدید کرده و تعمیق می‌بخشد.

مهم نیست چه کسی در انتخابات ریاست جمهوری 2020 آمریکا پیروز می‌شود، واشنگتن با جهان بی‌رحم و نابخشاینده مواجه خواهد شد. اوج گرفتن اولویت‌های داخلی آمریکا، حضور بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی مصمم به حفظ موقعیت خود و منازعات جهانی غیرقابل‌مهار، دسترسی واشنگتن را در جهانی که نسبت به برتری آمریکا خصمانه است به‌طور چشمگیری محدود خواهد ساخت.

 

حضور چین و روسیه بدون ایفای نقش رهبری در جهان

مادامی‌که آمریکا، روسیه و چین تغییر قابل‌توجهی در سیاست خود ایجاد نکنند، دولت جو بایدن احتمالاً روابط خصمانه با پکن و مسکو به‌عنوان دو رقیب راهبردی خواهد داشت. روسیه و چین برداشت چندقطبی مشترک از نظم جهانی دارند و قائل به محدودیت‌های جدی بر ظرفیت آمریکا برای اعمال وزن ژئوپلیتیکی در همسایگی‌شان هستند که دو کشور آن محدوده را حوزه نفوذ خود قلمداد می‌کنند.

روسیه و چین مانع از طراحی‌های آمریکا برای حفظ هژمونی در مناطق هم‌جوارشان شده‌اند. مسکو و پکن رهبرانی به‌شدت ملی‌گرا و قوی دارند که نشان داده‌اند نمی‌توان با قلدرمآبی آن‌ها را به عقب راند و این کشورها از مخالفت با واشنگتن برای تقویت ملی‌گرایی و برانگیختن احساسات ضدآمریکایی جهت تقویت مشروعیت خود استفاده می‌کنند. مناسبات مستحکم روسیه و چین شرایط را برای آمریکا جهت تغییر سیاست‌های مسکو و پکن دشوار می‌سازد، چه برسد به اینکه آن‌ها را تسلیم خواسته‌های خود کند.

هیچ‌یک از دو کشور چین و روسیه علاقه‌مند به ایفای نقش رهبری جهان نیستند. دولت چین نظم، مقررات و نهادهای جهانی را خواستار است که بازتاب‌دهنده موقعیت ابرقدرتی‌اش باشد و نفوذ بیشتری به پکن در تنظیم مقررات بین‌المللی بدهد. دولت شی جین پینگ چشم‌انداز ملی‌گرایانه و نه بین‌الملل‌گرایانه دارد. چین، آمریکا را مانعی بر سر راه اهداف ملی و منطقه‌ای خود می‌داند. از سوی دیگر، روسیه به دنبال تضعیف آمریکا است. طی چند سال آینده، انباشت مشکلات واشنگتن با مسکو و پکن و نیز واگرایی عمیق بین آن‌ها و وجود انبوهی از مسائل امنیتی، دیپلماتیک و اقتصادی حکایت از استمرار رقابت راهبردی برای برتری منطقه‌ای و نفوذ جهانی دارد. هرگونه آشتی میان واشنگتن از یک‌سو و پکن و مسکو در سوی دیگر بعید است به‌زودی رخ دهد، چراکه از دید رهبران روسیه و چین، دولت آمریکا رویکردی تهاجمی، خصمانه و یکجانبه‌گرایانه دارد که ثبات داخلی و موقعیت منطقه‌ای آن‌ها را تهدید می‌کند. این دو کشور دست از کشورهای واقع در همسایگی بلافصل‌شان و منافع حیاتی خود نخواهند کشید. هرگونه تلاش آمریکا برای آشتی با چین و روسیه دشوار خواهد بود، چراکه دستگاه سیاست خارجی و افکار عمومی آمریکا نه‌تنها دو کشور مذکور را رقیب قلمداد می‌کند، بلکه آن‌ها را دشمن می‌پندارد.

از سوی دیگر ایران و کره‌شمالی به‌عنوان دو قدرت منطقه‌ای سیاست به عقب راندن آمریکا را به‌طور موفقیت‌آمیزی عملیاتی کرده‌اند و به این سیاست ادامه خواهند داد، مگر اینکه واشنگتن رویکردش را در قبال این دو کشور تغییر دهد. علیرغم سیاست فشار حداکثری آمریکا در قبال کره‌شمالی و ایران، این دو کشور سیاستی را که برای امنیت‌شان ضروری است، حفظ کرده‌اند.

تلاش‌های دیپلماتیک آمریکا برای حل مشکلات با ایران و کره‌شمالی بی‌نتیجه مانده، چراکه واشنگتن مطالبه حداکثری و غیرواقعی را مطرح ساخته و تمایلی برای آشتی نشان نداده است.

 

آمریکا: ضعیف در داخل

همه‌گیری ویروس کرونا جدی‌ترین چالش برای جهان و آمریکا پس از جنگ جهانی دوم است. ویروس کرونا آمریکا را در داخل ضعیف‌تر خواهد ساخت. علاوه بر شکاف‌های طبقاتی و نژادی و نیز نابرابری‌های اجتماعی، همه‌گیری ویروس کرونا به دلیل فقدان رهبری در ترامپ بدتر شده است. بیکاری در آمریکا به سطح بیکاری در زمان رکود بزرگ رسیده، خرده‌فروشی سقوط شدیدی داشته و اینکه چگونه و چه زمانی اعتماد مصرف‌کننده احیا خواهد شد نامشخص است.

 

آمریکا چگونه رهبری خواهد کرد؟

بر اساس رویکرد خودمحورانه ترامپ برای رهبری جهان، متحدان اندکی احتمالاً از وی پیروی می‌کنند. اولین بار بعد از جنگ جهانی دوم است که حضوری از آمریکا در بحران جهانی همچون همه‌گیری ویروس کرونا دیده نمی‌شود.

رئیس‌جمهور بین‌الملل‌گرا بجای رئیس‌جمهوری با شعار «اول آمریکا» شاید بتواند بخشی از خسارات وارده به آمریکا را جبران کرده و نقش واشنگتن در جهان را احیا نماید. جو بایدن گفت چنانچه در انتخابات پیروز شود با متحدان تماس خواهد گرفت و روابط را مجدداً برقرار خواهد ساخت؛ اما بایدن می‌داند که رهبری جهان به چیزی بیش از یک تماس تلفنی نیاز است. این امر مستلزم راهبرد و مسیر هوشمندانه و مؤثر برای برقراری توازن بین اهداف و ابزارها، اهداف قابل حصول و مهم‌تر از همه وجود متحدانی برای همکاری است.

اگر بایدن به دنبال توافق با کشورهایی همچون ایران باشد، باید تصمیم دردناکی اتخاذ کند، بدین مفهوم که دیگران هم منافعی دارند. منازعات جهانی از کشمیر و سوریه گرفته تا فلسطین، لیبی، اکراین و یمن، هیچ‌یک فرصت زیادی برای بااستعدادترین وزیر امور خارجه امریکا فراهم نمی‌کند.