گوستاو گریس در یادداشتی که شورای روابط خارجی آمریکا آن را منتشر ساخت، نوشت: ترامپ در 21 می‌2020، به کارکنانش گفت که قصد دارد آمریکا را از معاهده آسمان‌های باز خارج سازد. ماه‌ها چنین شایعاتی درباره این حرکت آمریکا وجود داشته و خبر مذکور باعث تعجب نشد. البته چنین خروجی هم غلط‌انداز بوده و هم از حیث زمانی بد موقع خواهد بود و بهانه‌ای همراه با دلایل جدید برای گروه‌های سیاسی چپ و راست اروپایی خواهد بود تا حضور آمریکا را در خاک اروپا به چالش بکشند.

معاهده آسمان‌های باز برای کشورهای عضو آن چارچوبی برای عکس‌برداری و شناسایی هوایی (طیف مرئی، اسکن مادون قرمز و رادار دهانه ترکیبی) با استفاده از هواپیماهای غیرنظامی بر فراز خاک دیگر کشورهای عضو معاهده به‌منظور گردآوری اطلاعات درباره نیروها و فعالیت‌های نظامی فراهم می‌سازد. روند انجام عملیات یادشده همچون نواحی مورد درخواست برای پروازها، گواهی تجهیزات و خود عملیات به‌دقت قانون‌گذاری شده تا مانع از سوءاستفاده شده و شفافیت حداکثری برای طرف‌های بازرسی‌کننده و بازرسی‌شونده شود.

بر اساس معاهده آسمان‌های باز برای هر کشور جهت اجتناب از استفاده بیش‌ازحد، سهمیه پیش‌بینی شده است که موسوم به سهمیه فعال و سهمیه غیرفعال است. «سهمیه فعال» هر کشور عضو معاهده، تعداد پرواز‌هایی است که هر کشوری اجازه دارد بر فراز خاک دیگر کشور‌های عضو انجام دهد. تعداد مجاز پرواز‌های عبوری برای هر کشور به‌اندازه پرواز‌های کشور مقابل است. سهمیه فعال هر کشور عضو نباید از سهمیه غیرفعال آن بیشتر باشد و یک کشور نمی‌تواند خواستار بیشتر از نصف سهمیه غیرفعال یک کشور دیگر شود. سهمیه غیرفعال تعداد پروازهایی که هر کشور عضو به دیگر اعضا اجازه می‌دهد بر فراز خاکش انجام شود.

در چارچوب معاهده یادشده، عکس‌های گرفته‌شده در صورت درخواست اعضاء باید به اشتراک گذاشته شود. به‌طور خلاصه اینکه، این پروازها باهدف جمع‌آوری اطلاعات انجام نمی‌شود، اگرچه اغلب این‌گونه به تصویر کشیده می‌شود که هواپیماهای مورداستفاده در چارچوب معاهده مذکور جاسوسی هستند. لکن این اقدامات برای اعتمادسازی انجام می‌شود. بسیاری از کشورهای اروپایی، معاهده آسمان‌های باز را به‌ویژه بعد از الحاق شبه‌جزیره کریمه به روسیه در سال 2014 ابزاری مفید قلمداد کرده‌اند.

برای کشورهایی با برنامه بزرگ درزمینه فضا، به‌ویژه روسیه و آمریکا ارزش معاهده مذکور همواره سؤال‌برانگیز بوده، چراکه این دو کشور تعداد زیادی ماهواره دارند که اطلاعات بهتر، سریع‌تر و زودتر از پروازهای شناسایی در دسترس قرار می‌دهد. وقتی معاهده مذکور در سال 1992 نهایی شد، هدف این بود که اطمینان به بسیاری از کشورهای کوچک و متوسط داده شود که فاقد اطلاعات بودند و تا حدودی شکاف قدرت بین این کشورها و قدرت‌های بزرگ پُر شود. علیرغم اینکه خدمات ماهواره‌ای در دهه 2010 ارزان شد و از حیث تجاری در اختیار قرار گرفت، پروازهای شناسایی در چارچوب معاهده آسمان‌های باز همچنان برای کشورهای کوچک محبوبیت دارد.

معاهده آسمان‌های باز همانند پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد، نگرانی‌هایی درباره رفتار روسیه ایجاد کرده است. مسکو به‌تدریج پروازها در چارچوب معاهده یادشده را محدود ساخته است، به‌ویژه پروازهایی که از منطقه قفقاز به مرز گرجستان وارد می‌شود و مدت پرواز بر فراز کالینینگراد را محدود نموده، پرواز را بر فراز کریمه ممنوع ساخته و بازرسی پرواز در محدوده محل مانور نظامی موسوم به مرکز 2019 مسدود ساخته است. روسیه همچنین از برخی پروازهای شناسایی خود همچون بر فراز کاخ سفید و محوطه گلف ترامپ برای تحریک کردن آمریکا نه اقدامی برای اعتمادسازی استفاده می‌کند.

خروج آمریکا از معاهده آسمان‌های باز هیچ‌یک از این مشکلات را برطرف نخواهد ساخت. این خروج تقصیر را متوجه آمریکا می‌نماید یک حزب در آلمان وجود تسلیحات هسته‌ای آمریکا در خاک اروپا را زیر سؤال برده است. حتی در صورت پایبندی اروپایی‌ها به پیمان مذکور، خروج آمریکا از آن انگیزه اندکی برای کرملین جهت ادامه حضور در پیمان یادشده باقی می‌گذارد، چه برسد به اینکه بخواهد کامل آن را اجرا کند.

در صورت خروج آمریکا از معاهده آسمان‌های باز، روسیه می‌تواند از تعهدات ناخواسته ناشی از معاهده مذکور دست بکشد و برای انجام این کار، انتقادی متوجه این کشور نخواهد شد. ترامپ بار دیگر آمادگی‌اش را برای واگذاری پیروزی دیپلماتیک به روسیه نشان می‌دهد.

بسیاری از کشورهای اروپایی تلاش کردند معاهده آسمان‌های باز را با طرح موضوع پایبندی به آن در کمیسیون مشورتی نجات دهند؛ اما این تلاش‌ها نتیجه‌ای به همراه نداشته است. از سوی دیگر اروپایی‌ها تلاشی برای جلب حمایت گسترده از معاهده مذکور به عمل نیاوردند.

در صورت خروج آمریکا از معاهده آسمان‌‌های باز، اروپایی‌ها نمی‌توانند اقدام خاصی برای متقاعد ساختن روسیه جهت باقی ماندن در معاهده یادشده انجام دهند. البته اروپایی‌ها می‌توانند به بلاروس متوسل شوند تا معلوم شود آیا این کشور قصد باقی‌ماندن در معاهده را دارد یا نه چراکه در سال 1992 و هنگام انعقاد معاهده مذکور، کشورهای روسیه، بلاروس و اکراین به‌عنوان یک واحد یکپارچه قلمداد می‌شدند؛ اما اختلاف‌نظر در اجرای معاهده مذکور موجب شد تا خیلی زود بلاروس درخواست سهمیه فعال و غیرفعال را مطرح کرد. البته متوسل شدن به بلاروس، معاهده یادشده را نجات نخواهد داد.