امین سیکل در تحلیلی که موسسه امور بین‌الملل استرالیا در وب سایتش منتشر کرد، نوشت: این توافق نامتقارن است؛ در حالی که تأکید می‌کند که عبدالله غنی رئیس جمهور است و بیشترین کنترل را بر قدرت دارد، یک سمت خارج از ساختار قوه مجریه برای هدایت شورای عالی تازه تاسیس آشتی ملی را به عبدالله عبدالله می‌دهد. اگرچه سمت‌های کابینه به تعداد مساوی میان آن‌ها تقسیم می‌شود، اما وزارت‌های کلیدی تحت کنترل غنی است. بن بست میان غنی و عبدالله اجرای توافق صلح اخیر میان آمریکا و طالبان را به عنوان یک راه برای حل سیاسی مناقشه افغانستان از طریق گفت‌و‌گوی جامع افغان‌ها به تاخیر انداخته است. بنابراین در مسیر اراده دونالد ترامپ برای خروج نظامی از افغانستان با بازگرداندن بخش عمده نیروها تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری ماه نوامبر مانع ایجاد می‌کند.

زلمای خلیل زاد، نماینده ویژه آمریکا در امور افغانستان در شکل دادن به سیاست افغانستان به شکلی که با منافع آمریکا مطابق باشد، نقشی مهم داشته است. در هر صورت بی‌طرفی خلیل‌زاد در این روند مورد تردید بوده است. او یک آمریکایی نومحافظه کار خودخوانده است که اصالتا از قبیله نورزای پشتون است که بزرگ‌ترین اقلیت افغان محسوب می‌شود. عقبه غنی و طالبان نیز به همین قبیله باز می‌گردد. بسیاری از افغان‌های مطلع، رویکرد خلیل زاد در قبال گذار در افغانستان را ترکیبی از نومحافظه کاری و وفاداری قومی می‌دانند. او حتی بعد از قدرت گرفتن طالبان در کابل یادداشتی در واشنگتن پست نوشت و به رسمیت شناختن طالبان توسط آمریکا را خواستار شد.

در عین حال غنی ثابت کرد که در جستجوی رسیدن به قدرت ماهر و راهبرد شناس است. در حالی که تجربه تحصیل و کار در آمریکا را دارد، توانایی تکنوکراتیک و مهارت سیاسی از خود نشان داده است. او به سرعت از تاریخ افغانستان آموخت که چطور با شخصی‌سازی و قومی‌سازی سیاست و از طریق اتحاد با یک قدرت خارجی جایگاهش را تحکیم کند. با وجودی که سکولار است خودش را مسلمانی دیندار نشان می‌دهد و در عین حال وفاداران زیادی را برای همکاری به محفل حکمرانی خود کشانده است.

برعکس، عبدالله یک شخصیت سیاسی بزرگ شده در وطن است. چشم پزشک است و پیشینه‌ای اسلامی دارد و اصالت تاجیک- پشتون‌ دارد که بالقوه می‌تواند جایگاه خوبی را برایش فراهم می‌کند، اما او فاقد دستور کار سیاسی و راهبرد است. در شراکتش با غنی در دولت وحدت ملی در پنج سال گذشته مهارت کافی برای قدرت سازی نداشت و این امر غنی را قادر ساخت تا جایگاهش را تقویت کند.

بعید است ترتیبات تقسیم قدرت میان غنی و عبدالله بتواند درجه‌ای از ثبات سیاسی و امنیتی را که افغان‌های فقیر، جنگ زده و آسیب‌دیده از کرونا به آن نیاز دارند، به بار آورد. این توافق از اقدامات خشن، از جمله حملات وحشتناک به یک بیمارستان در کابل و یک مراسم خاکسپاری در ننگرهار، آسیب دیده است. اعلام آتش‌بس سه روزه توسط طالبان در دقایق آخر برای عید فطر بیشتر اقدامی تاکتیکی بود.

طالبان و حامیانش در حال حاضر بهترین موقعیت را از بعد از سرنگونی حکومت طالبان توسط آمریکا که در دو دهه انجام شد، قبل دارند. آن‌ها در صلح با آمریکا شریک شدند. در عین حال دولت افغان همچنان بسیار آسیب‌پذیر است. اوضاع کنونی یادآور مسیر پایانی جنگ ویتنام است: یک پیمان صلح میان آمریکا- ویتنام شمالی و بعد از آن خروج آمریکا از این جنگ و پیروزی کامل برای ویتنام شمالی و ویت کنگ.