ویلیام کورتنی و هواوارد جی. شاتز در مطلبی که اندیشکده رند منتشر ساخت، نوشتند: روسیه به دنبال تقویت موقعیت خود به‌عنوان یک قدرت عمده از طریق ایجاد قلعه خودکفایی و خودبسندگی و تقویت ارتباطات با چین است.

نکته تعجب‌آور درباره روسیه این است که چگونه مصمم است یک قدرت بزرگ باشد، اما نسبت به برخی از ابزارهای موردنیاز برای حفظ وضعیت قدرت بزرگ بی‌اعتنا است. بیش از یک دهه اقتصاد این کشور راکد بوده است، اما بااین‌حال کرملین از انجام اصلاحاتی که می‌تواند بخش خصوصی را گسترش دهد اجتناب می‌کند.

در طول چند سال گذشته نیروی کار روسیه حدود 750 هزار نفر در هرسال کاهش‌یافته است و مسکو سرمایه‌گذاری اندکی در بخش مراقبت‌های بهداشت و درمان، به‌ویژه در مناطق روستایی انجام داده است. جریان خروج پول از روسیه به غرب همچنان ادامه دارد و بهبود فضای کسب‌وکار می‌تواند این جریان را کاهش دهد. به‌علاوه، حضور نظامی این کشور در آبخازیا، اوستیای جنوبی، ترانس‌نیستریا، سوریه و اکراین هزینه‌بر است. کاهش قیمت جهانی نفت و همه‌گیری ویروس کرونا ممکن است به تضعیف اقتصادی بیشتر این کشور منجر شود.

علیرغم مشکلات فوق‌الذکر، روسیه یک قدرت بزرگ به شمار می‌رود. وسعت سرزمینی این کشور بزرگ‌ترین اقتصادهای جهان، یعنی چین و اتحادیه اروپا را به هم متصل می‌سازد. روسیه دومین تولیدکننده گاز طبیعی و سومین تولیدکننده نفت در جهان است. بعلاوه، روسیه یک ابرقدرت هسته‌ای است و نیروی کار تحصیل‌کرده دارد.

روسیه با همکاری می‌تواند موقعیتش را به‌عنوان قدرت بزرگ تقویت کند. این کشور به حصول توافق هسته‌ای با ایران در سال 2015، کمک کرد. روسیه و آمریکا در سال 2013 برای حذف تسلیحات شیمیایی سوریه همکاری کردند. روسیه مناسباتش را با کشورهای خاورمیانه گسترش داده است.

روسیه عرضه‌کننده مهم گاز طبیعی به اروپا به شمار می‌رود. این کشور همچنین با شورای امنیت سازمان ملل متحد در قضیه دارفور همکاری کرد. روسیه و اروپا برای فشار بر دولت ترامپ برای تمدید معاهده استارت جدید هم‌نظر بودند.

البته در سال‌های اخیر روسیه کمتر رویکرد همکاری محور را دنبال نموده و بیشتر سیاست خودبسندگی را پی گرفته است. منازعه این کشور با اکراین و الحاق شبه‌جزیره کریمه منجر به تحریم‌های غرب علیه کرملین شد. برخی تحلیلگران مسائل اقتصادی بر این باورند که تحریم‌های غرب علیه روسیه موجب کاهش 6 درصدی تولید ناخالص داخلی این کشور شده است. مداخله روسیه در انتخابات کشورهای غربی و پشتیبانی از دولت سوریه موجب تحریم‌های بیشتری شده است.

سیاست خودبسندگی و خودکفایی روسیه در برخی مواقع مناسب به نظر می‌رسد. فراتر از جنگ تجاری مضر بین آمریکا و چین، کشورهای مختلف جهان از سال 2009 بالغ‌بر 18 هزار مورد اقدامات محدودیتی درزمینه تجارت وضع کرده‌اند. این در حالی است که اقدامات آزادسازی در زمینه تجارت در این دوره 7 هزار مورد بوده است.

همه‌گیری ویروس کرونا ممکن است سخت‌گیری جهانی بیشتری به همراه داشته باشد. برخی زنجیره‌های عرضه در غرب ممکن است برای بازگشت به داخل کشور خود آمادگی بیشتری کسب کرده باشند. کمیسیون اروپا از یکی از کشورهای عضو خواسته است مالکیت مؤسسات و شرکت‌های اروپایی را در اختیار بگیرد تا مانع از تصاحب این شرکت‌ها توسط چین شود.

روسیه ارزش مبادلات جهانی را می‌داند. فراتر از فروش نفت و گاز طبیعی، این کشور بزرگ‌ترین صادرکننده گندم در جهان است و صادرکننده عمده فلزات، ماشین‌آلات و کود شیمیایی نیز به شمار می‌رود؛ اما قیمت پایین نفت ناشی از همه‌گیری ویروس کرونا و سیاست جایگزینی واردات ممکن است اقتصاد روسیه را تضعیف نماید.

روسیه با ذخیره‌سازی بیش از پانصد میلیارد دلار ذخایر ارزی، مقاومت مالی خوبی برای خود ایجاد کرده است. متعاقب همه‌گیری ویروس کرونا و کاهش قیمت نفت، این کشور با کاهش وابستگی بیش‌ازحد به یک یا چند کشور، ازجمله چین یا به‌واسطه صنایعی همچون نفت و گاز، می‌تواند مقاومت بیشتری ایجاد کند.

روسیه مناسبات خود را با چین به‌عنوان مشارکت راهبردی جامع در عصر جدید ارتقا داده است. مناسبات و ارتباطات نزدیک‌تر با چین مزایا و منافعی برای روسیه دارد.

غرب منافعی در همکاری با روسیه برای رسیدگی به چالش‌های جهانی از خطرهای هسته‌ای گرفته تا تغییرات آب و هوایی و بهداشت عمومی دارد. غرب نفوذ اندکی بر تصمیماتی که روسیه اتخاذ می‌کند دارد.