دمیتری استفانویچ در مقاله‌ای که اندیشکده شورای روسیه منتشر کرد، نوشت: بازدارندگی هسته‌ای انگلیس بسیار بهینه سازی شده به نظر می‌رسد و بر سه ستون استوار است:

  • چهار زیردریایی هسته‌ای کلاس ونگارد با قابلیت حمل موشک‌های بالستیک (SSBN) ساخت انگلیس که «بازدارندگی مستمر در دریا» را فراهم میکنند، یعنی، حضور دائمی دست کم یک زیردریایی مجهز به موشک بالستیک (احتمالا در شمال شرق اقیانوس اطلس) که آماده حمله هسته‌ای در هر زمانی است (در حالی که زیردریایی دیگری در پایگاه برای گشت زنی آماده می‌شود و دو زیردریایی دیگر تحت مراقبت هستند)
  • موشک‌های بالستیک ترایدنت -2 (Trident-II) با قابلیت پرتاب از زیردریایی ( ترایدنت‌های بلااستفاده در پایگاه دریایی آمریکا با نام کینگزبِی انبار شده‌اند).
  • کلاهک‌های هسته‌ای طراحی شده توسط انگلیس (احتمالا با برخی ویژگی‌های خاصی که آنها را خیلی به کلاهک‌های W76 ساخت آمریکا شبیه می‌سازد) با خرج حدود 100 کیلوتن که به احتمال خیلی زیاد در بدنه‌های ورود مجدد شبیه به Mk4/Mk4A ساخت آمریکا «بسته بندی» شده‌اند.

تعداد کلی کلاهک‌ها به طور مستمر رو به کاهش است و هدف آن است که تا نیمه دهه 2020 به 180 کلاهک کاهش داده شود.

در خصوص خرج‌های SSBN انگلیس، این واقعیت (اگرچه تایید نشده) وجود دارد که وقتی ساخت کلاهک‌های W76-2 توسط آمریکا بحث‌هایی را در محافل سراسر جهان به راه انداخت، نیروی دریایی انگلیس باوجودی که همان کلاهک‌ها را در اختیار داشت باعث نگرانی هیچکسی نشد.

در حال حاضر کارهایی برای ساخت نسل جدید زیردریایی‌های دردنات (Dreadnought) در حال انجام است که اوایل دهه 2030 جایگزین زیردریایی‌های ونگارد خواهند شد تا تضمین کنند که انگلیس تا سال 2060 از بازدارندگی مستقل و قانع کننده‌ای برخوردار باشد. یک تحول جالب در ماه‌های اخیر این است که مقامات آمریکایی یک برنامه توسعه کلاهک‌های جدید W93/Mk7 SLBM را اعلام و مستقیم به همکاری با انگلیس اشاره کرده‌اند. این برای جامعه کارشناسان انگلیس خبر تازه‌ای بود، به ویژه با توجه به این که وزارت دفاع انگلیس موظف است درباره هرگونه برنامه برای توسعه تسلیحات هسته‌ای جدید به پارلمان اطلاع رسانی کند. این وضعیت نشان دهنده اشکالات احتمالی هماهنگی ارتباطات مربوطه حتی میان نزدیک‌ترین متحدان است. در حال حاضر پرسش‌های زیادی درباره W93 مطرح است که پاسخ داده نشده است.

SSBN‌های انگلیس در یک پایگاه دریایی در اسکاتلند مستقر هستند. مطمئنا با وجود برگزیت، چشم اندازهای یک اسکاتلند مستقل (و غیر هسته‌ای) همچنان محدود است، اگر بدترین سناریوی لندن محقق شود، باید سایت جدیدی پیدا و زیرساخت جدیدی ایجاد شود.

دکترین هسته‌ای انگلیس وارد آوردن صدمات غیرقابل پذیرش به هر مهاجمی را تضمین می‌کند و تردیدی نیست که انگلیس قابلیت‌های لازم در این خصوص را دارد. تسلیحات هسته‌ای می‌توانند به طور مستقل و یا به عنوان بخشی از نیروهای هسته‌ای ناتو استفاده شوند. از سال 1994 تا کنون، این طور فرض شده است که ترایدنت‌ها هدف گرفته نمی‌شوند. با این حال تا حدودی ابهام در این رابطه حفظ شده است، به عنوان مثال، حمله هسته‌ای نخست، برای تقویت بازدارندگی مفید در نظر گرفته می‌شود.

تصمیم استفاده از تسلیحات هسته‌ای بر عهده نخست وزیر است اگرچه کارشناسان معتقدند که این تصمیم باید جمعی باشد. یک ویژگی غیرمعمول کنترل نبرد نیروهای هسته‌ای انگلیس، سنت نامه‌های مکتوبی است که نخست وزیر از طریق آن روندها و فهرست‌های اهداف در مناقشه هسته‌ای را تشریح می‌کند و متعاقبا این «نامه» در پاکتی مهروموم می‌شود و در صندوقی امن در هر SSBN نگهداری می‌شود. وقتی دوره نخست وزیر تمام شود، این نامه‌ها بازنشده معدوم می‌شود و نامه‌های جدیدی به همان ترتیب تحویل داده می‌شود. قابل توجه است که حتی با وجودی که جهان مملو از اطلاعات حساس و مقاماتی است که اطلاعات را نشت می‌دهند، اما محتوای این «پاکت‌ها» همچنان از دید پژوهشگران مخفی مانده است. در هر صورت «گزینه‌های» احتمالی در دسترس کاپیتان یک زیردریایی SSBN شامل: «تلافی»، «تلافی نکردن»، «خودتان قضاوت کنید»، «زیردریایی را تحت فرماندهی یک کشور متحد قرار دهید» است.

انگلیس بر خلاف فرانسه با «استقلال هسته‌ای» مورد تاکیدش، همواره در توسعه هسته‌ای، مؤلفه بین‌المللی را عمدتا از طریق همکاری نزدیک با آمریکا، حفظ کرده است. به عنوان مثال، در اواخر دهه 1970 انگلیس حدود 400 کلاهک آمریکایی داشت. در عین حال وقتی مساله به کنترل تسلیحات مربوط شود، انبارهای هسته‌ای متحدان آمریکا به لحاظ سنتی نادیده گرفته می‌شود.

پژوهشگران روسی خاطر نشان می‌کنند که کم اهمیت دانستن انگلیس با موشک‌های بالستیک آمریکایی قابل پرتاب از زیردریایی، در معاهدات کنترل تسلیحات هسته‌ای روسیه و آمریکا راهی برای اجرای پرتاب ترایدنت است که در محدودیت‌های تبادل تله متری این معاهدات لحاظ نمی‌شود. ممکن است این مشکل به طور خاص به خود این موشک مرتبط نباشد. با این حال وقتی نسل جدیدی از موشک‌های بالستیک قابل پرتاب از زیردریایی «آنگلو-ساکسون»(تقریبا تا اواخر 2030) ظاهر شوند، ممکن است برای صحبت درباره رویکردهای جدید خیلی دیر شده باشد. بنابراین قابل پذیرش نیست که مشکل کنترل هسته‌ای چند جانبه به مثلث روسیه-آمریکا-چین محدود شود.

وقتی موضوع به انگلیس مربوط باشد، با توجه به جنبه «مادی» معماری بازدارندگی هسته‌ای انگلیس، تدابیر شفاف ساز پیشنهادی به لحاظ سنتی خیلی کمرنگ ظاهر می‌شوند. با این حال، جستجوی رویکردهای یکنواخت برای اطلاعات اعلامی در خصوص نیروهای هسته‌ای مستقر و غیر مستقر، اطلاع رسانی درباره پرتاب‌های آزمایشی و غیره، می‌تواند پیشرفت‌های بیشتری را در جهت کنترل تسلیحات چند جانبه باعث شود.

باید گفت که مقامات بریتانیایی در ارائه اطلاعات به افکار عمومی خبره هستند. مطمئنا داده‌های در دسترس عموم کامل نیست اما هرگونه تلاش برای روشن ساختن رویکردهای بازدارندگی هسته‌ای انگلیس (که چند لایه و شامل عناصر کیفی متفاوت است) دست کم یک تمرین سودمند خواهد بود.