نیکلاس وستکات در مطلبی که شورای روابط خاجی اروپا منتشر کرد، نوشت: هیچ چیزی به‌سرعت ماهیت واقعی و اصلی منافع کشورها را بیش از یک بحران بین‌المللی نمایان نمی‌سازد. ویروس کرونا یک بحران جهانی با پیامدهای اقتصادی و اجتماعی عمیق و نه امنیتی است. همه‌گیری ویروس یادشده بحرانی است که کشورها در اقصی نقاط دنیا دست به اقداماتی برای مهار آن زده‌اند، اما بدون همکاری گسترده بین‌المللی قابل رفع نیست.

همه‌گیری ویروس کرونا زمانی وارد انگلیس شده که موقعیت این کشور به‌واسطه برگزیت در حال تغییر است. انگلیس برای حفظ منافع ملی بنیادی‌اش باید تصمیم‌های دشواری اتخاذ نماید مبنی‌بر اینکه با چه کشوری همکاری کند و اینکه دوستان واقعی چه کسانی هستند.

در واقع، انگلیس با یک فشار بزرگی مواجه است، بدین مفهوم که یا باید نقش مطیع‌تر در حوزه نفوذ آمریکا ایفا کند یا همکاری نزدیک‌تر با همسایگان اروپایی‌اش مجدداً برقرار نماید. دولت انگلیس ممکن است به ظاهر بگوید گزینه‌های دیگری دارد، اما رویدادها به‌سرعت ثابت خواهند کرد که این ادعا دروغ است.

کلیت استدلال خروج از اتحادیه اروپا این بود که کنترل بر مرزها، پول‌ها و مقرراتش را مجدداً در دست بگیرد. حامیان برگزیت با این استدلال که لندن می‌تواند کنترل بر مرزها، مقررات و پولش را دست بگیرد، شاید ناخودآگاه دو فرضیه بنیادی را مطرح کردند. اول اینکه جهان به‌طور گسترده مکانی بی‌خطر است. دوم اینکه انگلیس استقلال راهبردی دارد و هر وقت بخواهد می‌تواند اقدام نماید. با مذاکره بر سر جزئیات برگزیت و پاندمی ویروس کرونا، این دو فرضیه به بوته آزمون گذاشته شده است.

اگرچه برگزیت برپایه توجیهات سیاسی داخلی اتخاذ شد، اما اساساً یک مسئله سیاست خارجی است که به‌طور مستقیم بر این موضوع تاثیر می‌گذارد که چه کسانی دوستان ما هستند و چگونه امنیت و رفاه خود را حفظ نماییم.

از سال 1945 تاکنون سیاست خارجی انگلیس بر پایه سه رکن قرار داشته است: اتحاد ترانس‌آتلانتیک، همگرایی اقتصادی اروپایی (از سال 1960) و حفظ نظام چندجانبه و حاکمیت قانون. برگزیت رکن مربوط به همگرایی اقتصادی اروپایی را از بین می‌برد و دو رکن دیگر متزلزل شده‌اند. «انگلیس جهانی» به‌عنوان سیاست خارجی جایگزین فاقد تعریف کافی برای سودمندی در داخل یا اقناع در خارج بوده است.

با توجه به اینکه انگلیس در سال جاری قرار است بازبینی همگرایی سیاست خارجی، توسعه‌ای و امنیت ملی را انجام دهد، ابزارهای این کشور برای حفاظت از منافعش و گزینه‌های دولت در حوزه سیاست خارجی کدامند؟

انگلیس از بازدارندگی هسته‌ای برخوردار است، 2 درصد از تولید ناخالص داخلی را به دفاع اختصاص می‌دهد و دارای کرسی دائمی در شورای امنیت سازمان ملل متحد است. این مولفه‌ها برای تامینن امیت کافی نیست، لذا اتحاد قوی در ناتو مهم و حیاتی است. به علاوه، حفظ امنیت به چیزی بیش از نیروی نظامی احتیاج دارد.

تاکنون اتحاد سیاسی ما با دیگر کشورهای اروپایی در چارچوب اتحادیه اروپا به تامین امنیت، اقتصاد، اطلاعات منجر شده و به محافظت از مردم ما در برابر تهدیدهای خارجی از ناحیه تروریست‌ها، جنایتکاران، قاچاقچیان، فشار اقتصادی از ناحیه آمریکا، روسیه و چین و تهدیدهای زیست محیطی همچون گرم‌تر شدن زمین و تهدیدهای بهداشتی مانند ویروس کرونا کمک کرده است.

برخی بر این باورند که می‌توان اقتصاد را از امنیت جدا کرد و مناسبات نزدیکی با اروپا در مسائل امنیتی داشت، ضمن اینکه از حیث اقتصادی و سیاسی از آن‌ها فاصله گرفت. اما هم اقتصاد و هم امنیت مبتنی‌بر اعتماد است و برگزیت در سطحی گسترده اعتماد اروپا به انگلیس را تضعیف ساخته است. نمی‌توان مسائل سری را با کسانی به اشتراک گذاشت که به شما اعتماد ندارند.

از حیث اقتصادی، درآمد انگلیس وابسته به تجارت با دیگر کشورها است. صادرات کالا و خدمات 30 درصد و واردات 32 درصد از تولید ناخالص داخلی انگلیس را تشکیل می‌دهند، در حالیکه 49 درصد از کل صادرات انگلیس به اعضای اتحادیه اروپا انجام می‌شود. مقیاس سرمایه‌گذاری خارجی در انگلیس نشان می‌دهد که این کشور به سرمایه‌گذاران خارجی متکی است. انگلیس بدون واردات مواد غذایی نمی‌تواند زیاد دوام بیاورد و بدون بازارهای اروپایی از بین خواهد رفت. ویروس کرونا این آسیب‌پذیری‌های انگلیس را نمایان ساخته و آسیب زیادی به اقتصاد این کشور زده است.

 

گزینه‌ها کدامند؟

انگلیس جهانی: این برنامه بلندپروازانه است. بعد از سه سال ابهام گسترده، «انگلیس جهانی» از دید کشورهای دیگر شعار است نه سیاست خارجی.

دوست همه: ایجاد ائتلافی از دوستان تجارت آزاد، محور سخنرانی نخست‌وزیر بود. کشورهایی که دوست همه هستند کشورهای کوچکی می‌باشند که سرشان را پایین می‌اندازند و از ورود به جنگ و درگیری پرهیز می‌نمایند. دوست همه، نقشی نیست که انگلیس بتواند ایفا کند.

مشترک‌المنافع: مشترک‌المنافع با 53 عضو و جمعیتی بالغ بر 5/2 میلیارد نفر و نیز با 9/11 تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی، جذاب بنظر می‌رسد، اما اعضای مشترک‌المنافع از حیث جغرافیایی پراکنده، از منظر سیاسی غیرهمسو و از حیث اقتصادی نابرابر هستند که نمی‌توانند منافع اساسی انگلیس را تامین کنند.

همسویی بیش‌تر با آمریکا: همسویی بیش‌تر با آمریکا مستلزم مضاعف ساختن وابستگی ما به تضمین امنیتی آمریکا و برقراری ارتباطات اقتصادی و تجاری نزدیکتر با این کشور است. اما دولت ترامپ روشن ساخته است که دسترسی به بازارهای این کشور و پناه گرفتن زیر چتر امنیتی واشنگتن مابه‌ازا دارد و آن حمایت بی‌قیدوشرط از تصمیمات سیاست خارجی آمریکا، اختصاص اعتبار لازم برای امور نظامی و تعامل بیش‌تر با استانداردهای آمریکا است.

استمرار همسویی با اتحادیه اروپا: همسویی با اتحادیه اروپا برای اقتصاد ما خوب و ضروری خواهد بود. بیش از 45 سال است که تولیدات و بخش مالیه انگلیس از بازار واحد اروپایی بدون محدودیت بهره برده است. اقتصاد ما و اقتصاد کشورهای اروپایی عمیقاً در هم ادغام شده‌اند و برگزیت جدایی نیست، بلکه قطع عضو است. بعلاوه، عضویت در اتحادیه اروپا به انگلیس اجازه می‌داد تا تصمیمات اتحادیه به منافع لندن آسیب وارد نسازد. انگلیس با برگزیت نفوذ بر تصمیمات اروپایی را از دست داده است.

تناقضات آشکار در موضع دولت انگلیس به‌سرعت با بادهای سرد واقعیت همانند ویروس کرونا نمایان خواهد شد. با خروج آمریکا از توافق پاریس، انگلیس باید ائتلاف جهانی قوی ایجاد کند و اتحادیه اروپا باید در کانون این ائتلاف قرار داشته باشد.