دالیا داسا کای در یادداشتی که وب‌سایت اندیشکده کارنگی آن را منتشر کرد، نوشت: مهم‌ترین پویایی‌های راهبردی که احتمالاً با ورود کووید-19 تشدید خواهند شد، عبارت‌اند از:

تنش ایران-آمریکا: هر دو طرف احتمالاً وسوسه شده و این بحران را فرصتی برای تقویت اقدامات قبلی خود قلمداد کنند. دولت ترامپ همچنان به رویکرد فشار حداکثری خود ادامه می‌دهد، هرچند که این رویکرد نتیجه راهبردی نداشته و بین آمریکا و اروپا و دیگر متحدان آن شکاف ایجاد کرده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که برخی در دولت آمریکا به دنبال بهره‌برداری از بحران کووید-19 و سرمایه‌گذاری بر آسیب‌پذیری ایران برای کشاندن آن به میز مذاکره هستند. از سوی دیگر، ایرانی‌ها نیز پس از یک سال پایبندی به توافق هسته‌ای (پس از خروج آمریکا از این توافق در مه 2018) «صبر راهبردی» خود را کنار گذاشته و به این نتیجه رسیده‌اند که این توافق برای آن‌ها کمک اقتصادی چندانی از ناحیه اروپا و آسیا نداشته است. از همین رو ایران با انجام برخی اقدامات، سعی کرد تا سیاست‌های فشار حداکثری را برای آمریکا پرهزینه سازد. با توجه به تداوم تنش‌ها در ماه‌های پس از ترور سردار قاسم سلیمانی، ایران و شرکای منطقه‌ای آن احتمالاً کووید-19 را فرصتی برای بیرون راندن آمریکا از عراق تلقی کنند که خطر اقدام تلافی‌جویانه آن اندک است. درنتیجه، هر دو طرف احتمالاً مزیت‌هایی در افزایش تنش‌ها دیده و یک بن‌بست امنیتی کلاسیک ایجاد کنند که ممکن است خطر درگیری نظامی ناخواسته‌ای را به دنبال داشته باشد، هرچند که احتمال آن بسیار کم است.

تعامل و تحرک منطقه‌ای هرچه بیشتر چین و روسیه: همان‌طور که تحولات سوریه نشان می‌دهد، روسیه فرصت‌طلبانه به دنبال افزایش تحرک خویش در خاورمیانه بوده و بحران جاری تغییری در آن ایجاد نخواهد کرد. بااین‌حال، نظارت بر نقش چین در خاورمیانه به‌عنوان یک بازی بلندمدت اهمیت بیشتری دارد. چین قبلاً از طریق طرح جاده و کمربند به ایجاد زیرساخت‌ها و سرمایه‌گذاری تهاجمی در این منطقه پرداخته است. اگرچه منافع اقتصادی محرک اصلی این راهبرد چین بوده است، اما نفوذ فزاینده چین در عرصه‌های راهبردی و سیاسی به‌راحتی قابل‌مشاهده است. برخی تحلیل گران شاهد تقویت ظهور چین به‌واسطه بحران کووید-19 بوده و معتقدند که نظم جهانی در ابتدا به‌تدریج و سپس «یک‌باره» تغییر می‌کند. چین با بهره‌برداری از گام‌های اشتباه آمریکا، خود را در این همه‌گیری رهبر جهان جا زده و به‌عنوان‌مثال به ایران گروه‌های پزشکی اعزام کرده و تعداد بسیار زیادی ماسک فرستاده است.

تقویت اقتدارگرایی و تضعیف دموکراسی: سرکوب فزاینده برای خواباندن ناآرامی‌های منطقه‌ای قبل از بروز کووید-19 مشهود بود. حکومت ناکارآمد، فساد فراوان و بحران‌های اقتصادی منجر به اعتراضات گسترده منطقه‌ای شده بود. با توجه به آسیب‌پذیری دولت‌های منطقه در این همه‌گیری، می‌توان پیش‌بینی کرد که رهبران این کشورها با به‌کارگیری الگوی اقتدارگرایی، اعتراضات و بیان مشروع را تحت لوای امنیت و بهداشت عمومی سرکوب کنند.

فاجعه انسانی: با جنگ‌های جاری در لیبی، یمن و سوریه، خاورمیانه بدترین بحران‌های انسانی جهان و بزرگ‌ترین بحران آوارگی را از زمان جنگ جهانی دوم تجربه کرده است. در این میان، پناه‌جویان و آوارگان داخلی در برابر ابتلا به کووید-19 آسیب‌پذیرتر هستند. اکنون خاورمیانه علاوه بر ویرانی‌های ناشی از یک دهه جنگ‌های منطقه‌ای، با فاجعه بهداشتی نیز مواجه است.

مصالحه ایران-کشورهای شورای همکاری خلیج (فارس): شاید عربستان و امارات خواهان مهار ایران باشند، اما آن‌ها خواهان فروپاشی نظام آن نیستند. ازاین‌رو، تعجبی ندارد که امارات در واکنش به شیوع ویروس در ایران، ارسال کالاهای پزشکی به ایران را تسهیل کرده است. همه‌گیری کووید-19 بر این واقعیت تأکید می‌کند که هیچ‌کس در یک بیماری همه‌گیر برنده نخواهد شد.

آزادی زندانیان: با توجه به خطر سرایت گسترده در شرایط پرجمعیت با بهداشت ضعیف، فشار برای آزادی زندانیان سیاسی در سراسر منطقه افزایش‌یافته است. همچنان که ایران تعداد زیادی زندانی را به‌طور موقت آزادکرده است. مقامات سازمان ملل خواهان آزادی زندانیان در سایر کشورهای منطقه نیز هستند.

همکاری اسرائیل-فلسطین: بیماری‌های همه‌گیر از مرزهای جغرافیایی و سیاسی عبور می‌کند. اگرچه اسرائیل در پاسخ به این همه‌گیری همکاری گسترده‌ای با منطقه ندارد، اما به نظر می‌رسد که همکاری در سطح بالا بین مقامات اسرائیل و فلسطین – ازجمله اتاق عملیات مشترک برای جلوگیری از گسترش ویروس وجود دارد. مخصوصاً غزه تحت حکومت حماس از شرایط بهداشتی و انسانی رنج‌برده و شیوع کرونا در آنجا نگران‌کننده است. سازمان بهداشت جهانی هشدار داده است که سیستم بهداشتی غزه قادر به مقابله با این همه‌گیری نیست. این خطرها احتمالاً موجب کاهش تحریم غزه و آتش‌بس احتمالی شود.

این اقدامات مثبت ممکن است محدود و کوتاه‌مدت باشد. در نبود یک تحول مؤثر نظیر فروپاشی یک قدرت مهم منطقه‌ای (که نسبت دادن آن به کرونا با توجه به آسیب‌پذیری‌های زیاد کشورهای منطقه دشوار است) مسیر راهبردی مبهم خاورمیانه، همانند قبل از شیوع کووید-19، متأثر از عوامل گسترده‌ای است.