جیمز دابینز در یادداشتی که وب سایت اندیشکده رند آن را منتشر کرد؛ نوشت: آمریکا و طالبان توافق کرده بودند که تبادل اسرا باید قبل از مذاکرات بین دولت افغانستان و طالبان انجام شود، اما اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان، این چشم انداز را مسدود کرد و این مذاکرات طبق پیش بینی توافق آمریکا-طالبان در 10 مارس انجام نشد. اما اشرف غنی با آزادی 1500 جنگجوی طالبان موافقت کرده و اعلام کرد که با آغاز مذاکرات با طالبان، 3500 شبه نظامی دیگر این گروه آزاد خواهند شد. اما طالبان این طرح پلکانی اشرف غنی در آزادی اسرا را رد کرده و مدعی شدند که تا آزادی همه 5 هزار زندانی مذکور در توافق با آمریکا، گفتگوها انجام نخواهد شد.

 

اختلافات عمیق

پس از آنکه دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، یعنی اشرف غنی و عبدالله عبدالله، خود را پیروز انتخابات اعلام کردند، دولت افغانستان شدیدا دچار دودستگی شد. اگرچه اشرف غنی در نهایت، پیروز این انتخابات اعلام شد اما رقیب وی کمیسیون انتخابات افغانستان را به طرفداری از اشرف غنی متهم کرد. عبدالله تشکیل دولت خود را وعده داده و حتی مراسم تحلیف برگزار کرد. مناقشه بین غنی و عبدالله، تلاش دولت افغانستان برای معرفی یک تیم مذاکره کننده معتبر و فراگیر را دشوار کرده است. حتی اگر اختلافات در مورد زمان تبادل اسرا حل و فصل شود، دولت افغانستان احتمالا موفق به معرفی نماینده برای مذاکرات نخواهد شد.

اگر دولت افغانستان و طالبان با هم نشسته و مذاکرات جدی را آغاز کنند، هیچ اطمینانی به رفع اختلافات قبل از خروج نیروهای آمریکایی نیست. توافق مقدماتی آمریکا و طالبان ده سال طول کشید و این توافق تنها با کنار گذاشتن بسیاری از موضوعات کلیدی امکانپذیر شده است.

مقامات آمریکا گفتگو با طالبان در مورد صلح را از سال 2010 آغاز کرده اند. طی این دهه، به خاطر خودداری مقامات آمریکا به مذاکره با طالبان در غیاب دولت افغانستان، گفتگو‌ها غالبا متوقف شده و طالبان نیز حاضر به مذاکره با حضو دولت افغانستان نبوده است. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و زلمای خلیلزاد، مذاکره کننده ارشد آمریکا، با ایجاد فرایند دو مرحله ای، هنرمندانه از این مانع اجتناب کردند و این توافق اولیه حاصل شد.

 

خشونت فزاینده

اکنون بخش دشوار آغاز شده است. طالبان و دولت افغانستان (امارت اسلامی افغانستان و جمهوری اسلامی افغانستان) چگونه می‌توانند در کنار هم افغانستان را به‌طور مشترک اداره کنند؟ نیروهای مسلح آنها چگونه در نیروی پلیس و ارتش ملی جدید ادغام خواهند شد؟ اعتماد بین این دو نیروی مسلح از زمان توافق آمریکا – طالبان به تحلیل رفته است. به نظر می‌رسد که طالبان به توافق خود در عدم حمله به نیروهای آمریکا و ائتلاف احترام گذاشته، اما حملات آنها علیه نیروهای امنیتی افغانستان از زمان امضای توافق افزایش یافته است. مرگبارترین حمله طالبان در این روزها باعث کشته شدن حداقل 15 سرباز افغانستان شده است. این حمله چند ساعت پس از تماس تلفنی بین ترامپ و ملا عبدالغنی برادر، رهبر نمایندگان طالبان، (اولین تماس مستقیم بین رئیس جمهور آمریکا و رهبر این گروه شبه نظامی) اتفاق افتاد. 13 مارس، یک روز قبل از آغاز آزادی زندانیان طالبان، وزارت دفاع افغانستان اظهار کرد که طالبان طی 24 ساعت گذشته 95 بار به نیروهای امنیتی حمله کرده اند.

به نظر نمی‌رسد که شرایط افغانستان به پایاین سریع جنگ منجر شود. هیچ نیروی حافظ صلح سازمان ملل یا طرف ثالث بی‌طرف برای تضمین امنیت طرفین وجود نخواهد داشت. دولت افغانستان به‌طور نامطلوب دچار دودستگی شده و گروه‌های مسلح متعدد موجود در این کشور نیز می‌توانند مخرب باشند. همسایگان افغانستان به‌طور تاریخی با حمایت از مدعیان قدرت رقیب، به بی‌ثباتی در این کشور دامن می‌زنند و موقعیت آمریکا برای جلوگیری از آن نیز قدرتمند نیست.

 

ادغام طرفین افغان

ادغام طالبان و دولت افغانستان در یک تشکیلات اداری واحد نیازمند انعطاف و استعدادی بیش از آن است که دو طرف تا به حال به نمایش گذاشته اند. همچنین، ادغام نیروهای مسلح طرفین نیز مستلزم منابع و توانایی سازمانی اساسی است. در حال حاضر، تشکیلات امنیتی افغانستان شامل حدود 300 هزار سرباز و پلیس است. طالبان هم احتمالا دارای 150 هزار جنگجوی تمام وقت و پاره وقت است. هیچکدام از طرفین با خلع سلاح اساسی موافقت نخواهند کرد. شرایط امنیتی این کشور نیز خلع سلاح گسترده را موجه نمی‌سازد. برخی عناصر ناراضی طالبان احتمالا توافق را رد کرده و به داعش یا القاعده بپیوندند. این عناصر نهایت تلاش خود را برای ایجاد اختلال در توافق انجام خواهند داد. قدرت طلبان محلی و منطقه‌ای نیز به جذب این عناصر و تقویت گروه‌های شبه نظامی خویش خواهند پرداخت. فعالان بهره مند از تجارت مواد مخدر و دیگر فعالیت‌های غیرقانونی نیز در مقابل هر نوع صلحی که منافع آنها را مختل کند، مقاومت خواهند کرد.

هم جنگ‌های شورشی و هم مذاکرات موفقیت آمیز برای پایان دادن به این جنگ ها، آزمون استقامت هستند. دست یابی به توافق ممکن است طولانی و اجرای آن طولانی‌تر باشد. پایان این جنگ بی‌پایان مستلزم فرایند صلح طولانی و بقای صلح نیازمند سطحی از تعامل آمریکاست.