رابرت براون و امی جف در یادداشتی که وب سایت شورای روابط خارجی آمریکا آن را منتشر کرد؛ نوشتند: در ابتدای کاهش مصرف نفت در چین به خاطر کوید-19، عربستان از طریق دیپلماسی تلاش کرد تا دیدار فوق‌العاده و زودهنگامی با روسیه داشته و در مورد کاهش تولید به توافق برسد که البته روسیه مخالفت کرد. در نهایت، وقت نشست عادی اوپک پلاس فرا رسید. عربستان تصریح کرد که به‌تنهایی مایل به کاهش تولید نیست و خواهان همکاری همه تولیدکنندگان ازجمله روسیه است؛ اما روسیه اظهار کرد که مشکل بسیار بزرگ‌تر از آن است که با کاهش تولید موردنظر اوپک حل شود. درنهایت اختلافات حل نشد و وزیر نفت روسیه جلسه را ترک کرده و گفت که دیگر هیچ محدودیتی وجود ندارد و تولیدکنندگان طبق مصلحت خویش عمل کنند. این رفتار روسیه و واکنش تند عربستان باعث سقوط سریع قیمت نفت شد.

بحران امروزی در بازار نفت، شبیه به بحران بازار نفت در سال 1998 در بحران مالی آسیاست که در آن، تقاضا در آسیا به‌طور ناگهانی و به‌طور غیرمنتظره‌ای سقوط کرد. در آن زمان، بین عربستان و ونزوئلا در مورد سهم بازار مناقشه‌ای به وجود آمد. ونزوئلا ظرفیت تولیدی خود را سریعاً افزایش می‌داد و عربستان در پرتو کاهش تقاضا، از کاهش تولید خود و ایجاد فضا برای ونزوئلا خودداری کرد و بنابراین قیمت‌ها تا جایی سقوط کرد که تک‌رقمی شد. این رویداد، اوپک و غیراوپک را به همکاری موفقیت‌آمیزی سوق داد که قیمت‌ها را برگرداند.

در حال حاضر، اگرچه ما شاهد عادی شدن فعالیت‌ها در چین هستیم، اما این محدودیت‌ها در اروپا و اکنون هم در آمریکا رو به افزایش است و این سیاست‌ها برای کاهش شیوع کرونا ویروس بدین معناست که تقاضا برای نفت به حالت عادی باز نخواهد گشت؛ به‌عبارت‌دیگر، کاهش قیمت‌ها لزوماً باعث افزایش مسافرت‌ها، افزایش استفاده از خودرو و افزایش مصرف نخواهد شد. بسیاری از اقتصادها مسافرت‌ها را ممنوع کرده و پرواز خطوط هوایی هم به‌طور قابل‌توجهی کاهش یافته است که موجب کاهش تجارت و کاهش فعالیت‌های صنعتی شده است. این در حالی است که حمل‌ونقل یکی از بخش‌های مهم مصرف‌کننده نفت بشمار می‌رود. در این شرایط، قیمت پایین موجب افزایش تقاضای نفت و مانع سقوط قیمت آن نخواهد شد. در حال حاضر این مهم‌ترین چالش پیش روی اوپک است.

در حال حاضر، دو فرایند برای شرایط جاری اوپک حیاتی است. نخست آنکه، سقوط قیمت بیانگر تلاقی هم‌زمان دو اتفاق نادر یعنی سقوط تقاضا و اضافه‌تولید بسیار است و دیگری، به مناقشه بین عربستان و روسیه مربوط است. عربستان می‌خواست تا با واردکردن آسیب حداکثری، روسیه را به میز مذاکره بازگرداند و روسیه هم احتمالاً پاسخ عربستان را دست‌کم گرفته بود، هرچند که روسیه از فضای بیشتری برای مانور کوتاه‌مدت برخوردار است. درهرحال، منافع روسیه در بازگشت به میز مذاکره بسیار زیاد بوده و خواهان همکاری بیشتر است. بااین‌حال، تمایل به مصالحه فوری در پوتین و بن سلمان مشاهده نمی‌شود و زمان بازگشت این دو به میز مذاکره قابل پیش‌بینی نیست.

اکنون تقاضا مهم‌ترین چالش به شمار می‌رود؛ اما کف تقاضا مشخص نبوده و کاهش تقاضا احتمالاً چشمگیر خواهد بود. درواقع این تشخیص روسیه درست بوده است که اوپک به دنبال حل مشکلی است که قادر به تعریف آن نیست. درنهایت، آمریکا و گروه 20 می‌توانند عربستان سعودی را به دیدگاه اولیه خود و کاهش تولید متقاعد سازند. بااین‌حال، نباید تصور کرد که عربستان و حتی اوپک به‌تنهایی قادر به حل این مشکل هستند. روسیه نیز باید سر میز مذاکره بیاید، اما واقعیت این است که آمریکا اهرم چندانی برای فشار بر روسیه در اختیار ندارد. در شرایط جاری بازار نفت، اگرچه اوپک پلاس قادر به حل قیمت پایین نفت نیست، اما کاهش عرضه و تولید، بهترین کار ممکن برای آن است.

اخیراً اوپک و روسیه و برخی دیگر از تولیدکنندگان در مورد کاهش تولید توافق موفقیت‌آمیز داشته‌اند. مخصوصاً عربستان سعودی تولید نفت را به‌طور قابل‌توجهی کاهش داده و احتمالاً ما شاهد بهبودی بازار نفت و تعادل در آن خواهیم بود.