جان آلن در یادداشتی که وب سایت اندیشکده بروکینگز آن را منتشر کرد، نوشت: طالبان در عمل به تامین نظارت‌های ضروری داخلی و نظم و انضباط سازمانی لازم برای اجرای این توافق جامع ناتوان است. نه تنها طالبان به این توافق موسوم به «توافق ایجاد صلح در افغانستان» احترام نخواهد گذاشت، بلکه این توافق، صلحی به ارمغان نخواهد آورد.

در حالی که آمریکا تعهدات مشخص زیادی را برعهده گرفته، اما طالبان هیچ تعهدی نکرده است.

از ضرب‌الاجل معین خروج گرفته تا تعهدات حقوقی و سیاسی، مذاکره‌کنندگان آمریکا به دنبال تامین شرایطی برای پایان دادن به جنگ افغانستان بوده‌اند، ظاهرا این مذاکرات طوری پیش رفته است که طالبان احساس کرده آمریکا با حسن نیت و شفافیت عمل می‌کند. در مقابل، طالبان تعهدات مشخص چندانی برعهده نگرفته‌اند. این تنها نظر من نیست، بلکه اظهارات غیررسمی رهبران طالبان در خارج از تالار مذاکرات است.

آمریکا و طالبان به مذاکرات بین الافغانی متعهد هستند، اما خشونت جاری مانع از انجام این مذاکرات می‌شود.

جزئیات توافق رسمی آمریکا – طالبان حاکی از آن است که گفتگوها بین آمریکا، طالبان و دولت افغانستان ادامه خواهد داشت. با این حال، خشونت جاری، به‌ویژه علیه جوامع غیرنظامی بیگناه، این گفتگوها را از محتوا خالی کرده است. طالبان به دولت افغانستان حمله می‌کند در حالی که قرار است به آمریکا و متحدان آن حمله نکند، چرا آمریکا باید توافقی را بپذیرد که بر طبق آن، آمریکا و شرکای ائتلاف از حمله طالبان مصون باشند و متحد اصلی آمریکا در این جنگ، یعنی دولت افغانستان، استثناء باشد. در چنین شرایطی، گفتگوهای بین الافغانی زیر سوال رفته و احتمالا بی‌فایده خواهد بود.

طالبان حتی اگر بخواهد، از ظرفیت لازم برای کنترل خشونت‌ها برخوردار نیست.

نیروهای طالبان آن قدر پراکنده و غیرمتمرکز هستند که نمی‌توانند گروه خودشان را به‌طور موثر کنترل کنند. بارها در آتش‌بس‌های «عید بهاری»، در حالی که طالبان از ظرفیت خود برای کنترل خشونت‌ها دم می‌زد، صدها غیرنظامی بی‌گناه افغان کشته یا زخمی شدند.

توافق جاری، دولت افغانستان را به آزادی 5 هزار جنگجوی طالبان تا 10 مارس ملزم می‌کند، اما تقریبا در همه موارد، رهایی زندانیان با افزایش خشونت‌ها همراه بوده است.

اگر آمریکا حاضر نیست در مورد حقوق زنان افغان موضع بگیرد، نباید با آزادی 5 هزار جنگجوی طالبان امتیاز دولت افغان را در مذاکره به هدر بدهد. این 5 هزار نفر بدین خاطر در اختیار دولت افغانستان بودند که آن‌ها آدمکش و جنایتکار بودند. آن‌ها قاتلان نیروهای امنیتی افغانستان و مهم‌تر از آن، قاتل افراد غیرنظامی بی‌گناه افغان هستند.

و در آخر اینکه، آمریکا نتوانسته است برای حقوق زنان حداقل استاندارد قابل قبول بین‌المللی برقرار سازد.

مقامات آمریکا در مذاکرات با طالبان، نقش خود برای تضمین حقوق زنان افغانستان را نادیده گرفته و این امر مهم را به خود افغان‌ها واگذار کرده‌اند. درست است که موقعیت زنان در افغانستان امروز، نتیجه مداخله ائتلاف بوده است، اما بدون استقامت شجاعانه فعالان زنان هرگز به این موقعیت نمی‌رسید.

این باور، بی‌خردانه است که دولت افغانستان و طالبان در مورد زنان به نتیجه‌ای برسند که با ارزش‌های بین‌المللی سازگار باشد. برای آمریکا انعقاد این توافق بدون بیان انتظارات خود از حقوق زنان، پشت پا زدن به اصولی است که آمریکا به مدت طولانی مدعی پرچمداری آن بوده است.

چیزی که از افغانستان در ذهن‌ها مانده است، چهره زنان و دخترانی جوانی است که بسیاری از آن‌ها برای اولین بار به مدرسه رفته و در نتیجه خود را از فقر رهانیده بودند. طالبان به دنبال نابودی این پیشرفت و عقبگرد آن خواهد بود.

اکنون به ما می‌گویند که نگران نباشیم؛ اگر طالبان ضوابط توافق را نقض کند آمریکا با نیرویی مهیب باز می‌گردد. اما برای چه کاری بازمی گردد؟ با طالبان بجنگد؟ نیروهای امنیتی افغانستان را تقویت کند؟ چند افغانی بی‌گناه دیگر باید به خاطر شکست توافق صلح کشته شوند؟ نمی‌توان از دولتی که در شش ماه اخیر کردها را در سوریه تنها گذاشت و زیر پای فلسطینی‌ها را خالی کرد، انتظار داشت که در صورت نقض شرایط توافق توسط طالبان، بار دیگر به افغانستان حمله راهبردی داشته باشد. نقض توافق صلح توسط طالبان تنها موجب آسیب افغان‌ها خواهد شد و برای اعزام مجدد نیروهای مسلح آمریکا ضرورت کافی نخواهد داشت.

طالبان می‌داند که در سال جاری نیروهای آمریکایی پیش از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا خارج خواهند شد. آن‌ها مطمئن هستند که دولت آمریکا می‌خواهد این توافق را سند تحقق وعده‌های انتخاباتی [ترامپ] قلمداد کند. طالبان آمریکا را درست در جایی که می‌خواست، گیر انداخته است. بنابراین، مقامات آمریکایی باید این موضوع را درک کند که شاید طالبان، قاچاقچیان مواد مخدر، خشونت طلب و تروریست باشند، اما نادان و احمق نیستند.