اریک براتبرگ در یادداشتی که وب‌سایت اندیشکده کارنگی آن را منتشر کرد؛ نوشت: در مورد ارتباط طرح‌های دفاعی اتحادیه اروپا با ناتو، برنامه سه‌گانه دولت کلینتون در دهه 1990 معروف بود. دولت بوش در این قضیه دیدگاهی کاملاً انتقادی داشت درحالی‌که دولت اوباما تا حدی از آن پشتیبانی می‌کرد. بااین‌حال، سلطه دیدگاه آمریکا بر همکاری دفاعی اتحادیه اروپا طی دو دهه گذشته حاکی از عدم تمایل و سوءظن آمریکا به توانایی اتحادیه اروپا در اجرای طرح‌های دفاعی جدی است. آمریکا ترجیح می‌دهد که به‌جای طرح‌های دفاعی جدید، انجام تعهدات هزینه‌های دفاعی و تقویت ناتو برای متحدان و شرکای اروپایی آن اولویت داشته باشد.

 

دیدگاه دولت ترامپ در مورد طرح‌های دفاعی اتحادیه اروپا

 دولت ترامپ در قبال طرح‌های دفاعی اتحادیه اروپا دیدگاه منفی ویژه‌ای اتخاذ کرده است که با دیدگاه کلی و شک آمیز وی در مورد اروپا، درهم آمیخته است. همکاری دفاعی برای پیشبرد اتحاد کلی اروپا در دولت ترامپ طرفدار چندانی ندارد. درواقع، برخی در دولت آمریکا طرح‌های دفاعی اتحادیه اروپا را پتانسیلی برای کاهش نفوذ آمریکا در اروپا قلمداد می‌کنند.

در ارتباط با اظهارات اخیر در مورد پروژه‌های دفاعی اروپا نظیر همکاری ساختاری دائمی (پسکو PESCO) و صندوق دفاعی اروپا (ای دی اف EDF)، واکنش اصولی آمریکا در بهترین حالت، خنثی و در برخی موارد مخالفت آشکار بوده است. به‌تدریج که درک مقامات دولت آمریکا از این طرح‌ها بیشتر شد، آن‌ها نیز نگرانی خود از این طرح‌ها را آشکار ساختند.

در مورد همکاری ساختاری دائمی (پسکو PESCO)، دولت ترامپ تا جایی از آن حمایت می‌کند که این طرح‌ها موازی ناتو نباشد و تغییری در منابع آن ایجاد نکند. ظاهراً لیست پروژه‌های آغازشده‌ی پسکو باب میل آمریکا نبوده و به‌زعم آمریکا، به‌جای آغاز طرح‌های جدید باید بر اجرای طرح‌های موجود تأکید شود. مخصوصا، کمک پسکو به توسعه تحرک نظامی بسیار موردتقدیر واقع‌شده و حتی به‌عنوان معیاری برای ارزیابی سودمندی کلی پسکو قلمداد شده است؛ اما دیگر نگرانی عمده آمریکا به نقش مشارکتی کشور ثالث در پروژه‌های پسکو مربوط می‌شود. مهم‌ترین نگرانی آمریکا این است که احتمال کنار گذاشتن شرکت‌های آمریکایی از این طرح‌ها، باعث ضعف در توانمندی‌های اتحادیه اروپا و آسیب به امکان‌پذیری عملیات درون ائتلاف خواهد شد.

از سوی دیگر، انتقاد آمریکا از صندوق دفاعی اروپا (ای دی اف EDF) حتی نمود بیشتری دارد. دولت آمریکا استدلال می‌کند که مقررات فعلی این صندوق به خاطر قوانین کنترل صادرات و حق مالکیت معنوی سختگیرانه، مشارکت کشور ثالث را محدود کرده است. به‌طورکلی، آمریکا نگران است که حق مالکیت معنوی برای آینده همکاری صنعتی دفاعی اروپا سنت خطرناکی ایجاد کند.

برخی عبارات استفاده شده توسط برخی از مقامات اروپایی در توصیف این طرح‌ها نیز مزید بر علت نگرانی آمریکا شده است. مخصوصاً اصطلاحاتی نظیر «استقلال راهبردی» و «ارتش اروپایی» موجب سوءتفاهم و شک و تردید در آن سوی آتلانتیک شده است. این اظهارات به سوءظن‌ها در مورد مقاصد اروپا دامن می‌زند – ازجمله اینکه طرح‌های فعلی اتحادیه اروپا به دنبال تضعیف محوریت ناتو در امنیت اروپاست یا اینکه طرح‌های جدید اتحادیه اروپا صرفاً واکنشی به سیاست‌های رئیس‌جمهور ترامپ است. حتی بسیاری از طرفداران پیمان آتلانتیک در واشنگتن از ایده استقلال راهبردی ناراحت بوده و آن را موجب تقویت این دیدگاه سیاسی تلقی می‌کنند که اروپا خرسند نبوده و می‌خواهد به‌تنهایی ادامه دهد.

به‌طور خلاصه، مهم‌ترین نگرانی آمریکا به منطق صنعت دفاعی مربوط بوده و بیم آن دارد که همکاری دفاعی اتحادیه اروپا، شرکت‌های آمریکایی را کنار بگذارد. اهمیت این دیدگاه با توجه به گرایش دولت آمریکا برای ایجاد پیوند بین اقتصاد و امنیت و پیروی از دستور کار ملی‌گرایی اقتصادی، نباید دست‌کم گرفته شود.

 

دفاع اروپا و امنیت فرا آتلانتیک در دهه 2020

اگر دونالد ترامپ در نوامبر 2020 بار دیگر انتخاب شود، انتظار نمی‌رود که به این زودی دیدگاه مثبتی در ارتباط با برنامه دفاع اروپایی ایجاد شود. برعکس، دولت دموکرات‌ها (به‌ویژه در صورت اتخاذ دیدگاه مثبت سابق در قبال اتحادیه اروپا) احتمالاً نسبت به همکاری دفاعی اروپا موضعی عمل‌گرایانه و سازنده در پیش خواهند گرفت، هرچند که برخی دغدغه‌های صنعتی دفاعی احتمالاً ادامه خواهد یافت.

موضع سرسخت و گاهی مخالف آمریکا با طرح‌های دفاعی اروپا در سال‌های اخیر قابل درک است اما در نهایت کوته بینانه و غیرسازنده محسوب می‌شود. در صورت موفقیت، طرح‌های دفاعی اتحادیه اروپا می‌تواند از طریق توسعه توانمندی‌های اروپا و بهبود نوآوری در فن‌آوری دفاعی موجب تقویت چشمگیر ناتو شود. همچنین، نمونه‌های مشخصی حاکی از آن است که طرح‌های دفاعی اتحادیه اروپا، ازجمله ارتقای تحرک نظامی یا مقابله با جنگ‌افزارهای هیبریدی، به پیشبرد اهداف ناتو در شرق اروپا کمک خواهد کرد.

درنهایت، واشنگتن باید بداند که دفاع اروپا برای آمریکا یک فرصت محسوب می‌شود به‌طوری‌که آمریکا به‌واسطه برخورداری از قابلیت نظامی شریک اروپایی خود می‌تواند در رقابت قدرت‌های بزرگ با چین، دست بالا داشته باشد. ازاین‌رو، برای دست یافتن به این هدف کلی، اروپا باید در برخی مسائل امنیتی منطقه خود مسئولیت بیشتری برعهده‌گرفته و با این کار، شریکی قدرتمند برای آمریکا باشد.