بولنت علیرضا، مدیر پروژه ترکیه در اندیشکده آمریکایی مرکز مطالعات راهبردی و بین‌الملل در تحلیلی که این اندیشکده منتشر کرد، نوشت: تنش‌ها به‌ویژه در ادلب شدت گرفت و در 27 فوریه 33 سرباز ترک در حمله ارتش سوریه کشته شدند. حال باید دید آیا اردوغان خطر رویارویی با روسیه را که با جدیت از بشار اسد حمایت می‌کند، برای رسیدن به اهدافی که دستیابی به آن‌ها دشوار است، انتخاب می‌کند یا این‌که رابطه شخصی خود با پوتین را که در سه سال گذشته شکل داده، به بهای تیرگی ارتباطاتش با آمریکا و ناتو حفظ خواهد کرد.

اردوغان از هرگونه انتقاد علنی از روسیه خودداری کرده است. تمایل او به تماس تلفنی با پوتین در 28 فوریه نشان داد که فعلاً تصمیم گرفته است به مسیر دیپلماتیک با روسیه ادامه دهد. درهرصورت او به همتای روس خود اطلاع داد که بعد از حمله 10 فوریه، همه عناصر و مواضع دولت سوریه برای آنکارا اهدافی مشروع به شمار می‌آید. اردوغان زمینه را برای تشدید احتمالی جنگ نیابتی میان آن‌ها در ادلب با تمامی پیامدهای پیش‌بینی‌نشده آن برای آینده روابطشان آماده کرده است.

پوتین گرچه هیچ تمایلی به تعدیل سیاستش در قبال سوریه برای هماهنگی با منافع ترکیه در ادلب نشان نداده، اما به‌وضوح از ادامه گفت‌و‌گوها خرسند است. در بیانیه کرملین آمده بود که دو طرف در تماس تلفنی بر اهمیت بهبود هماهنگی میان وزارت دفاع روسیه و ترکیه و اجرای توافقات 2018 و 2019 روسیه – ترکیه تأکید کردند.

سیاست بی‌محابای ترکیه در اقدامات نظامی هماهنگ با چیزی است که اردوغان آن را راهبرد دفاع روبه‌جلو در برابر دشمنان بیرونی ترکیه که از نقش رو به رشد آنکارا در منطقه و فراتر از آن ناخشنودند، توصیف کرده است. اردوغان در 22 فوریه در دفاع از سیاستش گفت که «گاهی منافع کشور ما و دیگر قدرت‌ها در تعارض است. شکر خدا، قدرت ترکیه و قابلیت‌هایش برای دنبال کردن و اجرای سیاستی مستقل کافی هستند.» او گفت که ترکیه در میز مذاکره و در میدان نبرد هر آنچه ضروری باشد را برای تغییر مسیر وقایع انجام خواهد داد. اردوغان تأکید کرد که یک روز قبل از سخنرانی‌اش در تماسی یک‌ساعته با پوتین بر عزم ترکیه در رابطه با اتمامِ‌حجت کشورش به دولت اسد برای خروج سربازانش از مناطق موردنظر تأکید کرده است. اردوغان که قبل از این تماس گفته بود موضع ترکیه در ادلب را مشخص خواهد کرد، احتمالاً امیدوار بوده است که در یکی از دشوارترین مکالمات، پوتین را به توافق در خصوص آتش‌بسی متقاعد کند که پیشرفت سریع اسد در برابر سنگرهای اپوزیسیون در شرق ادلب را متوقف می‌کند. بااین‌حال چنین توافقی حاصل نشد و بیانیه ترکیه بعدازاین تماس به‌زحمت اشاره کرد که اردوغان بار دیگر تأکید کرده است که سوریه باید در ادلب مهار شود و این بحران بشردوستانه خاتمه یابد. در بیانیه روسیه در تضادی آشکار اشاره شد که پوتین «نگرانی جدی خود را درباره اقدامات تجاوزگرانه گروه‌های افراطی» که دولت سوریه با آن‌ها مقابله می‌کند، اعلام کرد.

خودداری پوتین از پذیرش درخواست اردوغان باید ضربه تلخی برای اردوغانی باشد که با دورنمای واقعی فروپاشی نهایی گروه مخالفی روبرو است که از سال 2011 تاکنون از آن‌ها در برابر اسد حمایت کرده است. به‌علاوه او در شکل دادن به رابطه شخصی با رهبر روسیه و تشدید همکاری با او ازجمله در سوریه در بافت روند آستانه سرمایه‌گذاری مهمی کرده است. باید به این موضوع هم اشاره شود که ترکیه قبل از این نزدیکی روابط، یک جنگنده روسی را در سال 2015 هدف گرفته بود.

موضع سرسختانه پوتین در خصوص ادلب نباید اردوغان را غافلگیر کرده باشد، زیرا دو طرف از همان ابتدا در تفاسیر خود از توافق آتش‌بس سوچی با هم اختلاف داشتند.

اکنون کاملاً روشن است که پوتین سال گذشته راضی بود اختلافاتش در خصوص سوریه و ادلب با اردوغان را نادیده بگیرد و با او در دیگر حوزه‌ها همکاری کند.

واگرایی وقتی نمایان شد که پوتین به حمایت قاطع از اسد در ادلب پرداخت. تماس‌های تلفنی اردوغان و پوتین در 4، 12 و 21 فوریه و سه نشست مشاوران عالی‌رتبه غیرنظامی و نظامی آن‌ها در آنکارا و مسکو نتوانست این مسائل را رفع کنند.

اولویت اصلی اردوغان در بحران جاری جلوگیری از هجوم بیشتر پناهندگان به‌سوی ترکیه است. اگرچه آن‌ها اجازه ورود به مرز ترکیه را ندارند اما افزایش آن‌ها در نزدیکی مرزها هزینه‌های مالی بیشتری برای ترکیه خواهد داشت و درعین‌حال تجلی آشکار دامنه محاسبات راهبردی اشتباه در جنگ داخلی سوریه است.

گرچه دولت سوریه هشدار اردوغان را درباره این‌که صبرش تمام شده و سوریه را مجبور خواهد کرد به پشت مرزهای توافق سوچی برگردد، سخنانی پوچ خواند اما مخاطب اصلی این پیام، حامی اصلی سوریه در کرملین بود و اردوغان بعد هم در انتقاداتی بی‌سابقه از سیاست روسیه در ادلب آن را به نمایش گذاشت. بااین‌حال به این انتقادات اعتنایی نشد و پیشرفت نیروهای سوری نیز ادامه داشت.

ناتوانی دو رهبر در متوقف کردن تشدید تنش‌های خطرناک پرسش‌هایی جدی را درباره تعاملات آتی آن‌ها ایجاد کرده است. اختلاف آن‌ها که در مواضع مخالفشان در رابطه با جنگ داخلی سوریه ریشه دارد، رفع نشده است و بدون تردید به‌موازات تداوم بحران آشکارتر خواهد شد. مشکل پناهندگان که ترکیه با آن روبرو است، اگرچه اردوغان هیچ تمایلی ندارد اما از طریق یک توافق با دولت اسد که به‌واسطه مسکو ایجاد شود، می‌تواند حل شود. نشست مقامات اطلاعاتی سوریه و ترکیه در مسکو در 14 فوریه باعث شد پوتین فکر کند که نزدیکی روابط اسد – اردوغان ممکن است اما محکوم کردن اسد توسط اردوغان نشان داد که او به انجام چنین اقدامی اکراه دارد.

همچنین باید گفت که ادلب تنها آزمون برای روابط روسیه و ترکیه نیست، زیرا دو کشور در لیبی هم در دو سوی مخالف قرار دارند.

خلاصه این‌که روشن است که بازدارندگی ترکیه در ادلب با شکست روبرو شده است و این امر آثار جدی برای جایگاه و پرستیژ منطقه‌ای ترکیه خواهد داشت. متعاقباً باید دید که آیا اردوغان با تشدید تنش و حرکت از حمایت عمدتاً توپخانه‌ای و پهپادی به‌سوی درگیری مستقیم سربازان ترک با نیروهای اسد، درصدد احیای اعتبار ازدست‌رفته‌اش بر خواهد آمد یا خیر. نیازی به گفتن نیست که این کار بدون داشتن توانایی استفاده از جنگنده‌های ترک به‌شدت خطرناک خواهد بود زیرا روسیه کنترل کاملی بر حریم هوایی سوریه دارد و این چیزی است که اردوغان در 26 فوریه باوجودی که اعلام کرد در ادلب عقب نخواهد رفت، آن را «مهم‌ترین مشکل» خواند.