مارک فینود و تاتیانا کانونیکووا در یادداشتی که وب سایت شورای روسی امور بین‌الملل آن را منتشر کرد؛ نوشتند: اصولا، کشورهای دارای سلاح هسته‌ای ادعا می‌کنند که برای جلوگیری از انفجار غیرمجاز، از سیستم پیشرفته مطمئن برخوردار بوده و حفاظت از زرادخانه‌های خود را تضمین کرده‌‌اند. با این وجود، در مناطق گرفتار جنگ (نظیر شمال شرق و جنوب آسیا یا خاورمیانه) نمی‌توان به حذف کلی حوادث، تصرف عناصر خشونت طلب، کودتا یا حملات سایبری پرداخت که ممکن است به کاربرد غیرمجاز از سلاح‌های هسته‌ای بینجامد. این خطر در کشورهای دارای زرادخانه هسته‌ای خطرناک یا مواد رادیواکتیو نظیر اورانیوم غنی شده یا پلوتونیوم، بسیار بالاست.

در واقع برخی سازمان‌های بزرگ تروریستی نظیر القاعده و داعش به دنبال دست یابی به سلاح کشتار جمعی یا مواد اولیه ساخت آن بوده اند. از سال 2014، داعش در سوریه و عراق ده‌ها بار از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرده و خطر استفاده از آن در جنگ سوریه و عراق همچنان زیاد است. در بسیاری از کشورها، خطر این تسلیحات با اجرای قطعنامه 1540 شورای امنیت سازمان ملل کاهش یافته است. این قطعنامه همه کشورها را ملزم می‌دارد تا دسترسی فعالان غیر دولتی به سلاح کشتار جمعی و مواد مربوطه را جرم تلقی کنند. با این حال، در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، تقویت و تامین مالی ظرفیت‌های اجرای قانون، ازجمله کنترل مرزی، بازهم ضروری است.

توافق خلع سلاح هسته‌ای آمریکا – روسیه برای امنیت هسته‌ای بین‌المللی حیاتی است. برخی کارشناسان معتقدند که تمدید پیمان استارت نو یا انعقاد توافق جدید تنها با مشارکت کشورهای هسته‌ای اروپا ممکن است. آمریکا و روسیه بیش از 90 درصد زرادخانه هسته‌ای دنیا را در اختیار دارند و توافق آنها برای کاهش و از بین بردن این تسلیحات مهم است. برای جلوگیری از ظهور دوره‌ای بدون قانون و چارچوب کنترل تسلیحات که راه را برای مسابقه تسلیحاتی کنترل نشده خطرناک هموار می‌سازد، تمدید پیمان استارت نو ساده‌ترین کاری است که می‌توان انجام داد. در کنار این، نمایندگان سایر کشورهای هسته‌ای از جمله فرانسه، انگلیس، چین و کشورهای غیر- عضو ان پی تی (هند، پاکستان، اسرائیل، کره شمالی) در کنفرنس خلع سلاح ژنو می‌توانند اقداماتی را انجام دهند. تا به حال، اکثر این کشورها مذاکرات در این زمینه را رد کرده اند. برخی کارشناسان، اقدامات موقتی نظیر اجرای پیمان جامع منع آزمایش (سی تی بی‌تی) یا منع تولید مواد فسیلی این تسلیحات را پیش نیاز خلع سلاح می‌دانند، اما کارهای تکنیکی مفید برای تایید خلع سلاح بدون این پیمان‌ها نیز قابل انجام بوده و قبلا انجام شده است.

متاسفانه آمریکا به بهانه نقض پیمان منع تسلیحات هسته‌ای میان برد توسط روسیه، سال 2019 از این پیمان خارج شد. پیمان منع تسلیحات میان برد (هم هسته‌ای و هم غیر هسته ای) به امنیت اروپا می‌افزود، احتمال جنگ هسته‌ای را کاهش می‌داد و هنوز هم ضروری است.

اگر احیای این پیمان مرده ممکن نیست، حداقل باید تعهدات و مذاکرات جدیدی با مشارکت آمریکا و روسیه و همچنین همه کشورهای اروپایی صورت گیرد تا از استقرار موشک‌های ممنوعه توسط طرفین جلوگیری شود. علاوه بر این، این گفتگوها می‌تواند استقرار سلاح‌های هسته‌ای موسوم به غیر-راهبردی توسط آمریکا در کشورهای عضو ناتو و توسط روسیه در خاک این کشور را حل و فصل کند. از سوی دیگر، در آسیا مذاکرات جداگانه با چین در مورد این تسلیحات نیازمند رویکردی است که بر اقدام متقابل استوار باشد.

اتحادیه اروپا مهم‌ترین حامی مالی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است و از این آژانس خواسته است تا در زمینه ایمنی هسته‌ای نقش فعال‌تری ایفا کند. امنیت هسته‌ای (حفاظت از اقدام بین‌المللی) و ایمنی هسته‌ای (حفاظت از حوادث و اشتباهات) به هم مرتبط بوده و نیازمند رویکردهای هماهنگ هستند.

موضوع تامین مالی نیز حائز اهمیت است. اگر بودجه نظامی (1.82 تریلیون دلار) را با بودجه آژانس هسته‌ای (حدود 578 میلیون دلار یا 0.03 درصد بودجه نظامی) مقایسه کنیم، معلوم می‌شود برای افزایش امنیت و ایمنی هسته‌ای تلاش زیادی می‌توان انجام داد. متاسفانه بسیاری از کشورها در این زمینه منفعل هستند و تنها زمانی به این کمک‌ها تن می‌دهند که حوادثی نظیر چرنوبیل یا فوکوشیما اتفاق بیفتد.