جیمز بی. کانینگام در مطلبی که شورای آتلانتیک آن را منتشر ساخت، نوشت: با امضای توافق بین آمریکا و طالبان در 29 فوریه 2020، ممکن است مرحله جدیدی برای افغانستان آغاز شود. بدون تردید، طالبان امضای توافق یادشده را به شکل آشکار یا در خفا آغازی برای احیای امارت اسلامی در افغانستان قلمداد می‌کند.

مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا توافق مذکور را به‌عنوان جدول زمانی برای خروج مرحله‌ای نیروهای آمریکا از افغانستان بر اساس شرایط امنیتی این کشور و آغاز مذاکرات بین گروه‌های افغانستانی برای حصول راه‌حل سیاسی جهت پایان دادن به درگیری در افغانستان برشمرد. توافق بین طالبان و آمریکا گام اول جهت دستیابی به اهداف یادشده است و امید می‌رود باب گفتگوها در خصوص آینده افغانستان باز شود.

البته باید پیشنهاد مذاکرات واقعی برای صلح را به بوته آزمون گذاشت و باید دید آیا طالبان متعهد به قطع روابط خود با القاعده و گروه‌های تروریستی خواهد بود یا خیر. بعلاوه، باید به راه‌حل بلندمدتی دست یافت که موردقبول همه گروه‌ها و اقشار افغانستانی باشد.

در این مقطع حساس، با احتمال حرکت طالبان و دولت افغانستان به سمت میز مذاکره، پارامترهای مذاکره در آینده مبهم‌تر از آن چیزی است که ما بدان تمایل داریم. وزیر امور خارجه آمریکا اخیراً گفته است که مردم افغانستان خودشان باید راه‌حل پایان دادن به درگیری در این کشور را ارائه نمایند؛ راه‌حل فراگیر و بلندمدتی که همه مردم افغانستان را شامل شود.

این گفته وزیر امور خارجه امور خارجه آمریکا شامل تعریف امروز ما از موفقیت است و اینکه سال‌ها درگیری و جنگ روبه اتمام است و صلح پیش‌روی ما است. حتی اگر این امر مورد قبول باشد، اما مسیر به سمت صلح طولانی و دشوار خواهد بود، همان‌طوری که مسیر به سمت امضای توافق بین طالبان و آمریکا دشوار بوده است. هیچ‌کس نباید دشواری حصول توافق صلح و پایداری آن را دست‌کم گیرد.

افغانستان در مقطع مهمی قرار دارد و آینده این کشور در دستان مردم آن است. صلح مستلزم حصول توافق بین گروه‌ها و اقشار مختلف افغانستان و از طریق مذاکره و گفتگو بین دولت افغانستان و طالبان است. کمیسیون انتخابات افغانستان، پیروزی اشرف غنی را در انتخابات ریاست جمهوری تائید کرده است. ضروری است که اشرف غنی به‌عنوان رئیس‌جمهور افغانستان و طبقه سیاسی این کشور به اختلافات خود پایان دهند و توافق جامع و فراگیر منعقد نمایند.

البته تعهد طالبان به شبکه حقانی را باید به بوته آزمون گذاشت که در مقاله سراج حقانی در نیویورک‌تایمز در تاریخ 21 فوریه 2020 منتشر شد. شبکه حقانی در پاکستان مستقر است و دست رهبران آن آغشته به خون مردم افغانستان است. گمانه‌زنی‌ها و تحلیل‌های رسانه‌ای را در نظر نگیریم، پیام طالبان به جامعه بین‌المللی مهم است. در مقاله یادشده به استانداردها و اصولی اشاره شده که طالبان باید بر اساس آن‌ها مسئول شناخته شود؛ اصول و استانداردهایی که دقیقاً در تناقض با واقعیتی به نام امارت اسلامی طالبان و آنچه به افغانستانی‌ها می‌گویند است.

طالبان بخش اقلیت جامعه افغانستان است و آشتی دادن اصول و اهداف این گروه با واقعیت امروز جامعه افغانستان، تلاش این کشور جهت کسب جایگاه صلح‌آمیز در جهان، تلاش‌ برای برقراری نهادها، دمکراسی، انتخابات، آموزش، وضعیت زنان، حقوق بشر، آزادی مطبوعات و توسعه، ازجمله مسائل مهم و بنیادی پیش‌رو خواهد بود.

در پیام طالبان به حمایت بین‌المللی از آینده صلح‌آمیز افغانستان اشاره شده است. هیچ کلمه‌ای صحیح‌تر از این عبارت نیست که افغانستان نمی‌تواند در انزوا زندگی کند. باید طالبان را متقاعد ساخت که این حقیقت را بپذیرد که تعامل بین‌المللی و حمایت و واقعیات پیشرفت افغانستان در دهه‌های گذشته و توسعه مستمر آن به هم متصل هستند.

باید روشن ساخت که خروج نیروهای آمریکایی مبتنی بر شرایط و واقعیات میدانی افغانستان و پیشرفت در مذاکرات خواهد بود نه جدول زمانی خودخواسته. بعلاوه، خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان هر زمان که ضرورت ایجاب نماید متوقف خواهد شد.