مایکل جی. بوسکین در مطلبی که سایت پروژکت سیندیکیت آن را منتشر ساخت، نوشت: با آغاز مقدمات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در این کشور، همه می‌خواهند بدانند که آیا ترامپ مجدداً انتخاب خواهد شد یا خیر. نظرسنجی‌ها حاکی از آن است که توانایی رأی‌دهندگان دمکرات برای شکست دادن ترامپ زیاد است.

نرخ محبوبیت ترامپ 49 درصد است، اما وی باید نگران انتخابات باشد. حوادث مرتبط با استیضاح موانعی هرچند گذرا برای وی ایجاد خواهد کرد.

سوابق مربوط به بوش پدر را در نظر بگیرید که در جنگ اول خلیج‌فارس مجوز کنگره را داشت و موفق شد نیروهای صدام را از خاک کویت به عقب براند و هزینه‌های جنگ تا حدودی توسط متحدان واشنگتن همچون عربستان سعودی، امارات، آلمان و ژاپن پرداخت شد، در نتیجه میزان محبوبیت وی تا 91 درصد افزایش پیدا کرد.

در نشستی در دفتر کار رئیس‌جمهور در آن زمان، من تلاش کردم تا گروه سیاسی رئیس‌جمهور را متقاعد سازم که علیرغم موفقیت‌های بوش پدر، وی به راهبرد بهتری برای واکنش به رکود متوسط احتیاج دارد که از اواخر سال 1990 آغاز شد. من به آن‌ها یادآوری کردم که پیروزی انگلیس در جنگ جهانی دوم نتوانست وینستون چرچیل را از شکست در انتخابات نجات دهد که دقیقاً سه ماه پس از پایان جنگ جهانی دوم برگزار شد.

بوش پدر پیش‌بینی کرده بود که اکثریت قاطع دمکرات‌ها در مجلس نمایندگان و سنا با هرگونه قانون پیشنهادی دولت وی مخالفت می‌کنند، ازاین‌رو دستور کار اقتصادی جسورانه را به بعد از انتخابات موکول کرد. وی امیدوار بود که جمهوری‌خواهان احیا شوند و فرصت‌های خود را در کنگره بهبود بخشند؛ اما به‌واسطه کُندی بهبود اقتصادی و نامزدی رأس پرو از حزب ثالث، وی نتیجه انتخابات ریاست جمهوری را به بیل کلینتون واگذار کرد.

ترامپ از بخش عمده‌ای از تقصیر مربوط به کسری زیاد بودجه خلاصی پیدا کرده است، چراکه پیشنهاد دمکرات‌ها کسری بودجه را بیشتر خواهد کرد. هم‌زمان ترامپ می‌تواند نرخ پایین بیکاری، ازجمله در میان اقلیت‌ها را جار بزند.

ترامپ می‌تواند به توافق‌های تجاری همچون توافق تجاری آمریکا با مکزیک – کانادا اشاره کند که این توافق می‌تواند برخی خسارات ناشی از تعرفه‌ها را جبران کند. وی منابع مالی برای بازسازی ارتش را گرفته است. ترامپ همچنین قانون اصلاح دادرسی کیفری را امضا کرده است که حمایت هر دو حزب را دارد و برخی از قوانین دوره اوباما را کم کرد.

الگوهای پیش‌بینی سیاسی عمدتاً مبتنی بر شرایط اقتصادی حاکی از آن است که ترامپ باید به‌آسانی در انتخابات نوامبر 2020 پیروز شود و شرط‌بندی‌های بازار شانس 60 درصدی به وی می‌دهند؛ اما مشکل ترامپ این است که وی به‌طور مستمر خبرهای خوب خود را عجولانه با توییت‌های روزانه خراب می‌کند و این امر برخی از رای‌دهندگان را از وی دور ساخته است.

ضمناً نامزدهای اصلی دمکرات‌ها که تاکنون ظاهر شده‌اند، برنی سندرز، سناتور ورمونت و مایکل بلومبرگ، شهردار سابق نیویورک می‌باشند. نظرسنجی ملی نشان می‌دهد که هر یک از نامزدهای فعلی از حزب دمکرات ترامپ را شکست خواهند داد.

بزرگ‌ترین تهدید علیه ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری نوامبر 2020، نزول و رکود اقتصادی است که می‌تواند دستاوردها در بخش اشتغال و دستمزد را معکوس نماید. مسئله دیگر مربوط به وضعیت رأی‌دهندگان 8 تا 10 ایالت تأثیرگذار است.

برخی از ایالت‌ها که در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016، به ترامپ رأی دادند در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در سال 2018، به نامزدهای دمکرات رأی دادند.

ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016، در ایالت‌های پنسیلوانیا، میشیگان، ویسکانسن و آریزونا پیروزی حداقلی داشت و در ایالت‌های مینی‌سوتا و نیوهمشایر شکست حداقلی داشت. ایالت‌های فلوریدا و اوهایو از ترامپ حمایت می‌کنند که معمولاً ایالت‌های تأثیرگذار و تعیین‌کننده هستند. برخی ایالت‌های دیگر که وی در انتخابات ریاست جمهوری 2016 شکست خورد یا پیروز شد در انتخابات نوامبر 2020 نقش تأثیرگذاری ایفا خواهند کرد.

ضمناً مایکل بلومبرگ، یکی از نامزدهای حزب دمکرات صدها میلیون دلار در بخش تبلیغات هزینه کرده است که از مجموع هزینه‌های تبلیغاتی دیگر نامزدها بیشتر است. وی مایل است تا 1 میلیارد دلار برای شکست ترامپ هزینه کند. اگر دمکرات‌ها متحد شوند و مشارکت قوی در انتخابات ریاست جمهوری را تشویق کنند، به‌ویژه اقلیت‌ها و رأی‌دهندگان جوان را ترغیب نمایند می‌توانند در انتخابات نوامبر 2020 پیروز شوند.

به دنبال اعتراض‌های برنی سندرز که حزب دمکرات در انتخابات سال 2016 طرف هیلاری کلینتون را برای نامزدی نهایی حزب گرفت، مقامات این حزب اعلام داشته‌اند که در انتخابات پیش‌رو به‌طور مساوی از همه نامزدهایی حمایت می‌کنند که حائز 15 درصد آرای هر ایالت باشند. این امر بدین معنا است که وی احتمال دارد به کنوانسیون تابستان امسال حزب دمکرات راه یابد.

از سوی دیگر، اَلن لیچمن، استاد یکی از دانشگاه‌های آمریکا که 9 انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را از سال 1984 صحیح پیش‌بینی کرده است و الگوی پیش‌بینی وی به کلید ورود به کاخ سفید لقب گرفته است می‌گوید شیوع ویروس کرونا می‌تواند ضربه نهایی و برگ کمرشکنی باشد که پایان‌بخش ریاست جمهوری ترامپ در نوامبر 2020 خواهد بود.

وی همچنین اعتقاد دارد که اقتصاد آسیب‌دیده از ناحیه شیوع ویروس کرونا می‌تواند آخرین مؤلفه برای از بین بردن چشم‌انداز انتخاب مجدد ترامپ باشد.

اُلن لیچمن همچنین باور دارد که یکی از مسائل جدی، سیاست تأخیری ترامپ نسبت به آنچه بر سر اقتصاد آمریکا در سایه بحران ویروس کرونا خواهد آمد است. ما چیزی در خصوص ویروس کرونا نمی‌دانیم و این همه‌گیری می‌تواند اقتصاد آمریکا را در بحران کسادی فرو ببرد که در آن صورت شکست می‌تواند سرنوشت محتوم ترامپ باشد.

اَلن لیچمن همچنین می‌گوید:«هیچ‌کس نمی‌داند ویروس کرونا به چه سمتی می‌رود، اما نهادهای بزرگ پیش‌بینی‌های خود را برای سال جاری پایین آورده‌اند».

این استاد دانشگاه آمریکا نشانه‌های دشوار برای ترامپ را چنین برشمرد:«شکست حزبش در انتخابات میان‌دوره‌ای سال 2018، فقدان موفقیت عمده در سیاست خارجی و این حقیقت که وی رئیس‌جمهور محبوب در سطح ملی نیست».