در گزارش شورای آتلانتیک که به قلم دانیل جی. سامت منتشر شده تلاش شده است به تفرقه‌افکنی و خصومت‌ پراکنی میان کشورهای منطقه خلیج‌فارس پرداخته و با تأکید بر قدرت نیروی دریایی ایران و ضعف نیروی دریایی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس آن‌ها در برابر ایران قرار دهد.

نویسنده این گزارش، کاهش بودجه نیروی دریایی آمریکا، افزایش اهمیت هند و اقیانوسیه برای نیروی نظامی آمریکا در پاسخ به چین و نیز کاهش وابستگی آمریکا به نفت خاورمیانه را دلایلی برای کاهش نیروهای آمریکا در خلیج‌فارس برشمرد و با اشاره به ائتلافی که واشنگتن به بهانه حفاظت از کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز به همراه امارات، عربستان و بحرین تشکیل داده است افزود که مشخص نیست واشنگتن در این تعهد تا کجا پیش خواهد رفت و «اگر دولت‌های حاشیه خلیج‌فارس از دیگر کشورها انتظار دارند پشتیبانی دریایی را در همسایگی آن‌ها فراهم کند، باید در این فرضیه تجدیدنظر کنند.»

نویسنده این گزارش با تکیه‌بر ایران هراسی در منطقه و تأکید بر جریان آزاد نفت به‌عنوان منافع حیاتی دولت‌های حاشیه خلیج‌فارس افزود: اگر آمریکا از منطقه عقب‌نشینی کند چه کسی از خطوط کشتیرانی در این منطقه حفاظت خواهد کرد؟ بعید است که در چنین سناریویی یک قدرت بیرونی دیگر حضور دریایی قابل‌توجهی را در خلیج‌فارس متقبل شود. انگلیس باوجود کشتی‌هایی که تاکنون اعزام کرده است یک قدرت دریایی تحلیل رفته است و به‌علاوه امروز نفت نسبتاً کمی را از خلیج‌فارس وارد می‌کند. این در مورد ژاپن هم صدق می‌کند. فرانسه هم حدودی از قابلیت دریایی را دارد و تا حدودی به نفت عربستان متکی است اما اعزام کشتی تا آب‌های خاورمیانه برای پاریس بعید است. هند فارغ از منافع نفتی‌اش در منطقه، همچنان فاقد ابزارهای لازم برای اعزام نیروی دریایی قابل‌توجه به خلیج‌فارس است. کانادا باقی می‌ماند که اگرچه ناوگانی بزرگ دارد که ممکن است بر خلیج‌فارس نظارت کند اما علاقه‌ای به داشتن تعهدات نظامی جدی در خاورمیانه ندارد. تمامی این‌ها به این معنا است که وظیفه آزاد و باز نگه‌داشتن دریا تا حدود زیادی بر عهده خود دولت‌های حاشیه خلیج‌فارس است.

این گزارش با تأکید بر توان نیروی دریایی ایران، افزود که «تهران به‌خوبی مسلح است و نه‌تنها ناوگانی توانمند دارد، بلکه از زرادخانه موشکی خوبی برخوردار است» اما «دولت‌های حاشیه خلیج‌فارس که به تضمین‌های امنیتی آمریکا متکی هستند، اجازه داده‌اند ناوگانشان تحلیل برود تا جایی که نیروی دریایی عربستان که شاید بهترین نیروی منطقه باشد، فقط می‌تواند تعدادی کشتی فرسوده را گرد هم آورد. این در مواجهه با قابلیت‌های جنگ متقارن و قابلیت‌های دریایی متعارف ایران قابل‌اتکا نیست» و این دولت‌ها باید «بازدارندگی دریایی خود را تقویت کنند.»

شواهدی وجود دارد که آن‌ها در پی این کار هستند. گزارش شده است که دوحه به‌زودی زیردریایی‌هایی می‌خرد که قطر را به دومین کشور بعد از ایران در خلیج‌فارس تبدیل می‌کند که چنین شناورهایی را دارد. ریاض نیز توافقی را با یک پیمانکار دفاعی فرانسه امضا کرده است که شامل زیردریایی است و ابوظبی نیز تمایلی مشابه را نشان داده است.

این نویسنده با تأکید بر قدرت ناوگان دریایی ایران و نیز تأکید بیشتر بر ایران هراسی در منطقه دولت‌های حاشیه خلیج‌فارس را به خرید کوروت، ناوچه و شناورهای بدون سرنشین و نیز قابلیت‌های دفاع موشکی ترغیب می‌کند و برنامه مدرنیزه‌سازی نیروی دریایی سعودی‌ها را در این راستا ناکافی می‌خواند.

این گزارش امارات، کویت، بحرین، قطر و عمان را نیز به خرید «زیردریایی از شرکت‌های خارجی سازنده کشتی» و توسعه صنایع مربوطه در این کشورها در بلندمدت ترغیب و تأکید می‌کند که «در منطقه‌ای که تاریخ نظامی‌اش تا حد زیادی با جنگ‌های زمینی و هوایی تعریف‌شده است، ممکن است قابلیت‌های دریایی بومی پاسخی راحت نباشد. بااین‌حال امروز تضمین امنیت خلیج‌فارس، نیازمند رویکردهای جدیدی است که ممکن است پرهزینه باشند اما شکست در انجام این کار می‌تواند بسیار پرهزینه‌تر باشد.»