آلن بیتای در مطلبی که چتم هاوس آن را منتشر ساخت، نوشت: دو ایده تثبیت‌شده در زمینه تجارت وجود دارد. این دو ایده به‌طور انفرادی صحیح و درست می‌باشند، اما به‌صورت مشترک می‌توانند به نتیجه نادرست ختم شوند.

ایده و نظر اول این است که در مجموعه‌ای از بخش‌های اقتصادی، اتحادیه اروپا و آمریکا با یکدیگر در نبرد بوده‌اند تا الگوی قانون‌گذاری خود را به‌عنوان مدل مقبول جهانی تثبیت کنند. به‌طورکلی اتحادیه اروپا در این نبرد پیروز شده است.

ایده و نظر دوم این است که دولت‌ها می‌توانند از قدرت قانون‌گذاری‌شان برای بسط و توسعه نفوذ راهبردی و سیاست خارجی خود استفاده کنند.

نتیجه چنین به نظر می‌رسد اتحادیه اروپا که برای چند دهه جهت تدوین سیاست خارجی تلاش کرده است باید قادر باشد از موقعیت ابرقدرتی خود در مقررات و تجارت جهت پیشبرد منافع و ارزش‌هایش در جهان خارج استفاده کند.

این یک تئوری است. گزاره‌ای است که مورد استقبال سیاست‌گذاران اتحادیه اروپا است که می‌دانند بسیار بعید است در آینده نزدیک به ابزارهای موردنیاز برای مدیریت سیاست خارجی دست یابند.

اتحادیه اروپا فاقد هرگونه ارتشی است که بتواند آن را به میدان نبرد و جنگ گسیل نماید. اتحادیه اروپا از توان نظامی و سیاسی کافی برخوردار نیست تا بتواند کمک‌هایی را در اختیار دولت‌های خارجی قرار دهد و از آن‌ها پشتیبانی کند یا فاقد دستگاه اطلاعاتی متمرکز است.

اورزولا فن در لاین، رئیس کمیسیون اروپا این کمیسیون را کمیسیون ژئوپلیتیکی برشمرده است، اما به دنبال ابزارهایی جهت تحقق این ایده است.

ازآنجایی‌که در بروکسل مقررات و استانداردهای اروپایی وضع می‌شود و این مقررات و استانداردها از طریق کمپانی‌ها و دولت‌های عضو منتشر می‌شود، اتحادیه اروپا بسیاری از نبردهای قانون‌گذاری را در مصاف با آمریکا برنده شده است.

قوانین و مقررات اروپایی و نه مقررات آمریکا در زمینه تولیداتی همچون خودرو، شیمیایی و محصولات ایمنی در سراسر جهان و به‌طور گسترده مورد پذیرش واقع می‌شود. در نبود هرگونه پیشنهاد از سوی آمریکا، مقررات عمومی حفاظت از داده اتحادیه اروپایی دم دست‌ترین چیزی است که جهان در ارتباط با الگوی واحد برای حفاظت از داده‌ها در اختیار دارد و کشورهای متعددی این مقررات را موردپذیرش قرار داده‌ و بکار بسته‌اند.

پذیرش مقررات عمومی حفاظت از داده اتحادیه اروپایی به شکل همگانی و توسط کشورهای مختلف در سراسر جهان یا مقررات حفاظت از اطلاعات به اتحادیه اروپا رضایت خاطر می‌دهد، اما این امر به همان شکل نمی‌تواند به ابزار ژئوپلیتیکی اتحادیه تبدیل شود.

الگوی مشابهی در ارتباط با پذیرش فناوری‌های جدید همچون هوش مصنوعی و اینترنت اشیاء وجود دارد. در این زمینه، اتحادیه اروپا و اعضای آن با رقابت شدیدی از سوی چین مواجه هستند که فناوری‌ها و استانداردهای خود را از طریق مجامعی همچون اتحادیه بین‌المللی مخابرات به‌پیش برده و تثبیت کرده است.

اتحادیه اروپا تلاش کرده است تا مقررات بین‌المللی در زمینه هوش مصنوعی وضع نماید و امیدوار است این مقررات در سطح جهانی و به شکل همگانی مورد پذیرش سایر کشورها قرار گیرد.

در مقابل، چین بازار داخلی بزرگ و وسیعی در فناوری‌هایی همچون نرم‌افزار تشخیص چهره ایجاد کرده و دست شرکت‌های خود را در این زمینه باز گذاشته است. کیت نظارت می‌تواند در بازارهای جدید به‌عنوان بخشی از تلاش مستمر سیاست خارجی چین عرضه شود تا از این طریق به جذب و جلب حامیان در جهان درحال‌توسعه اقدام کند.

اگر اتحادیه اروپا قصد دارد قدرت اقتصادی‌اش را به نفوذ ژئوپلیتیکی تبدیل کند، در آن صورت باید بپذیرد که تمامی اشکال تسلط در حوزه قانون‌گذاری و تجاری مثل هم نیست.

عرضه کالاهای عمومی به اقتصاد جهان امر بسیار خوبی است؛ اما مادامی‌که این کالاهای عمومی از حیث ماهوی خاص و ویژه نباشند، نمی‌توانند به پیشبرد منافع و ارزش‌های اتحادیه اروپا کمک کنند.

از سوی دیگر، در حال حاضر اتحادیه اروپا می‌تواند نسبت به موقعیت و جایگاه فعلی خود راضی و خشنود باشد؛ اما باید بپذیرد مادامی‌که قدرت سخت کافی به دست نیاورد (تسلیحات، اطلاعات و پول) و چنین قدرت سختی به مرکز اتحادیه منتقل نشود یا مادامی‌که اعضای اتحادیه شروع به اقدام جمعی نکنند، اتحادیه اروپا به نیروی ژئوپلیتیکی واقعی تبدیل نخواهد شد.

اتحادیه اروپا باید بداند که با صدای رسا صحبت کردن و عصای ابری در دست داشتن اعتباری برای آن در روابط بین‌الملل ایجاد نمی‌کند.