تانگ ژائو، عضو ارشد برنامه سیاست هسته‌ای مرکز سیاست جهانی کارنگی-چینگهوا در مقاله‌ای که این موسسه منتشر کرد، نوشت: زمان برای تمدید معاهده استارت جدید رو به پایان است. واشنگتن قصد دارد به‌جای تمدید این معاهده، توافق موجود میان روسیه و آمریکا را با وارد کردن چین به یک چارچوب جدید سه‌جانبه برای کنترل تسلیحات گسترش دهد. هیچ احتمالی وجود ندارد که پکن در 12 ماه باقی مانده تا ملغی شدن استارت جدید، نگرش بلندمدتش در خصوص کنترل تسلیحات را تغییر دهد. درهرصورت، قدرت نظامی و نفوذ رو به رشد چین فشارهایی را به چین برای تعمیق مشارکت در کنترل تسلیحات وارد می‌کند. در زمانی که شی جینپینگ، رئیس‌جمهور چین گفته است چین باید «در مرکز صحنه جهان قرار گیرد»، ممکن است پکن خود را مجبور به آماده شدن برای رقابت قدرت‌‌های بزرگ و کنترل تسلیحات قدرت‌های بزرگ ببیند.

نفع چین هم در طول زمان به دلایل متعددی در راستای کنترل تسلیحات خواهد بود. در سطح راهبردی، رقابت قدرت‌های بزرگ میان واشنگتن و پکن برای بلندمدت یک واقعیت خواهد بود. این ناشی از مناقشات اساسی در خصوص جهان‌بینی، ارزش‌ها و روش‌های حکمرانی است. درهرصورت به نفع هیچ‌کس ازجمله چین نخواهد بود که اجازه دهد این رقابت به‌طور کامل کنترل نشده و بی‌قانون باشد. پکن و واشنگتن باید محدودیت‌هایی را برای رقابت‌شان بگذارند تا هر آنچه را که ارزش رقابت کردن را دارد نابود نکنند. به‌ویژه آن‌ها باید به یکدیگر اطمینان دهند که هیچ‌کدام قصد ندارند بقاء یا منافع امنیتی مهم دیگری را به خطر اندازند. برای رسیدن به این هدف، آن‌ها باید متعهد شوند که ثبات راهبردی را حفظ می‌کنند و از تکرار رقابت تسلیحاتی به سبک جنگ سرد خودداری می‌کنند و در خصوص خطوط قرمز و قواعد مقدماتی رقابت قدرت‌های بزرگ توافق کنند. کنترل تسلیحات می‌تواند و باید در برابر چشم‌انداز نامطمئن ژئوپلیتیک آینده به‌عنوان یک محافظ و ثبات‌بخش برای رابطه راهبردی قدرت‌های بزرگ عمل کند.

چین از روند کنترل تسلیحات آمریکا – روسیه نفع برده است بدون آن‌که به‌طور مستقیم مشارکتی در آن کرده باشد. این وضعیت دیگر قابل‌تحمل نیست. درواقع سیاست‌های منفعلانه چین همین حالا هم ناخواسته به نابودی معاهده هسته‌ای میان آمریکا و روسیه، پیمان نیروهای هسته‌ای میان برد (INF)، منجر شده است؛ و حالا با نابودی این معاهده چین با یک مشکل امنیتی بزرگ‌تر روبرو شده است. در این راستا کنترل تسلیحات می‌تواند معیاری پیشگیرانه باشد که به چین در مدیریت و کاهش چالش‌های امنیتی آینده کمک کند.

چین به لحاظ داخلی با یک واقعیت اقتصادی جدید روبرو است. چندین دهه رشد بسیار سریع اقتصادی، مشکلات ساختاری عمیقی را در نظام اقتصادی این کشور نشان داده است. اقتصاددانان با توجه به بدهی‌های دولت، رکود در حال ظهور، جامعه‌ای که به‌سرعت رو به پیری می‌رود و مشکلات بیرونی در روابط تجاری، نه‌تنها نگران کاهش رشد هستند بلکه از احتمال بروز یک بحران اقتصادی نیز نگران‌اند. یک موضوع روش است: چین بدون تحلیل بردن منافع مهم اجتماعی-اقتصادی قادر به افزایش بودجه دفاعی خود نخواهد بود. یک تصمیم به‌موقع برای ورود به کنترل تسلیحات می‌تواند به جلوگیری از یک رقابت تسلیحاتی متقابل پرهزینه با آمریکا جلوگیری کند. این تصمیم می‌تواند به نشان دادن چهره‌ چین به‌عنوان یک قدرت مسئول در خارج نیز کمک کند.

 

چگونگی تعامل با چین

رویکرد کنونی آمریکا برای وارد کردن چین به روند کنترل تسلیحات نتیجه‌ای نخواهد داشت. چین از اظهارات مقامات آمریکایی دو برداشت می‌کند: اول این‌که کاخ سفید درباره ورود چین به روند کنترل تسلیحات جدی نیست و از آن فقط به‌عنوان بهانه‌ای برای پایان دادن به استارت جدید استفاده می‌کند. مقامات آمریکایی نتوانسته‌اند پیشنهاد‌های خاص و اساسی برای وارد کردن چین به این روند ارائه کنند. دوم، چین معتقد است که آمریکا فقط به دنبال تحمیل محدودیت‌ها بر قابلیت‌های چین است و قصد دارد از کنترل تسلیحات به‌عنوان ابزاری برای پیشبرد مزیت رقابتی خود و پیروزی در رقابت نظامی با چین استفاده کند. تاکنون هیچ اشاره‌ای نشده است که دولت ترامپ اقدام متقابل یا محدودیت دوجانبه را در نظر دارد. این رویکرد در چین یا هر جای دیگر نتیجه عکس خواهد داد.

آمریکا باید هدفش را اجرایی کند. هدف از کنترل تسلیحات با چین نمی‌تواند کمک به واشنگتن برای پیروزی در رقابت نظامی با چین در آینده باشد. هدف باید کمک به مدیریت این رقابت باشد تا مانند جنگ سرد خطرناک و پرهزینه نشود. پیشنهاد‌ها به چین در زمینه کنترل تسلیحات باید شامل بده بستان عادلانه میان همه طرف‌ها باشد. با توجه به بی‌تجربگی چین در عرصه کنترل تسلیحات، واقع‌بینانه نیست که انتظار داشته باشیم پکن گزینه‌های مفصلی را ارائه دهد. آمریکا و روسیه باید مسئولیت تفکر خلاقانه و ارائه نظراتی ملموس را به عهده بگیرند.

 

مدل‌های احتمالی همکاری با چین در زمینه کنترل تسلیحات

چین در زمینه سیستم‌های زمینی و آمریکا در زمینه سیستم‌های هوایی، در رابطه با موشک‌های مربوط به پیمان INF، برتری دارند. هر دو کشور در حال کسب تسلیحات بیشتر هستند و مسیر توسعه آن‌ها نشان می‌دهد که در آینده نزدیک ذخایر موشک‌های زمینی و هوایی آمریکا و چین مقیاسی برابر با هم خواهد داشت. این می‌تواند فرصتی برای تعیین سقفی برابر برای ذخایر مشترک این موشک‌ها در هر دو کشور باشد. هر یک از دو کشور برای تصمیم درباره ترکیب این تسلیحات آزاد خواهند بود و بنابراین مزیت‌های سنتی و نیازهای امنیتی‌شان در آینده متوازن خواهد شد. همچنین می‌توانند در خصوص سرعت و عمق روند کنترل تسلیحات آزادانه تصمیم بگیرند.

مدل دوم، سیستم‌های تسلیحات راهبردی دوربرد طرف‌ها را برابر می‌کند. با توجه به بالاتر بودن تعداد موشک‌های مرتبط با ‌INF در چین و ذخایر بزرگ سیستم‌های دوربرد هسته‌ای روسیه و آمریکا، منطقی است که برای هر سه کشور سقفی برابر برای ذخایر ترکیبی هر دو نوع سلاح تعیین شود. این نوع چارچوب جامع سه‌جانبه می‌تواند در ابتدا بر تعداد پرتابگرها متمرکز شود و بعد سراغ مسائل پیچیده‌تر شامل موشک‌ها و کلاهک‌ها برود.

این دو مدل ارائه پیشنهاد‌های ملموس به چین به شکلی که برای پکن ناعادلانه نباشد را ممکن می‌سازد و فرصتی را برای آغاز روند گفت‌وگو و تعامل درباره مسائل مهم‌تر کنترل تسلیحات فراهم می‌کند. بدون این روند، راه روشنی برای اعتمادسازی در خصوص اراده و قابلیت هر کشور برای مدیریت رقابت قدرت‌های بزرگ فراهم نخواهد شد.

همچنین واشنگتن و پکن باید برای رفع سوءتفاهمات در خصوص دکترین و سیاست هسته‌ای تلاش کنند. به‌علاوه گفت‌وگوی جامع در خصوص کاهش خطر استفاده از تسلیحات هسته‌ای و درک تأثیر فن‌آوری‌های جدید بر ثبات راهبردی می‌تواند به‌زودی آغاز شود.

تعامل با چین در زمینه کنترل تسلیحات غیرممکن نیست. مهم است که آمریکا و روسیه و دیگر طرف‌های مربوطه در این زمینه با روشی صحیح به چین نزدیک شوند. در غیر این صورت ممکن است چشم‌انداز همکاری با چین در زمینه کنترل تسلیحات قبل از آنکه شروع شود، نابود شود و در نتیجه، کنترل تسلیحات میان آمریکا و روسیه نیز صدمه ببیند. پیشنهاد‌های عادلانه، برابر و ملموس برای شروع روند گفت‌وگو با چین در زمینه کنترل تسلیحات ضروری است.