مارا کارلین در مطلبی که اندیشکده بروکینگز آن را منتشر ساخت، نوشت: شرایط بین ایران و آمریکا با توجه به ترور سردار سلیمانی توسط آمریکا دشوارتر شده است. در چنین بستر تنش‌آلودی، سه برداشت مهم وجود دارد:

الف) آمریکا فاقد استراتژی منسجم است؛

ب) چشم‌انداز منطقه خاورمیانه به‌شدت به نفع ایران است؛

ج) آمریکا باید خاورمیانه را از فهرست اولویت‌های خود خارج کند.

نکته اول اینکه استراتژی آمریکا در قبال ایران آشفته بوده و به‌روز نیست. دولت ترامپ دیدگاهش را نسبت به ایران تدوین کرده است و از طریق فشار حداکثری به دنبال رژیم متفاوتی در این کشور است. ترامپ ضمن اینکه این سیاست را پی می‌گیرد، هم‌زمان تلاش‌های متناقضی را به عمل می‌آورد.

از یکسو، دولت ترامپ استراتژی امنیت ملی و استراتژی دفاع ملی را به‌گونه‌ای تدوین کرده است که متمرکز بر رقابت با چین و روسیه است. از سوی دیگر، تاکتیک‌های آمریکا برای حصول اهدافش در قبال ایران فاقد استراتژی روشن و منسجم است و خروج واشنگتن از توافق هسته‌ای با ایران و فقدان هرگونه تلاش برای هموارسازی مسیر جهت انجام گفتگو و نیز ناکامی آمریکا برای رهبری و بسیج جامعه بین‌المللی جهت اعمال فشار بر ایران مؤید این امر است. بعلاوه، پاسخ آمریکا به تلاش‌های منطقه‌ای ایران، مبهم و متناقض است.

طی چندهفته‌ای که عراقی‌ها و دیگر اعضای ائتلاف نسبت به همکاری منطقه‌ای نامطمئن هستند، مبارزه با داعش به‌شدت مختل شده است. رویکرد آشفته آمریکا توسط ایرانی‌ها بی‌اثر، از سوی شرکای منطقه‌ای، اروپایی‌ها و متحدان آسیایی متغیر و نامنسجم و توسط دیگر دشمنان همچون کره شمالی به‌عنوان فرصت قلمداد می‌شود.

سؤال این است که آیا شلیک چند فروند موشک توسط ایران، همه انتقام این کشور بابت ترور سردار سلیمانی است؟ زمان‌بندی و هدف اقدام آتی ایران معلوم نیست. تردیدی وجود ندارد که پاسخ بیشتر ایران در آینده انجام خواهد گرفت. به پایان آغاز سیکل تنش و تشدید درگیری رسیده‌ایم. پاسخ ایران می‌تواند اشکال مختلف به خود گیرد. این برداشت اشتباه است که گفته شود ایران را از پاسخ نظامی بیشتر باز داشته‌ایم.

نکته دوم اینکه خاورمیانه مسیری را طی می‌کند که به‌طور فزاینده‌ای به نفع ایران است. ایران در سوریه توانسته است دولت بشار اسد را حفظ نماید. دولت جدید لبنان، قدرت حزب‌الله را تقویت می‌کند و اجازه نمی‌دهد اقتصاد این کشور به ناکامی مالی کامل دچار شود. بسیاری از مناطق و نواحی مهم عراق به‌طورجدی حضور نظامی آمریکا را در این کشور موردتردید و بازنگری قرار داده‌اند. عربستان سعودی و امارات سال‌ها در یمن مشغول جنگ هستند و هیچ دستاوردی جز تحمیل خسارات سنگین به مردم این کشور نداشته‌اند.

در سراسر منطقه خاورمیانه ظرفیت و توان گروه‌های مقاومت افزایش یافته است. علیرغم تحریم‌های آمریکا علیه ایران و فشار وارده به اقتصاد این کشور، مسیر تحولات در خاورمیانه به‌طور فزاینده برای ایران مثبت است.

کاهش تدریجی تنش‌ها در خلیج‌فارس حرکت اثربخشی است. عربستان سعودی و امارات به دنبال مصالحه با ایران هستند. امارات همچنین باید پایان غرض‌ورزی عربستان علیه قطر را ترغیب کند و از ریاض بخواهد راهی برای پایان جنگ علیه یمن بیابد.

آمریکا باید مناسبات خود را با عربستان سعودی به امری عادی تبدیل نماید نه اینکه آن را به‌عنوان اولویت خود قرار دهد. چنین تغییری مستلزم نگاه جدی به منافع واشنگتن است، بدین مفهوم که آمریکا رفتار مثبت سعودی‌ها را تشویق نموده و رفتار بد آن‌ها را مجازات کند.

نکته سوم و پایانی اینکه آمریکا باید خاورمیانه را از فهرست اولویت خود خارج سازد و به حضور خود در این منطقه پایان دهد. علیرغم اینکه چالش ژئوپلیتیکی واقعی از سمت چین است، آمریکا همچنان در برزخ خاورمیانه گرفتار شده است.

علیرغم چالش جدی از سوی چین، رویکرد بیش‌ازحد نظامی‌شده آمریکا در قبال خاورمیانه همچنان ادامه دارد. حداقل 20 هزار پرسنل نظامی جدید طی ماه‌های اخیر به این منطقه اعزام‌شده‌اند. افزایش نیروی نظامی در خاورمیانه در حالی صورت می‌گیرد که حضور دیپلماتیک آمریکا در جاهایی مثل عراق روبه افول است.

سیاست فشار حداکثری ترامپ موجب تمرکز حداکثری بر ایران شده است. چنین تمرکزی عاری از هزینه برای آمریکا نبوده است. بعلاوه، به چالش ژئوپلیتیکی از ناحیه چین که تهدید اصلی نظم جهانی محسوب می‌شود توجه اندکی شده و زمان و منابع ناچیزی به این چالش ژئوپلیتیکی اختصاص یافته است.

آمریکا باید از برزخ خاورمیانه خارج شود. از سوی دیگر روس‌ها متعهد به تلاش دیپلماتیک منسجم در سراسر منطقه خاورمیانه هستند.

استراتژی آمریکا در قبال ایران و خاورمیانه به‌هم‌پیچیده و غیرقابل فهم است. دولت آمریکا باید مشخص سازد که در خاورمیانه به دنبال چه اهدافی است و چگونه می‌خواهد به اهدافش دست ‌یابد.

تحرکات اخیر آمریکا در منطقه، به‌ویژه در عراق مبارزه با داعش را به خطر انداخته است و موجب نارضایتی عراقی‌ها شده است.

خروج آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران بجای یافتن راه‌هایی برای تقویت توافق یادشده موجب گردیده تا واشنگتن خود را از جمع طرف‌های توافق هسته‌ای جدا کند، درحالی‌که ایران دستور کار خود را به‌پیش می‌برد.

 

حضور منطقه‌ای آمریکا و اهداف آن

برای دو دهه آمریکا به‌شدت به رویکرد نظامی در قبال خاورمیانه متکی بوده است. دولت آمریکا در چارچوب چنین رویکردی، موقعیت نظامی خود را افزایش داده است. این در حالی است که افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه خاورمیانه مانع از تهدیدها نشده است.

تأکید بیش‌ازحد آمریکا بر رویکرد نظامی به قیمت کاهش رویکرد دیپلماتیک تمام شده است، چراکه حضور دیپلماتیک آمریکا در منطقه، به‌ویژه در عراق به‌شدت تنزل یافته است.

حضور و موقعیت نظامی آمریکا در منطقه خاورمیانه، به‌ویژه حضور نیروهای آمریکایی در عربستان سعودی و کویت باید جمع‌وجور و کوچک‌تر شود. همچنین تعداد ستادها و مقرهای فرماندهی آمریکا در منطقه خاورمیانه باید به‌شدت کاهش یابد