آرتم داکف در مطلبی که شورای امور بین‌الملل روسیه منتشر کرد، نوشت: آسیای مرکزی منطقه‌ای با پویایی‌های اجتماعی و اقتصادی نابرابر است. این منطقه پارادوکس‌هایی دارد که چالش‌های جدی در برابر توسعه اجتماعی و اقتصادی آن ایجاد می‌کند.

اول اینکه، جمعیت آسیای مرکزی روبه ازدیاد است و نرخ بالای بیکاری با فقدان نیروی کار ماهر و کیفیت پایین سرمایه انسانی همراه شده است. علیرغم مهاجرت قابل ملاحظه مردم این منطقه به کشورهای دیگر طی 30 سال گذشته، جمعیت آسیای مرکزی 47 درصد و به عبارتی 23 میلیون نفر افزایش داشته است. با توجه به جمعیت جوان این منطقه (میانگین سن از 22 سال در تاجیکستان تا 29 سال در قزاقستان) و نظر به تعداد زیاد اعضای خانواده (به عنوان مثال میانگین تعداد اعضای خانواده در تاجیکستان، 8/3 به ازای هر زن)، بدیهی است که رشد جمعیت حتی با آهنگ کم ادامه خواهد داشت.

بیکاری همچنان مسئله‌ای جدی برای کشورهای آسیای مرکزی است و این امر بیش‌تر قشر جوان جامعه را متاثر می‌سازد. نرخ بیکاری از 3/2 درصد در تاجیکستان تا 3/9 درصد در ازبکستان است، ضمن اینکه کل تعداد جمعیت بیکار این منطقه بالغ بر 2 میلیون نفر است.

کارشناسان می‌گویند بخش بزرگی از افراد بیکار ثبت نشده است و به عنوان کارگر فصلی یا خویش‌فرمایی (خوداشتغالی) یا کارگر مهاجر دسته‌بندی شده‌اند. صدها هزار نفر در آسیای مرکزی به چند دلیل به عنوان فرد بیکار ثبت نمی‌شوند: رویه‌های اداری طولانی و پیچیده، فقدان سواد حقوقی و بهره‌وری بسیار پایین نیروی کار.

میزان بیکاری بین 10 تا 15 درصد در شهرها و 40 تا 60 درصد در روستاها برآورد می‌شود. چنین وضعیتی نیروی کار را مجبور می‌سازد تا برای یافتن کار به خارج از کشور مهاجرت کند.

کمبود شدیدی از نیروی کار تحصیلکرده در بخش‌های بهداشت، آموزش، صنعت، حمل‌ونقل و بهره‌وری وجود دارد. اقتصاد کشورهای آسیای مرکزی سالیانه چندین هزار نیروی کار تحصیلکرده از چین، روسیه، ترکیه، هند و دیگر کشورها را برای اجرای پروژه‌های صنعتی و عمرانی جذب می‌کند.

یکی از دلایل اصلی این پارادوکس، آموزش کم و مهارت اندک اغلب مردم در این منطقه است. سهم جمعیت با تحصیلات متوسطه و دانشگاهی پایین‌تر از روسیه و اروپا است. نظام آموزش ملی نمی‌تواند نیروی کار تحصیلکرده مورد نیاز اقتصاد کشورهای منطقه را تامین کند. کیفیت پایین معلمان و زیرساخت ضعیف اجازه آموزش مناسب دانش‌آموزان را نمی‌دهد.

به این دلیل بخش زیادی از افراد جوان در آسیای مرکزی برای تحصیل به خارج از کشور، ازجمله اروپا، آمریکا، چین و کشورهای شرق آسیا مهاجرت می‌کنند. روسیه موقعیت قوی به عنوان تامین‌کننده مهارت‌های مورد نیاز منطقه، ازجمله تامین آموزش بیش از 100 هزار دانشجو از سراسر منطقه آسیای مرکزی دارد که نیمی از دانشجویان بین‌المللی مشغول به تحصیل در روسیه را تشکیل می‌دهند. البته نیمی از دانشجویان کشورهای آسیای مرکزی پس از تحصیل، در روسیه برای کار می‌مانند و افراد با مدارک تحصیلی از دانشگاه‌های روسیه نقش مهمی در توسعه اقتصادی آسیای مرکزی ایفا می‌کنند.

دوم اینکه، رشد اقتصادی سریع ویژگی آسیای مرکزی است که این امر افزایش قابل توجهی در کیفیت زندگی و موفقیت در مبارزه با فقر در 20 سال گذشته را داشته است. اقتصادهای محلی با تنوع اندک به اقتصاد خارجی وابسته است. کاهش واحد پولی در سال‌های 2019- 2014 به بازار داخلی کوچک این منطقه آسیب زده است و این بازار نمی‌تواند تقاضای مناسب ایجاد کند و پروژه‌های جدید بطور کامل به شرکت‌ها خارجی از حیث فناوری وابسته هستند.

در 15 سال گذشته، آسیای مرکزی بسیار بیش‌تر از همسایگانش همچون اتحادیه اروپا، روسیه و ترکیه رشد داشته است. تاجیکستان به عنوان فقیرترین کشور آسیای مرکزی شاهد کاهش فقر در این کشور از 73 درصد در سال 2003 به 31 درصد در سال 2015 بوده است. تغییرات قابل توجهی در ترکیب تولید ناخالص داخلی با کاهش قابل توجه سهم بخش کشاورزی صورت گرفته است. با این حال اقتصادهای منطقه همچنان به صادرات مواد معدنی (قزاقستان، ترکمنستان و ازبکستان) یا به صادرات نیروی کار (تاجیکستان و قرقیزستان) وابسته هستند.

با توجه به طبقه متوسط اندک که حدود 30 درصد جمعیت منطقه است (از 35 درصد در قزاقستان تا 5 درصد در تاجیکستان) و بازار داخلی کوچک این منطقه، کشورهای آسیای مرکزی باید به سمت اقتصاد صادرات محور حرکت کنند. سطح پایین بومی‌سازی تولید فناوری مدرن، فقدان نیروی کار ماهر و وابستگی به تجهیزات و فناوری وارداتی در بخش‌های اقتصادی مهم، جملگی موانع جدی در توسعه صادرات ایجاد می‌کنند.

سوم اینکه، پتانسیل ترانزیت این منطقه به‌واسطه زیرساخت و گمرگات توسعه‌نیافته و محدودیت‌های فنی به درستی محقق نشده است. به عنوان مثال در سال 2018، حمل‌ونقل بار از طریق راه‌آهن در قزاقستان حدود 17 میلیون تن بوده که کسری از حجم بار جابجاشده در راه‌آهن ترانس سیبری است.

توسعه‌نیافتگی زیرساخت‌ها نتیجه مولفه‌های مختلفی است. به عنوان نمونه قزاقستان تنها کشوری در آسیای مرکزی است که بعد از فروپاشی شوروی سابق دارای شبکه ریلی نسبتاً پیشرفته است که مناطق مختلف این کشور را به هم وصل می‌کند. در دیگر کشورهای آسیای مرکزی حمل‌ونقل بین مناطق مختلف باید به شکل ترانزیت از طریق کشورهای همسایه انجام شود. در ازبکستان تنها راه‌آهن بین تاشکند و ترمذ از طریق ترکمنستان انجام شود.

بعد از 30 سالی که از فروپاشی شوروی سابق سپری شده است، کشورهای آسیای مرکزی چند هزار کیلومتر خطوط ریلی داخلی و بین‌المللی ساخته‌اند. با این حال مشکلات جدی باقی است.

علاوه‌بر توسعه‌نیافتگی شبکه حمل‌ونقل، بسیاری از بخش‌های آسیای مرکزی از فقدان دیگر انواع زیرساخت‌ها همچون عرضه داخلی برق و گاز رنج می‌برند. محدودیت‌های سیستماتیک عرضه برق امری طبیعی در بسیاری از مناطق ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان است و دسترسی به شبکه سراسری برق ازجمله موانع جدی توسعه تولیدات صنعتی به شمار می‌رود.

مسکن و زیرساخت‌های بهره‌برداری در آسیای مرکزی شدیداً تحت فشار است. به عنوان مثال براساس اعلام بانک جهانی فقط 8 درصد از جمعیت تاجیکستان که اغلب این 8 درصد مقیم پایتخت هستند به سیستم گرمایش مرکزی دسترسی دارند.

رفع پارادوکس‌های مورد اشاره در این گزارش هدف راهبردی تمامی کشورهای آسیای مرکزی در 15 تا 20 سال آتی خواهد بود.