ناتاشا کوزو در تحلیلی که موسسه امور بین‌الملل استرالیا در وب سایتش منتشر کرد، نوشت: در ژوئن 2016 پروفسور دان مک‌آدامز مقاله‌ای در آتلانتیک با عنوان «روان دونالد ترامپ» منتشر کرد. مک‌آدامز در این مقاله با احتیاط و به‌تفصیل ویژگی‌های شخصیتی هشداردهنده بالقوه مردی را تشریح کرد که قرار بود چهل و پنجمین رئیس‌جمهور آمریکا باشد. بررسی او بیشتر به این دلیل توجهات را به خود جلب کرد که به بحث جامع‌تری موسوم به قانون گلدواتر مربوط می‌شد که بر اساس آن مجمع روان‌پزشکان آمریکایی اصول اخلاقی این انجمن را در سال 1973 منتشر کرد. این قانون روان‌پزشکان را از دادن نظرات حرفه‌ای درباره اشخاص عمومی که آن‌ها را شخصاً بررسی نکرده‌اند، منع می‌کند. این قانون در سال‌های بعد از صدور، بیشتر به‌عنوان یک دکترین پذیرفته شد، اما درهرصورت در سال 2016 با خیزش دونالد ترامپ برای ریاست جمهوری اوضاع تغییر کرد.

متخصصانی ازجمله مک‌آدامز، جرالد پست، مسئول سابق سیا، باندی لی، روان‌پزشک قانونی دانشگاه ییل و جمعی دیگر این موضوع را رد کردند و گفتند که دستورالعمل مجمع روان‌پزشکان بیشتر از این‌که یک قانون باشد یک اصل است و سابقه روانشناسی ترامپ او را فردی نامناسب برای رهبری کشور نشان می‌دهد. یک روان خطرناک تصمیمات خطرناکی در حوزه سیاست خارجی می‌گیرد و به نظر می‌رسد این امر با دستور به ترور سردار قاسم سلیمانی به اوج خود رسید. ایران و آمریکا تاکنون از کشیده شدن به سمت جنگ خودداری کرده بودند، اما عواقب اقدام یک‌جانبه ترامپ در برابر سلیمانی گسترده است.

این اولین باری نبود که به تصمیمات ترامپ در حوزه سیاست خارجی با دیده تردید نگاه شد، اما هدف گرفتن سلیمانی که به‌صورت علنی به‌عنوان اقدام در برابر «تهدید قریب‌الوقوع برای جان آمریکایی‌ها» توجیه شد، بر ضرب مهر شخصی ترامپ بر سیاست خارجی کنونی دولت آمریکا تأکید کرد. درحالی‌که نباید عوامل دیگر نظیر فشار جنگ‌طلبان ضد ایران در کاخ سفید، مایک پمپئو، وزیر امور خارجه و رابریت اوبراین، مشاور امنیت ملی را نادیده گرفت، اما اقدامات ترامپ ممکن است ناشی از حس تزلزل ناشی از استیضاح قریب‌الوقوع او بوده باشد. این وضعیتی است که او با آن ناآشنا است و باعث شد تصمیمات سیاست خارجی نسنجیده‌ای اتخاذ کند که نشانگر «قدرت» او باشد.

بسیاری از اقدامات عجیب ترامپ در زمینه سیاست خارجی (مانند به رسمیت شناختن بیت‌المقدس به‌عنوان پایتخت اسرائیل، آغاز مذاکرات دوجانبه با کره شمالی) مطابق با هویت روایی او اتخاذ می‌شود که ناشی از روانشناسی اجتماعی است و می‌گوید که یک شخص حسی را نسبت به «خود» بر اساس محیط اطراف، تعاملات و روابطش درونی می‌سازد و سپس آن را در روایاتی که دارد بیان می‌کند.

هویت روایی ترامپ در سال 1987 در کتاب «هنر معامله» ترسیم‌شده است. او به دنبال رسیدن به یک ایده‌آل داروینی است و درباره لزوم کوچک شمردن رقابت، جاه‌طلب بودن، مقابله‌به‌مثل نوشته است. این ذهنیتی است که ترامپ در طول عمرش پرورش داده و به او در رقابت انتخاباتی سال 2016 کمک کرد. ترامپ به دنبال آن است که خودش را در برابر روسای جمهور پیشین «پیروز» ببیند. این ذهنیت اغلب به تصمیمات او در حوزه سیاست خارجی کشیده شده است که انگیزه آن‌ها نیاز بیمارگونه به اقدام و توییت به روشی است که بر پیروزی‌های او تأکید کند.

تصمیم او به اعلام به رسمیت شناختن بیت‌المقدس به‌عنوان پایتخت اسراییل در دسامبر 2017 گواهی بود بر روش شدیداً شخصی او در تصمیم‌سازی‌های مربوط به سیاست خارجی. زمان اعلام این تصمیم هم مانند زمان ترور سلیمانی زمانی حیاتی بود. دنیس راس، مشاور دولت‌های بوش، کلینتون و اوباما در امور خاورمیانه می‌گوید که این اقدام بدون یک بستر متقاعدکننده و مطمئناً بدون مشورت با دولت‌های عربی که می‌توانستند شدت ضربه چنین تصمیمی را کم کنند، اتخاذ شد. به نظر می‌رسد که تنها پیش‌درآمد آن بازدید ترامپ از دیوار ندبه در بخش قدیمی بیت‌المقدس بوده است، کاری که هیچ رئیس‌جمهوری در آمریکا پیش از آن انجام نداده بود. بنابراین ترامپ به‌جای آنکه مبنای اقداماتش را نیازهای بین‌المللی و داخلی قرار دهد، تصمیماتش را در راستای سیاست‌های شخصی خود، نیازش به پیروز نشان دادن خود و انجام دادن کاری اتخاذ می‌کند که روسای جمهور پیشین قادر به انجامش نبوده‌اند.

دو سال بعدازآن اقدام، اقدام اخیر ترامپ برای صدور دستور ترور سردار سلیمانی و درعین‌حال تصمیم به خودداری از تشدید تنش با ایران یادآور همان بیانیه مربوط به بیت‌المقدس بود. ترامپ درصدد بوده قابلیتش را برای ارسال پیامی قوی به ایران اثبات کند. آن‌طور که دکتر لی گفته است ترامپ به‌شدت مجذوب کارهایی مانند حمله ریاست جمهوری علیه یک دشمن است تا نشان دهد از ظرفیت روانی لازم برخوردار است و درعین‌حال از روال‌های مناسبی نظیر اطلاع به کنگره که ممکن است عدم ظرفیتش را نشان دهد، خودداری می‌کند. منطقی به نظر می‌رسد که ترامپ با استرس نزدیک شدن استیضاح، به‌عنوان یکی از آخرین دشمنانی که باید شکستش بدهد، به یک اقدام یک‌جانبه و هم‌راستا با روایتش احساس نیاز کند.

محاسبات سیاست خارجی بر مبنای هویت روایی یک فرد اقدامی غیرمحتاطانه است، اما این روش، شیوه عمل دونالد ترامپ است. هویت روایی او مدت‌ها است برند متزلزل تصمیم‌گیری در حوزه سیاست خارجی را شکل داده است و احتمال دارد که اقدامات او در قبال ایران نیز کمتر به سیاست‌های بین‌المللی و بیشتر به‌تلافی جنجالی در برابر استرس استیضاح مربوط باشد.