کای هی و مینگ جیانگ لی در مطلبی که چتم هاوس منتشر کرد، نوشتند: مفهوم ژئوپلیتیکی “هند و اقیانوسیه” برای دهه‌ها وجود داشته است. هند و اقیانوسیه به عنوان مفهومی سیاسی و استراتژیک، از سال 2010، به تدریج در فرهنگ سیاست خارجی برخی کشورهای منطقه، به‌ویژه استرالیا، هند و ژاپن تثبیت شده است. البته به نظر می‌رسد چین مایل نیست خود را بخشی از منطقه هند و اقیانوسیه قلمداد کند.

در حالی که نبرد بین دو مفهوم ژئوپلیتیکی یعنی هند و اقیانوسیه و آسیا- اقیانوسیه ممکن است در آینده حل و فصل شود، رقابت راهبردی بین چین و آمریکا تازه شروع شده است. آیا هند و اقیانوسیه به میدان نبرد برای رقابت بین چین و آمریکا تبدیل خواهد شد؟ چگونه چین با راهبرد هند و اقیانوسیه آمریکا مقابله خواهد کرد؟ چگونه دیگر بازیگران منطقه‌ای به رقابت راهبردی آمریکا – چین در منطقه هند و اقیانوسیه واکنش نشان خواهند داد؟

عبارت هند و اقیانوسیه آزاد و باز بعد از اینکه چند بار توسط ترامپ در اواخر سال 2017، در جریان سفرش به آسیا تکرار شد، به سرخط خبرها تبدیل شد. در حالی که در سند راهبرد ملی سال 2017 آمریکا، یازده بار از عبارت هند و اقیانوسیه استفاده شده، مفهوم آسیا – اقیانوسیه اصلاً به کار برده نشده است. در ژوئن 2018، نیروی دریایی آمریکا نام فرماندهی اقیانوسیه خود را به فرماندهی هند و اقیانوسیه تغییر داد.

برخی از مفسران می‌گویند تغییر نام این منطقه از سوی آمریکا ممکن است نمادین باشد، لکن این امر می‌تواند امتداد دیدگاه راهبردی آمریکا از آسیا – اقیانوسیه تا هند و اقیانوسیه باشد.

تاکنون در اسناد رسمی چین از عبارت یادشده استفاده نشده است. به عنوان مثال در جدیدترین سند دفاعی چین که در ژوئیه 2019 منتشر شد، این کشور همچنان از عبارت آسیا – اقیانوسیه برای توصیف منطقه ژئوپلیتیکی استفاده می‌کند. در اسناد دفاعی چین ده بار از عبارت آسیا – اقیانوسیه استفاده شده، در حالی که عبارت هند و اقیانوسیه یک بار هم به کار نرفته است.

در عمل، بلندپروازی‌های اقتصادی و راهبردی چین هم اقیانوس هند و هم اقیانوس آرام را پوشش داده است؛ چرا چین عمداً مفهوم جدید هند و اقیانوسیه را نپذیرفته است؟ جواب ساده است: رهبران چین بر این باور هستند که راهبرد هند و اقیانوسیه آمریکا برای مهار ظهور چین است.

برخلاف دولت اوباما که آشکارا سیاست نگاه به شرق را مهار چین نمی‌دانست، اما دولت ترامپ نگرانی برای مقابله آشکار با چین ندارد. در سند راهبرد ملی سال 2017 آمریکا، چین دولتی تجدیدنظرطلب و رقیب راهبردی آمریکا لقب گرفت، چرا که این کشور چالشی برای قدرت، نفوذ و منافع آمریکا قلمداد شده که قصد دارد امنیت و سعادتمندی آمریکا را تضعیف سازد.  در سند راهبرد امنیت ملی سال 2019 آمریکا، بار دیگر چین یک قدرت تجدیدنظرطلب معرفی شده است که به دنبال برقراری نظم جدید در منطقه به نفع خود است. چین دیگر یک شریک سازنده قلمداد نمی‌شود. در چنین بستری جای تعجب ندارد که مقامات پکن جنگ تجاری و راهبرد هند و اقیانوسیه به رهبری آمریکا را لایه دوگانه برای مهار چین توسط آمریکا قلمداد می‌کنند.

فنگ لیو، یکی از اندیشمندان چین بر این باور است که پکن موضع تهاجمی خود را در سیاست خارجی در قبال همسایگانش تلطیف ساخته است. به عنوان مثال چین مناسبات راهبردی‌اش با هند و ژاپن را مجدداً برقرار کرده و به کشورهای عضو آ.سه.آن اطمینان داده است که رهیافت کمتر تهاجمی در قبال اختلافات در دریای جنوب چین اتخاذ خواهد کرد. سیاست خویشتن‌داری چین موفقیت‌آمیز بوده است و توانسته مانع از پیوستن قدرت‌های منطقه‌ای به سیاست آمریکا برای مهار چین شود.

چین همکاری‌هایش را با کشورهای جنوب شرق آسیا در حوزه امنیت غیرسنتی تقویت کرده است که این حوزه ابزاری برای مقابله با تاثیرات منفی راهبرد آمریکا در قبال هند و اقیانوسیه قلمداد می‌شود. این  نوع همکاری مانع از پیوستن کشورهای منطقه یادشده به کمپ ضدچینی به رهبری آمریکا خواهد شد.

راهبرد هند و اقیانوسیه آمریکا به آزمون دشواری برای بازیگران منطقه‌ای تبدیل شده است. تمام بازیگران منطقه‌ای، ازجمله کشورهای عضو اتحادیه جنوب شرق آسیا موسوم به آ.سه.آن مجبور هستند بین چین و آمریکا یکی را انتخاب کنند. علیرغم حمایت شعاری برخی کشورهای منطقه از راهبرد هند و اقیانوسیه، اغلب بازیگران سخت تلاش کرده‌اند طرف آمریکا را نگیرند تا آشکارا دشمن چین قلمداد نشوند. رهیافت عملگرایانه استرالیا به عنوان متحد نزدیک آمریکا موجب شده تا در عمل از حمایت شعاری از راهبرد آمریکا فاصله بگیرد.

آیا مفهوم هند و اقیانوسیه فراتر از مقیاس راهبرد آمریکا علیه چین خواهد رفت؟ آیا مفهوم یادشده به شکلی نهادینه خواهد شد که بتواند به کاتالیستی برای توسعه منطقه‌گرایی و چندجانبه‌گرایی در این بخش از جهان تبدیل شود؟

نهادینه‌سازی مفهوم هند و اقیانوسیه به رهبریِ اجرایی و رهبریِ ایده‌آل بستگی دارد. در حالی که رهبری اجرایی یک شرط لازم برای کشورها جهت فائق آمدن بر مشکلات مربوط به دستاوردهای نسبی و اقدام جمعی و دیگر مشکلات عملیاتی مربوط به همکاری است، رهبری ایده‌آل می‌تواند به گسترش منافع مشترک کمک کند.

در حال حاضر ابتکار “یک کمربند یک راه” اساساً یک ابتکار اقتصادی است، اما بسیاری از تحلیلگران بر این باور هستند سرمایه‌گذاری گسترده چین در زیرساخت‌ها و صنایع ناگزیر پیامدهای ژئواستراتژیک زیادی در سراسر اورآسیا و هند و اقیانوسیه خواهد داشت.

ابتکار یک کمربند یک راه به‌واسطه ضرورت فائق آمدن چین بر چالش‌های جدی برای حفاظت از منافع تجاری و امنیت اتباعش در منطقه، به‌تدریج سیاست‌ها و راهبرد امنیت بین‌المللی پکن در منطقه هند و اقیانوسیه را متحول ساخته است. یک نتیجه حاصل از ابتکار یک کمربند یک راه این است که چین به طور اساسی برای نمایش قدرت و نفوذش در منطقه هند و اقیانوسیه فعال‌تر ظاهر خواهد شد.

راهبرد آمریکا برای منطقه هند و اقیانوسیه متضمن برقراری موازنه یا راهبرد مهار ظهور چین است که این امر چالش‌های جدی در برابر نظم لیبرال بین‌الملل پس از بحران مالی سال 2008 محسوب خواهد شد.

البته بازیگران منطقه‌ای همچون استرالیا، ژاپن و هند و نیز اندونزی و دیگر کشورهای عضو اتحادیه جنوب شرق آسیا از ورود به رقابت راهبردی بین آمریکا و چین خودداری کرده‌اند.

یک راه برای کاهش رقابت راهبردی بین آمریکا و چین در منطقه هند و اقیانوسیه، نهاد‌سازی برای تسهیل همکاری، منطقه‌گرایی و چندجانبه‌گرایی است. البته نهادسازی در منطقه یادشده کار دشواری است و با موانع اجرایی و عملی مواجه خواهد شد.