عارف بیژن در مطلبی که شورای امور بین‌الملل روسیه آن را منتشر ساخت، نوشت: قبل از بیداری اسلامی، مناسبات دوجانبه روسیه و لیبی نه نزدیک بود نه بلااثر. در عوض روسیه، لیبی را کشوری برای گسترش منافع خود در بخش انرژی، فروش تسلیحات و به چالش کشیدن تسلط غرب بر مدیترانه قلمداد می‌کرد.

اهمیت حضور روسیه در بحران لیبی چیست؟ بدون تردید چنین حضوری منافع سیاسی و اقتصادی دارد.

از اوایل دهه 1970 تا سرنگونی قذافی در سال 2011، روسیه و لیبی مناسبات نزدیکی داشتند. در جریان جنگ سرد، لیبی نقش مهمی به‌عنوان پایگاه شوروی سابق در مدیترانه ایفا کرد. اگرچه شوروی سابق و لیبی هرگز وارد اتحاد رسمی با یکدیگر نشدند، ولی نظامیان روسی به‌کرات به لیبی سفر می‌کردند و قذافی از تلاش‌های شوروی سابق برای حمایت از مبارزات ضداستعماری در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی حمایت می‌کرد. بعلاوه، طرفین همکاری اقتصادی قابل‌توجهی داشتند.

روسیه برخلاف غرب، به‌ویژه آمریکا، از لیبی به دلایل واقع‌بینانه حمایت می‌کرد، چراکه لیبی نفت داشت و مایل بود از روسیه تسلیحات خریداری کند. پوتین در سال 2008، بدهی لیبی به روسیه به ارزش 4/4 میلیارد دلار را بخشید.

با آغاز شورش در لیبی، روسیه این کشور را ترک کرد و قراردادهایی به ارزش تقریبی 10 میلیارد دلار را از دست داد. متعاقب مداخلات آمریکا در اقصی نقاط جهان، مقامات ارشد روسیه، آمریکا، غرب و ناتو را به‌عنوان منبع اصلی ناامنی در لیبی برشمرده و واشنگتن و متحدان غربی‌اش را به سرنگون ساختن دولت قانونی لیبی متهم کرده‌اند که این امر منجر به خونریزی و ظهور گروه‌های افراطی و تروریستی شده است.

از اوایل 2012، روسیه تجهیزات نظامی به لیبی ارسال کرده است. از سال 2018، اخباری دال بر تلاش روسیه برای گسترش پایگاه نظامی در لیبی وجود داشته و مسکو اعلام کرده است که نیروهای ویژه این کشور را برای حمایت از لیبی به این کشور گسیل داشته است.

در حقیقت بازگشت روسیه به خاورمیانه و اهدافی که مسکو در این منطقه دنبال می‌کند شدت بیشتری پیداکرده و به دنبال ایفای نقش مهمی برای حل‌وفصل بحران لیبی است.

با توجه به تمرکز روسیه بر سوریه، برنامه سیاست خارجی مسکو در قبال خاورمیانه برای ناظران چندان روشن نبوده است. تمرکز ویژه روسیه بر مسائل امنیتی این گمانه‌زنی را مطرح ساخته است که این کشور به دنبال ایجاد موقعیت نظامی در خاورمیانه است. در این چارچوب، روسیه توجه خاصی به لیبی دارد.

 

اهمیت لیبی برای روسیه

ظهور داعش در لیبی متعاقب بروز جنگ داخلی در این کشور در سال 2014، بار دیگر موردتوجه جهان قرارگرفته و نگرانی‌هایی را در کشورهای همسایه و سراسر جهان ایجاد کرده است. لیبی به‌واسطه موقعیت جغرافیایی و برخورداری از منابع نفتی و بنادر، کشور مهمی است. این کشور در حال حاضر و در آینده، نقش مهمی در مسیر ترانزیتی آفریقا داشته و خواهد داشت.

حضور روسیه در لیبی کاملاً عمل‌گرایانه و متوازن است. از شروع جنگ داخلی در این کشور، مسکو تلاش کرده است تا موضع متوازن خود را حفظ کند. در حقیقت در جریان جنگ داخلی در لیبی، مسکو تماس‌ها را با نمایندگان دولت مستقر در طرابلس حفظ کرده است. در مراحل مختلف، روسیه برای شناسایی دولت فایز السراج به‌عنوان دولت قانونی اعلام آمادگی کرد.

 

منافع اقتصادی

منافع اقتصادی روسیه وجه غالب دستور کار این کشور در لیبی است. تجدید توافق‌های مهم به ارزش 9 تا 10 میلیارد دلار با توجه به خرابی‌های ناشی از جنگ چندساله، انگیزه قوی برای مسکو جهت گسترش حضور خود در لیبی به شمار می‌رود.

شرکت ملی نفت لیبی که همسو با دولت مستقر در طرابلس است قرارداد مهمی با شرکت بزرگ روسیه به نام روس‌نفت منعقد کرد. این قرارداد به شرکت روس‌نفت امکان سرمایه‌گذاری در بخش نفت لیبی را داده و برای اولین بار به مسکو اجازه فروش نفت خام این کشور را خواهد داد.

از حیث ژئوپلیتیکی، روسیه به اهمیت لیبی در بازار جهانی انرژی آگاه است. لیبی بیشترین ذخایر نفتی را در آفریقا دارد و اغلب این ذخایر کشف نشده است. لیبی همچنین از طریق خط لوله در بستر دریای مدیترانه، گاز به اروپا صادر می‌کند. روسیه عمده‌ترین صادرکننده گاز به اروپا است و با سرمایه‌گذاری در صنعت گاز لیبی، نقش مسلطش در بازار و اهرم فشار در این خصوص را حفظ خواهد کرد.

با توجه به نفوذ گسترده روسیه در خاورمیانه، مسکو به‌طور بالقوه می‌تواند تأسیسات دریایی دائمی در سواحل لیبی و در ناحیه استراتژیک مدیترانه مشابه پایگاه دریایی‌اش در سوریه به دست آورد. چنین تأسیسات دریایی دائمی می‌تواند به کارت چانه‌زنی ژئوپلیتیکی برای مسکو در برابر ناتو و اروپا تبدیل شود. روسیه به‌احتمال‌قوی مسیر صبر بلندمدت را برای محقق ساختن منافع اقتصادی و ژئوپلیتیکی‌اش در لیبی ادامه خواهد داد. مسکو احتمالاً شعار ضدغربی و ضدناتوی خود را حفظ خواهد کرد.

 

منافع سیاسی

با توجه به تاریخ همکاری روسیه با لیبی و تضاد کنونی مسکو با غرب، چنانچه روسیه از فرصت منحصربه‌فرد در لیبی استفاده نمی‌کرد، امری عجیب می‌بود. از دید تحلیلگران روسی، حضور مسکو در بخش مهمی از مدیترانه نوعی اعتبار قلمداد می‌شود.

علاوه بر منافع اقتصادی ملموس، ممکن است روسیه به کنشگر بانفوذ در لیبی تبدیل شود که در مسائل بین‌المللی همچون مهاجرت، امنیت متعارف و سیاست انرژی حرفی برای گفتن خواهد داشت. تمام این مسائل در نزدیکی و مجاورت قاره اروپا اتفاق می‌افتد.

با ورود روسیه به لیبی، مسکو به اروپا و آمریکا نشان داده است که خود را محدود به سوریه و اکراین نخواهد کرد و موفقیت در سوریه تصادفی نبوده است. درحالی‌که مسکو علاقه‌مند به تقابل مستقیم با غرب نیست، ممکن است از تلاش موفقش در مذاکرات با غرب بهره بگیرد.