کنت کاتزمن در یادداشتی که اندیشکده آمریکایی شورای آتلانتیک منتشر کرد، نوشت: اثربخشی سیاست آمریکا در قبال ایران را باید بر اساس اهداف اولیه این سیاست‌ها سنجید. یک سیاست ممکن است برخی شرایط را در کشور مورد هدف تغییر دهد، اما همه شرایط را تغییر نمی‌دهد. پرسش اصلی این است که آیا سیاست آمریکا در قبال ایران تاثیری در متغیرهای اصلی مورد نظر آمریکا داشته است یا خیر؟

در می 2018، دولت ترامپ از برجام خارج شد و خواسته‌های مشخصی در ازای برجام جدید و عادی‌سازی روابط با آمریکا، به ایران مطرح کرد.

آمریکا برای فشار بر ایران همه تحریم‌های ثانویه را که طبق برجام لغو شده بود، برگرداند تا ایران را در برابر خواسته‌های آمریکا تسلیم کند. همچنین، دولت آمریکا از آوریل 2019 از تحریم‌های پیش از برجام نیز فراتر رفته و دست به اقداماتی زده است تا صادرات نفت ایران را «به صفر» برساند.

تحریم‌های ثانویه آمریکا اکنون عملا همه بخش‌های غیرنظامی ایران را دربرگرفته است. اخیرا نیز وزارت خزانه داری آمریکا، بانک مرکزی ایران را تحت فرمان اجرایی 13224 قرار داد و این تحریم جدید، فراتر از تحریم‌های قبلی است که هر نوع تراکنش آمریکا با بانک مرکزی ایران را ممنوع و بانک‌های خارجی معامله کننده را مجازات می کند. این تحریم جدید دارای معافیت‌های حقوق بشری و انسان دوستانه هم نیست.

کارزار «فشار حداکثری» دولت آمریکا به اقتصاد ایران آسیب زده است. در اکتبر 2019، صندوق بین المللی پول در برآوردی جدید اعلام کرد که تولید ناخالص داخلی ایران در بازه زمانی مارس 2019 تا مارس 2020 تقریبا 9.5 درصد کاهش خواهد داشت.

کارزار فشار حداکثری آمریکا علیه ایران برای آمریکا نیز پیامدهای قابل توجهی داشته است. در ماه می، متحدان منطقه‌ای ایران با حمله به کشتی‌های حمل و نقل نفت در خلیج فارس و زیرساخت‌های نفتی کشورهای حوزه خلیج فارس، فشار متقابل علیه آمریکا و متحدان آن را آغاز کردند که حمله به دو تاسیسات نفتی عربستان در 14 سپتامبر 2019 مهم‌ترین آنها بود که در نتیجه آن، نیمی از تولید نفت عربستان را به مدت بیش از  سه هفته فلج کرد.

گزارش‌های مقامات دفاعی آمریکا حاکی از آن است که فشار حداکثری آمریکا از نظر راهبردی باعث تضعیف ایران و موجب کاهش نفوذ منطقه‌ای این کشور نشده است. پیش از کنفرانس امنیتی «گفتگوی منامه» در بحرین، ژنرال کنت مک کنزی، رئیس ستاد فرماندهی [ارتش] آمریکا، در 23 نوامبر آشکارا اظهار کرد که اگرچه کارزار آمریکا ایران را از حمله به اهداف آمریکایی باز خواهد داشت اما «کاملا محتمل است که ایران دوباره به اهداف کشورهای حوزه خلیج فارس حمله کند».

اظهارات مک کنزی موید نتایج گزارش آژانس اطلاعات دفاعی [آمریکا] در زمینه توان نظامی ایران است. این گزارش نشان می دهد که ایران قادر به تولید موشک‌های کروز و بالستیک، مین، پهپاد و دیگر تسلیحات و عرضه این سلاح‌ها و سایر تسلیحات به متحدان منطقه‌ای خویش است. به طور کلی، تهران، علیرغم کارزار فشار حداکثری، توانسته است مهاجم یا متحدان منطقه‌ای آن و یا منافع آن را به تحمیل آسیب اساسی تهدید و در برابر هرگونه تهاجم احتمالی، بازدارندگی ایجاد کند.

بنابراین هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که ایران حاضر به پذیرش اهداف اصلی راهبرد فشار حداکثری آمریکا (جلوگیری از توانایی ایران برای پیشبرد قدرت منطقه‌ای و توقف حمایت این کشور از متحدان منطقه‌ای خود) باشد.