استفان ولفروم در یادداشتی که اندیشکده مؤسسه آلمانی امور بین‌الملل و امنیت منتشر کرد؛ نوشت: طبق برآوردها، اسرائیل دارای 800 میلیارد تا 1 تریلیون متر مکعب گاز طبیعی است. مصرف داخلی گاز در اسرائیل تقریبا به 10 میلیارد متر مکعب در سال می رسد.

این مقدار در سال 2017 معادل با تقریبا 35 درصد از کل انرژی مصرفی در اسرائیل بوده است. با این حال، بهره برداری از میدان های گازی به منظور صادرات این گاز اضافی، به دلیل سیاست انرژی اسرائیل تا کنون پیشرفتی نداشته است.

وزیر انرژی اسرائیل و موسسه برنامه ریزی اقتصادی اسرائیل بر این عقیده‌اند که ذخایر انرژی اسرائیل برای استقلال راهبردی و نیازهای داخلی آن ضروری است. از سوی دیگر، دولت اسرائیل و وزارت خارجه به همراه شورای امنیت ملی، اهداف صادراتی خود را تا به حال حفظ کرده اند. این سیاست مبهم باعث سردرگمی سرمایه گذاران خارجی شده و آنها را از بازار اسرائیل دور کرده است.

 

توسعه همکاری منطقه ای

از نظر جغرافیایی، مصر و اردن نزدیک ترین مشتریان گاز طبیعی اسرائیل محسوب می شوند، اما شرایط بازار در این منطقه به سرعت تغییر می کند. اگرچه مصر به صادرات گاز از اسرائیل وابسته است، اما از آغاز سال 2019 توانسته است نیازهای خود را از طریق تولید گاز طبیعی داخلی تامین کند. صادرات به اردن هم با اعتراض مردم اردن مواجه است، به طوری که، نمایندگان پارلمان اردن تهدید کرده اند که به قراداد واردات گاز از اسرائیل پایان خواهند داد.

با این حال، اسرائیل برای پیشبرد همکاری منطقه ای در زمینه گاز، در آغاز سال 2019 به عنوان عضو موسس به اتحادیه گاز شرق مدیترانه (EMGF) پیوست که مصر، اردن، قبرس، یونان ایتالیا و تشکیلات فلسطین هم در آن عضویت دارند. هدف این اتحادیه ایجاد بازار مشترک گاز در شرق مدیترانه از طریق هماهنگ سازی سیاست های کشورهای عضو است.

 

خط لوله شرق مدیترانه

اسرائیل از یک طرف روی صادرات گاز به منطقه و از طرف دیگر روی برنامه ساخت خط لوله به اروپا حساب باز کرده است. قبرس، یونان و ایتالیا نیز از ساخت خط لوله به اروپا حمایت می کنند. این کشورها از کمیسیون اتحادیه اروپا خواسته اند تا پروژه موسوم به شرق مدیترانه را به عنوان یک طرح منافع مشترک تعریف کرده و در برنامه ده ساله توسعه شبکه ها وارد کند. هدف این برنامه ده ساله، بهبود ارتباطات زیرساخت های انرژی در اتحادیه اروپاست.

 

انتخاب همکاری منطقه ای یا بین قاره ای؟

ساخت خط لوله گاز به اروپا برای اسرائیل در درجه نخست به خاطر دلایل امنیتی جذاب است. یووال استاینیتز، وزیر انرژی اسرائیل، معتقد است که تجارت مستقیم گاز با اروپا فرصت را از کشورهای عربی سلب می کند تا نتوانند اسرائیل را تحت فشار سیاسی بگذارند. با این حال، این طرح هر نوع همکاری منطقه ای در زمینه انرژی را تضعیف می کند. دسترسی انحصاری اسرائیل به بازار گاز اروپا از طریق خط لوله شرق مدیترانه، کشورهای عرب اتحادیه گاز شرق مدیترانه را به حاشیه برده و این سازمان را فلج خواهد کرد.

انتخاب اسرائیل بین فروش منطقه ای و بازار اروپا، لزوما یک بازی با حاصل جمع صفر نیست. اگر از طریق توافق بلند مدت در بازار گاز منطقه ای، گاز طبیعی این منطقه به کارخانه های مایع سازی مصر صادر شود، بازار اروپا نیز تامین خواهد شد. این روش در مقایسه با ساخت خط لوله مقرون به صرفه تر بوده و تامین کنندگان گاز، یعنی قبرس و اسرائیل، را به همکاری هرچه بیشتر با مصر به عنوان کانون انرژی سوق خواهد داد.

همکاری اقتصادی ممکن است تاثیرات جانبی مهمی نیز داشته باشد. گسترش وابستگی متقابل که باعث توسعه روابط در این منطقه می شود، دیگر به راحتی حفظ نخواهد شد. اتحادیه گاز شرق مدیترانه می تواند به حل و فصل انرژی و مناقشات بین کشورها کمک کند.

به عنوان مثال، دینامیک بازار نوظهور گاز در شرق مدیترانه باعث شده است که لبنان (که عضو اتحادیه گاز شرق مدیترانه  نیست) برای توافق در مورد مرزهای دریایی خود با دشمن بزرگ خود یعنی اسرائیل، تحت فشار قرار گیرد. عضویت تشکیلات فلسطین در اتحادیه گاز شرق مدیترانه  نیز می تواند آرایش جدیدی در مناقشه خاورمیانه ایجاد کند. پیش از این، اسرائیل در مورد بهره برداری از ذخایر گاز در ساحل غزه، با فلسطینی ها وارد گفتگو شده است.

 

نتیجه گیری

اتحادیه اروپا ناچار است در قبال سیاست متناقض صادرات گاز اسرائیل، موضع روشنی اتخاذ کند. همکاری منطقه ای در زمینه انرژی در شرق مدیترانه باید مهم‌تر از پروژه خط لوله بین قاره ای باشد. در هر حال، منافع اقتصادی این طرح قابل تردید است، زیرا پتانسیل عرضه گاز از شرق مدیترانه (سالانه 10 میلیارد متر مکعب) به نسبت کل تقاضای اروپا ناچیز است. از این رو، شایسته است که اتحادیه اروپا موجب تقویت آرمان گاز شرق مدیترانه برای ایجاد اتحاد و هماهنگی در بازار انرژی شرق خاورمیانه شود.

در عین حال، منافع سیاسی قابل توجه همکاری منطقه ای ناشی از صدور گاز، منافع اقتصادی نامشخص ساخت خط لوله گاز به اروپا را جبران خواهد کرد. همچنین، اتحاد با منطقه از طریق همکاری در بازار گاز برای اسرائیل نیز مزایای سیاسی خواهد داشت. در این شرایط اسرائیل هنوز نتوانسته است بین صادرات گاز به اروپا یا کشورهای عربی منطقه، بهترین تصمیم را بگیرد.