فردریک مورو در مطلبی که موسسه فرانسوی امور بین‌المللی و راهبردی آن را منتشر ساخت، نوشت: به همین دلیل، اعلام مرگ مغزی ناتو توسط امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه مملو از حقایق تلخ است. البته بیانیه رئیس جمهور فرانسه دو سوال مهم و کلیدی را مطرح می‌سازد.

 

1- آیا ناتو مرده است؟

کارشناسان برجسته‌ای همچون ژاک اتالی، اقتصاددان و نظریه‌پرداز و پاسکال بونیفاس، بنیانگذار و رئیس موسسه روابط بین‌المللی و راهبردی فرانسه قبل از امانوئل مکرون چنین اظهار نظری را مطرح ساخته‌اند.

در اصل باید به چه چیزی فکر کنیم؟ ناتو یک اتحاد نظامی است و همانند هر اتحاد نظامی از زمان اتحادیه دلوس،[1] هدفش از اتحاد و وحدت میان اعضایش عیان و آشکار است، یعنی انجام اقدام دسته‌جمعی؛ اقدامی که یک کشور به تنهایی نمی‌تواند انجام دهد و نیروی بازدارنده آن در اعتبارش نهفته است: حمله به یک عضو حمله به همه اعضا قلمداد می‌شود.

اعتبار ناتو چیست؟ اعتبار ناتو، جهانی است که در آن قرار است آمریکا از اعضای اروپایی ازجمله مونته نگرو دفاع کند. وقتی حقیقت اصلی فرا برسد، اعتبار اصلی اتحاد نظامی یادشده، یعنی ناتو به اقدامی که قرار است تحت فرماندهی یک فرد صورت گیرد بستگی دارد: آن فرد رئیس جمهور آمریکا است.

اینک با حضور فردی به نام دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا چه بر سر اعتبار ناتو آمده است؟ بطور عینی باید گفت اعتبار این اتحاد نظامی آسیب زیادی دیده است. این دونالد ترامپ بود نه امانوئل مکرون که گفت ناتو به امری منسوخ تبدیل شده‌است. این دونالد ترامپ بود نه امانوئل مکرون که تردیدهایی درباره ماده 5 ناتو ایجاد کرد. همچنان این دونالد ترامپ است نه امانوئل مکرون که گفت اتحادیه اروپا دشمن تجاری آمریکا است. آیا می‌توان متحد نظامی یکدیگر بود در حالی که دشمن تجاری یکدیگر هستیم؟ رهبران اروپا مثل کبک سر خودشان را  در برف فرو برده و می‌گویند این دوره فقط یک دوره بدی است که خواهد گذشت.

اما در اکتبر سال 2019، یک عضو ناتو یعنی ترکیه در سوریه امنیت اروپا را تهدید نمود. ترکیه با این اقدام فقط اروپا را تهدید کرد. شرایط چنین تهدیدی توسط دیگر عضو ناتو یعنی آمریکا ایجاد شد. این وضعیت امنیتی، اعتبار و بن‌مایه اتحاد نظامی غرب یعنی ناتو را لرزانده است. به‌ویژه اینکه ترامپ، رئیس جمهور آمریکا نسبت به این حقیقت که سوریه 1100 کیلومتر با واشنگتن فاصله دارد و تالین نزدیکتر به آمریکا نیست، اظهار وجد کرد. نیازی نیست که به سوابق امر اضافه شود که ترامپ اعلام داشت حامی و پشتیبان بزرگ اردوغان است و فرش قرمز برایش در واشنگتن پهن کرد.

چه اقدام دیگری باید انجام دهیم تا مرگ قطعی اتحاد نظامی غرب یعنی ناتو را اعلام نماییم؟ مطمئناً نیروهای آمریکایی همچنان در اروپا حضور دارند. تعداد آن‌ها افزایش یافته است. اما قدرت بازدارندگی آن‌ها شبیه دیوار برلینِ قبل از فروپاشی است. چنین نیرویی از بیرون قوی و قدرتمند به نظر می‌رسد، ولی این نیروی به ظاهر قوی و قدرتمند می‌تواند روزی ناگهان فرو بپاشد. اگر دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا بعد از یک تماس تلفنی می‌تواند به کردها خیانت کند، چرا نتواند بعد از یک تماس تلفنی با پوتین، به لیتوانی‌ها خیانت کند؟ چه کسی باور دارد که ترامپ مار- ئه-لاگو[2] را فدای ویلنیوس (پایتخت و بزرگترین شهر لیتوانی) خواهد کرد؟

همواره می‌توان گفت که انتخاب کلمات و واژه‌ها توسط امانوئل مکرون نامناسب است. با این گفته بهتر بود صحبت از ایست قلبی کرد که چنین فرض می‌شود فرد بیمار را می‌توان احیا کرد. یا اینکه اتحاد نظامی غرب یعنی ناتو بیمار است، ولی ناتو بخوبی کار خود را انجام می‌دهد. اما این کار بازی با کلمات است. حقیقت این است که اتحاد در حال احتضار است و کسانی که بگونه دیگری وانمود می‌کنند چشم خود را بر این حقیقت بسته‌اند و جای دیگری را نظاره می‌کنند. در حقیقت این افراد خوابگرد هستند.

آیا این پایان ماجرا است؟ البته این یک سوال و مسئله واقعی است، چراکه اتحاد نظامی غرب با بحران‌های بسیاری دست و پنجه نرم می‌کند.

 

2- آیا اروپا به تنهایی قادر به دفاع از خود می‌باشد؟

تنها تهدید قریب‌الوقوع علیه اروپا، حضور ترکیه در آب‌های سرزمینی قبرس می‌باشد. چنین حضوری به این معنا است که ترکیه تهدید قریب‌الوقع برای اروپا است. اروپایی‌ها چکار خواهند کرد؟ بار دیگر سر خود را در برف فرو خواهند برد؟ اروپا ابزارهای لازم برای دفاع از خود دارد، اما فاقد اراده لازم برای انجام چنین کاری است.

برای همه اروپایی‌ها از شمال تا شرق این قاره، تنها تهدید واقعی حمله متعارف روسیه به شکاف سوواوکی است. شکاف سوواوکی یک خط 40 مایلی بین لهستان و لیتوانی می‌باشد. از حیث فنی باید اذعان کرد که نیروهای اروپایی بدون پشتیبانی نظامی آمریکایی‌ها مشکلاتی خواهند داشت. اما نباید نبردهای دوره جنگ سرد را تکرار کرد. باید دست از دروغ گفتن به خود برداریم. اگر ما از کشوری بترسیم که تولید ناخالص داخلی آن برابر با تولید ناخالص داخلی اسپانیا است و پنج برابر کمتر از 28 کشور عضو اتحادیه اروپا برای دفاع خودش هزینه می‌کند، معلوم است که مشکل مربوط به میزان هزینه‌کرد نیست، بلکه مربوط به ساختار است. مادامیکه اروپایی‌ها روند تصمیم‌گیری و ارتش‌های خود را یکپارچه نکنند، در مقابل سایر کشورها که مصمم و بخوبی سازماندهی‌شده هستند فاقد قدرت لازم خواهند بود.

فقدان یکپارچگی و نبود اراده دو بیماری سیاست دفاعی اروپا می‌باشد. به‌ویژه اگر روسیه به اروپا حمله کند، چنین حمله‌ای در میدان‌های نبرد دیگری بجز دشت آلمان – لهستان خواهد بود: قلمرو سایبری، فضای سیاسی و انتخاباتی، فضا و دیگر ابزارها همچون کنترل ادراکات یا کمک مالی و پولی به رهبران اروپا همانند مورد ایتالیا میدان‌های حمله روسیه خواهد بود. باید بیدار شویم. جنگ با روسیه آغاز شده‌است و آن جنگی نیست که ما فکر می‌کنیم. هدف این جنگ از هم پاشیدن وحدت اروپا است، نه حمله به لیتوانی. متاسفانه در این میان روس‌ها تنها نیستند، بلکه چینی‌ها نیز هستند و مهمتر اینکه دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا نیز هست. رئیس جمهور آمریکا فعالترین شخصیتی است که وحدت اروپا را نشانه رفته و به یکپارچگی ما حمله کرده‌است. وی تصویر مخالف تفکر آیزنهاور، کندی و ریگان است که این شخصیت‌ها اروپا را رقیب قلمداد نمی‌کردند، بلکه شریک می‌دانستند. این امر شدیداً آسیب زننده است، چراکه وحدت اروپا در سایه کمک‌ها و حمایت‌های آمریکا حاصل شده‌است. امروزه، باد در جهت مخالف شروع به وزیدن کرده‌است. زمان آن فرا رسیده‌است که اروپا سرنوشت خود را در دستانش بگیرد. این امر نباید فقط در حد حرف باشد، بلکه مستلزم اقدام عملی است. مهمتر از همه، اروپایی‌ها نباید اجازه دهند که فرد یا کشوری مهمترین و ارزشمندترین گنجینه‌شان، یعنی وحدت را در اختیار خودش بگیرد. با هم باشیم سرپا هستیم، جدا شویم از هم خواهیم پاشید.

 

[1] – پیمانی نظامی و امنیتی میان ۱۵۰ تا ۱۷۳ دولت- شهر یونانی به رهبری آتن بود.

[2] – مار- ئه-لاگو عمارت و بنایی تاریخی در پام بیچ، فلوریدا است که از ۱۹۲۴ تا ۱۹۲۷ توسط مارجری پست ساخته شد. او این خانه را همچون اقامتگاهی زمستانی برای رؤسای جمهور آمریکا و مهمانان خارجی تصور می‌کرد و پس از مرگ او در سال ۱۹۷۳ این عمارت وقف مردم آمریکا شد، ولی رؤسای جمهور مختلف از استفاده از آن خودداری کردند و در سال ۱۹۸۵ دونالد ترامپ، که بعدها چهل پنجمین رئیس جمهور آمریکا شد آن را خریداری کرد.