مارین اشنایدر پتسینگر، جو وانگ، یو جی و جیمز کرابتری پژوهشی را در این خصوص انجام دادند که بر روی وب‌سایت موسسه چتم هاوس منتشر شد. در چکیده این پژوهش آمده است:

  • محرک اصلی جنگ تجاری کنونی میان آمریکا و چین رقابت آنها برای سیطره بر عرصه فن آوری در جهان است. رئیس جمهور ترامپ به تعدادی از مسائل مربوط به تجارت با چین از جمله کسری تجاری آمریکا با چین و نام بردن از چین به عنوان اخلال‌گر ارزی اشاره کرده‌ است، اما سیاست ها و اقدامات چین در رابطه با انتقال اجباری فن آوری، سرقت مالکیت معنوی و دستکاری‌های غیر بازاری در بطن مسئله تشدید تعرفه‌ها قرار دارد.
  • با توجه به گسترش نفوذ بین المللی چین، همیشه بعید به نظر رسیده است که پکن همچنان پذیرای استانداردهای جهانی موجود و موسساتی باشد که توسط کشورهای توسعه یافته ایجاد شده و تا حد زیادی بر مبنای «اجماع واشنگتن» اقدام کرده‌اند.
  • تمایل چین به این که پرچم دار استانداردسازی در عرصه فن‌آوری باشد، همچنان محقق نشده است. استعداد فراوان این کشور در نوآوری مبنایی محکم در تلاش‌هایش برای رسیدن به برتری در عرصه فن آوری جهان است، اما ممکن است کنترل شدید آزادی‌های شخصی آن را تضعیف و شرکای جهانی بالقوه‌اش را منصرف کند.
  • مشخص نیست که آیا مداخلات دولت چین باعث خواهد شد که این کشور به خودکفایی در زمینه فن آوری که از مدت قبل خواهانش بوده است، برسد یا خیر. رویکرد چین در قبال مدیریت اقتصاد کلان با رویکرد آمریکا و دیگر اقتصادهای واقعی بازار به ویژه در زمینه سیاست در قبال پرورش نوآوری فاصله دارد.
  • بازیگران چینی مشغول جهانی سازی نوآوری فناورانه از طریق صادرات و واردات کالاها و خدمات مربوط به فن‌آوری برتر، سرمایه گذاری بین مرزی در شرکت‌های فن آوری و فعالیت‌های تحقیق و توسعه، همکاری های بین مرزی در زمینه تحقیق و توسعه و همکاری بین‌المللی در زمینه پژوهش‌های علمی فن‌آوری هستند.
  • در حالی که دولت چین شرکت‌های داخلی و موسسات پژوهشی داخلی را به مشغولیت در جهانی سازی نوآوری فناورانه سوق می‌دهد، اما نوآوری‌هایش در بخش فن‌آوری برتر باعث نارضایتی غرب شده است.
  • پاسخ فعلی آمریکا به رقابتش با چین برای رسیدن به برتری در عرصه فن آوری بعید است به موفقیت منتهی شود. آمریکا در صورتی شانس بهتری برای موفقیت خواهد داشت که بر رقابت پذیری آمریکا متمرکز شود، با شرکای هم فکر در سراسر جهان در خصوص رویکردهای مشترک در زمینه سیاست‌های مربوط به فن آوری همکاری کند و نظام تجارت بین المللی را تقویت نماید.
  • یک سازوکار نظارتی فنی در زمینه سرمایه گذاری خارجی می تواند مانع سوء‌استفاده ابرقدرت‌های رقیب در عرصه ژئوپلیتیک از همکاری‌های معمول مرزی در زمینه نوآوری فناورانه شود.

متن این پژوهش را می‌توانید با کلیک روی این لینک دریافت کنید.